تبليغاتX
ذوالفقار حسيني 121
ذوالفقار حسيني 121

عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) از منظر صوفیه

هو 121 عظّم الله اجورنا و اجورکم به مصابنا سیّدنا الحسین علیه السّلام سنّت عزاداری امام حسین(ع) از سننی است که بزرگان تصوّف و عرفان به آن توجه خاصّی داشته اند. چنانکه مرحوم استاد مرتضی مطهری در کتاب ده گفتار ، اصولاً سنّت وعظ در عالم اسلام را از ابتکارت مشایخ بزرگ صوفیه و عارفان می داند. در دوران اخیر نیز در سلسله نعمت اللهی گنابادی این سنّت حسنه حفظ و ترویج گردیده است به نحوی که بزرگان سلسله مقید بوده اند که در سحر عاشورا ضمن ذکر واقعه مصائب حضرت اباعبدالله، به بیان نکات معنوی واقعه نیز می پردازند. درباره نهضت و قیام حسینی کتابهای بسیاری توسط محققان تألیف گردیده و هر یک از آنها از منظری به این نهضت نگریسته اند. لذا برخی صرفاً به ظاهر قضیه و جنبه حکومتی آن توجه کرده و به حقیقت معنوی آن تجهی ننموده اند و برخی دیگر علاوه بر موضوع تاریخی و نقل حادثه مذکور جنبه معنوی آن هم مدّ نظرشان بوده است. تألیفات اقطاب اخیر سلسله نعمت الهیه گنابادی در خصوص موضوع نهضت اباعبدالله واجد وصف اخیر می باشد. بدین معنا که علاوه بر توجه به ظاهر قضیه، حقیقیت آن نیز مغفول نمانده است. اولین این آثار کتاب سلطنه الحسین، دوم تجلّی حقیقت در اسرار فاجعه کربلا، سوم ظهور العسق الاعلی و عهد الهی می باشد که به معرّفی مختصر آنها می پردازیم: 1- سلطنه الحسین: در دو جلد مفصّل در قطع رحلی تألیف مرحوم حاج ملّا علی نورعلیشاه گنابادی می باشد. مؤلف در این اثر تمامی روایات و مراثی و عباراتی که در مورد این واقعه نقل شده، جمع آوری کرده است. 2- تجلی حقیقیت در اسرار فاجعه کربلا: به قلم مرحوم حاج سلطانحسین تابنده گنابادی(رضا علیشاه) می باشند و با اینکه این اثر را مؤلف در ابتدای جوانی نگاشته اند. اما مورد توجه بسیاری از علما قرار گرفت به طوریکه مرحوم علّامه آقا میرزا محمّدطاهر تنکابنی(الطبرسی) تقریظی مبنی بر تأیید و تمجید از کتاب مذکور نگاشته اند. در این کتاب علاوه بر بررسی همه جانبه واقعه عاشورا، پیشنهاداتی هم در جهت اصلاح مجالس و منابر وعظ بیان شده است. تجلی حقیقت تا کنون پنچ نوبت چاپ شده و چاپ پنجم آن در سال 1384 توسط انتشارات حقیقت منتشر گردیده است. 3- ظهور العشق الاعلی و عهد الهی: تألیف مرحوم آقای حاج علی تابنده(محبوب علیشاه) می باشد که در این ایّام به جهت تقارن سالگرد رحلت ایشان در تاریخ 27/10/1375 شمسی با ایّام عاشورا، دراویش سلسله نعمت الهیّه گنابادی سوگوارتر می باشند. کتاب مذکور شامل سه سخنرانی مرحوم محبوب علیشاه در سحرهای عاشورا می باشد که به جهت شور و حال عرفانی در نحوه بیان مطالب مورد توجه بسیاری از مستمعین و عاشقان حسینی قرار گرفت و در انتهای کتاب هم شرح احوال ایشان درج گردیده که در اینجا قسمتی از مقدمه جناب آقای دکتر نورعلی تابنده(مجذوب علیشاه) که در آخرین چاپ کتاب، مزبور در سال 1380 که توسط انتشارات حقیقت منتشر گردیده و درج شده است، عیناً نقل می گردد: "ظهور العشق الاعلی" اشاره به عبارتی است که در خطبه الاولیاء جزو القاب حضرت اباعبدالله ذکر شده است. عشق اعلی اشاره به عشق الهی است که به مناسبت علوّ هدف و اعلاء بودن معشوق صفت"اعلی" گرفته است. این عشق اعلی در پیامبر(ص) و ائمه هدی(ع) وجود داشت. منتها خداوند به عامّه مردم آن دید معنوی را عطا نکرده است که نزد همه این بزرگان تجلّی و جلوه نور این عشق را ببینند. وقایع زندگی اباعبدالله و به خصوص وقایع منتهی به شهادت ایشان، وجود این عشق را ظاهر ساخت تا دیده های کم نور نیز ببینند. حضرت جان خود و عزیزانش و خلاصه آنچه را داشت در طبق اخلاص گذاشت و در راه جهاد به پیشگاه خداوند تقدیم نمود. چنین موقعیتی از طرف خداوند به آن حضرت عطا شد و مقتضیات اجتماع آن روز این فداکاری را به عنوان و ظیفه و عهد الهی برای آن حضرت مقررّ دانست. www.majzob.net

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

بازداشت دستکم 15 فعال دانشجویی طیف چپ در تهران

بر اساس اخبار رسیده ، مرتضی اصلاحچی( دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه)، آناهیتا حسینی( دانشجوی دانشگاه تهران)،سروش ثابت( علوم کامپیوتر دانشگاه شریف)، محمد پورعبدالله( مهندسی شیمی دانشگاه تهران)، ساناز اللهیاری( خواهر مهدی اللهیاری)، امین قضایی، سروش دشتسانی و بیتا صمیمی زاد، 9 تن از فعالان دانشجویی دانشگاه های تهران، شب گذشته بازداشت شده اند. با این حال به نظر می رسد، شمار دانشجویان بازداشت شده بیش از 9 نفر باشد. خانواده این دانشجویان، ضمن اعلام این مطلب" که فرزندانشان از بعدازظهر روز گذشته، به منزل مراجعه نکرده و دستگاه های تلفن همراه آنان خاموش است." نسبت به شرایط آنان ابراز نگرانی کردند.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

نامه تند احمدی‌نژاد به حدادعادل

منابع پارلمانی روز دوشنبه اطلاع‌دادند افزایش نطق‌ها و تذكرات مجلسیان در مورد اقدامات دولت كه به شكل بارزی در آستانه انتخابات افزایش یافته است، احمدی‌نژاد را به‌شدت عصبانی كرده است. به طوری كه وی در نامه‌ای تند كه ظاهرا رعایت اصول نامه‌نویسی در سطح سران قوا هم در آن نشده، خطاب به حدادعادل به آنچه «دخالت بیش از حد نمایتدگان در امور اجرایی» نامیده، اعتراض كرده است. احمدی‌نژاد در این نامه گفته است كه نمایندگان به لوایح فوریت‌دار دولت به‌ویژه لوایح مربوط به برداشت از صندوق ذخیره ارزی رای نمی‌دهند و در عوض با نظق‌ها وتذكرات خود در امور اجرایی دولت دخالت می‌كنند. هنوز از واكنش احتمالی مجلس و هیأت رئیسه به این نامه، اطلاعی در دست نیست

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

فقط يکی، بازرگان

به باورم مهندس مهدی بازرگان را اگر هيچ صفت ديگر نتوان داد، همين که در روزهای بهمن سال ۵۷ تنها کسی بود، که در آن موج کين جوئی و خون خواهی، که طاقت از همگان می ربود، او و تنها او بود که سخن از حقوق انسان ها، حقوق زندانيان و حقوق متهممان می گفت، يگانه اش می کند تاريخ دويست ساله اخير ايران – قرن نوزده و بيست ميلادی - نام ها و يادها دارد از انقلابيون، راديکال ها، جان باختگان بر سر آرمان و قدرت، به قدرت رسيدگان با احساس رسالت تاريخی، زندان کشيده های سرشار از اطمينان به نفس. اما نامداران مصلح و مصلحان اهل مدارا که مجالی يافته و مقامی گرفته باشند ، به تعبيری، سه تن بيش تر نبوده اند: اميرکبير، دکتر مصدق و مهندس بازرگان. اگر سه سالی را که ميرزا تقی اميرنظام در ارز روم به چالش استخوان شکنی با روس و عثمانی و بريتانيا، سه امپراتوری و قدرت بزرگ زمان مشغول بود برای حفظ حقوق ايرانيان، مرحله ای برای آشنا شدن وی با فرهنگ اروپائی بدانيم، که سخنی نه گزاف است، آن گاه می توان گفت هر سه مصلح تاريخ معاصر، شيوه عمل و رفتار خود را از غربيان آموخته بودند. در شرق، اين گونه انديشيدن نادر بود و تدريس نمی شد. چنان که هنوز هم اگر دانشگاه ها استثنا شده باشند، در بيش تر شرق، در خانه و خيابان و در زندگی، جوانان جز راديکالی نمی آموزند. و اگر استادانی باشند که اين ها بياموزند،جز آن نصيب نمی برند که دکتر حسين بشيريه برد. چه عجب اگر که امير و مصدق و بازرگان، تدبير و درايت توام با نرمی و مدارا را که آموخته بودند در عمل پای منافع ملی گذاشتند، و عجب نيست اگر هر سه با غربی ها درگير شدند – بيش از همه با بريتانيای استعماری و سلطه جو- . دومين مشترکه بين اين سه، در مشترکات مخالفان و رقيبانشان بود. در تراژدی پايان کار اميرکبير همزمان با ملاقات های سفير بريتانيا با درباريان و پيام هائی که بين سفارت و مهدعليا - مادر مغرور شاه جوان - رد و بدل شد، متحجرانی مانند حاج ميرزا آغاسی و راديکال هائی مانند ميرزا آقاخان نوری اولين [و شايد آخرين؟] رييس دولت ايرانی دارای تابعيت خارجی هم دست داشتند. در کار نهضت ملی کردن نفت و دولت مصدق، ديگر چيزی در پرده نيست، باز تفاهم دو قطب درباری و متحجر [و مخالفت های به غلط سياست گذاری شده حزب توده، نماينده صنف مترقی راديکال] در کار بود. ۲ دولت ۲۷۵ روزه مهندس بازرگان هم از همين راه رفت تا دوره ای تازه از زندگی مرد بزرگ آغاز شود. و بازرگان چکيده ای همه مصلحان ايرانی بود. هم قصه پرغصه قائم مقام می دانست که روزگاری پاسخ بدکاران را به مردم تبريز چنين نوشته بود "اگر حضرات از آش و پلو سير نشوند به جا، شما را چه افتاده است که از زهد ريائی و نهم ملائی سير نمی شويد. کتاب جهاد نوشته شد نبوت خاصه به اثبات رسيد. قيل و قال مدرسه ديگر بس است، يکچند نيز خدمت معشوق و می کنيد. اگر صديک آن چه که با اهل صلاح حرف جهاد زديد با اهل سلاح صرف جهاد شده بود امروز کافری نمی ماند که مجاهدی لازم آيد" او هم خوانده بود که با امير مکر استعمار و خدعه تحجر چه کرد تا ميرغضبان همچنان که در ماجرای قائم مقام، نه رحمی به زاری زوجه اش از بنات سلطنت کردند، و نه رعايتی به آن همه خدمت که کرده بود. اين بار رگ امير گشودند و خون در پای سروهای فين جاری شد تا ايرانی ترين باغ مرکز ايران تا ابد سوگوار بماند. بازرگان ماجرای نهضت ملی و مصدق را هم به چشم ديده بود. از اتحاد متحجران و راديکال ها خبر داشت. اما پشتش به انقلابی بود که در عظمتش جهانی به شهادت آمده بود. چنين بود که کوله بار تجربه و سال ها زندان را برداشت و چنان که خود گفته است از کتاب خدا استخاره کرد و وارد ميدان شد. شد اولين رييس دولت بی شاه در صدها سال تاريخ ايران. انقلاب به نفس ضدسلطه ای که داشت، غم دخالت بيگانه نداشت. پس روايت پايان کار مهندس بازرگان، تفاوت داشت با پايان قائم مقام و امير و مصدق. ديگر سفارتی در کار نبود. و هر چه بود همان اتحاد ديرينه تحجر و راديکالی بود. اما دو تفاوت عمده سرنوشت بازرگان با امير و مصدق. اول آن که بازرگان مجال يافت تا بعد از پايان دولتش بنويسد و بگويد و خطاهای خود و ديگران را گواهی دهد. و از اين فرصت معلمانه بهره گرفت و انگار تکه هائی از سرنوشت را در پيچ راه گذاشت تا آنان که به دنبال می آيند راه بدانند. اما تفاوت دوم آن جا بود اگر جنازه قائم مقام در سکوت نگارستان، در گوشه باغ دفن شد، اگر تن بی خون و سرد اميرکبير را همسر و فرزندانش مجال نيافتند غسل دهند. اگر دکتر مصدق را – وقتی نپذيرفت به خارج رود مبادا که بيرون از اين خاک در بگذرد – اذن آن ندادند تا جائی که می خواست دفن شود، و در حياط همان خانه اش در روستای احمد آباد دفن شد. اگر درگذشت و اين حادثه يک سطر خبر شد در روزنامه های وطن و نه بيش. زمانی که مهندس بازرگان خرقه تهی کرد، که راهی است که همه می روند. چهارصد هزار نفر، او را بدرقه کردند. و اين بزرگ ترين بدرقه کسی بود که نه روحانی بود و نه سيادت داشت. آن روز داريوش فروهر با پا دردی که داشت، به اصرار، تابوت مهندس بازرگان بر دوش گرفته بود. و در سکوت سردی که در تعظيم بر جنازه بازرگان همه را در برگرفته بود، داريوش خان گفت بازرگان نادره ای بود که پاداش خود از مردمی گرفت که هرگز به آنان دروغ نگفت. و مصلحت مردم را به چيزی نفروخت. فروهر هی می گفت افسوس... و تا نگاه پرسانم را ديد گفت کاری نکرده داشت مهندس، يک آرزو به دلش ماند و آن آزادی اميرانتظام بود. به گفته فروهر مهندس در لحظات آخر به جز اين تمنائی از جهان نداشت. می خواست اعاده حيثيت و آزادی اميرانتظام را هم ديده باشد. ۳ آنان که در زلزله های بزرگ بالاتر از شش در مقياس ريشتر گرفتار شده اند می گويند که در لحظه ای انگار زمين چهارجهت را گم می کند، گوئی خورشيد نه که از گرما می افتد که از بالا به زير می آيد، گم کرده مکمن ازلی. و اين شبيه ترين مثال است به حال آدميان هنگام انقلاب. اين واژه که گفتن و نوشتنش چنان آسان می نمود که در شعرها و مقاله ها می گشت. وقتی فعليت گرفت از هيبت خود، انقلابيون را هم ترساند. به باورم مهندس مهدی بازرگان را اگر هيچ صفت ديگر نتوان داد، همين که در روزهای بهمن سال ۵۷ تنها کسی بود، که در آن موج کين جوئی و خون خواهی، که طاقت از همگان می ربود، او و تنها او بود که سخن از حقوق انسان ها، حقوق زندانيان و حقوق متهممان می گفت، يگانه اش می کند. می توان گفت که چندان محکم ايستاده بود که جهت گم نمی کرد. در مدرسه علوی، از اولين لحظات روز بيستم بهمن، آرام آرام، تاريخ به وعده گاه رسيد. يک هفته ای بود که رهبر انقلاب آن جا بود و مردم تمام روز و شب می آمدند و رقصی چنان ميان آن ميدان داشتند. بيعتی گويا بود برگرفته از سنت های هزاران ساله. و چنين بود که به همان آهنگ که نظام پيشين فرو می ريخت و به همان آهنگ که نظام تازه شکل می گرفت، از لای کاغد ها و پوشه ها بيرون می زد، همه چيز وارد آن مدرسه می شد. مدرسه انگار کش می آمد و وسعت می گرفت. در شهری که سال ها و سال ها گرفتن يک خط تلفن جز با دستوری از بالاترين ها ممکن نبود، در يک روز چند سيم از سرديوارهای همسايه رسيد و در يک شب بيست خط تلفن اعتصابيون مخابرات رساندند. و چنين بود که روز بيست و دومم از بامداد مردمی مسلح می رسيدند و کسی را دست بسته يا باز، نشانده بر ترک موتورسيکلت يا بالای وانت، و يا نهان کرده عقب ماشينی آوردند که اميری است از ارتش شاهنشاهی يا وزير، عضوی از دربار يا ساواک. اين ها ابتدا در يک کلاس در طبقه همکف جا شدند. در اين حال رهبر انقلاب در طبقه دوم در اتاق معاون مدرسه نشسته بود روی قاليچه کوچکی، در اتاق های ديگر جلسات برپا می شد. در يک اتاق صحبت از آينده ارتش بود و در اتاق ديگر سخن از سيستم آموزشی جانشين. جائی از قضاييه گفتگو می شد. آوردن اسلحه را به مدرسه از دو سه شب قبل منع کرده بودند، اما چه کس می توانست جلوگيری کند از کسی که از قم تانک آورده بود و در ميدان شوش گرفتار شده بود و حالا اصرار داشت که رهبر انقلاب سوار بر آن شوند راهی زيارت حضرت معصومه. خواست ها و برنامه ها تمامی نداشت. در همين حال وانت ها می رسيد و بار می آورد. به سرعتی واژه "مصادره" کشف شد. کسی را نگاهی به ارزش مادی اموالی نبود که می آمد و يکی تحويل می گرفت، به چند دقيقه انباری مدرسه علوی پر شد. حياط پشت به اين کار اختصاص داده شد. ولی مگر تا کجا می شد اين ها را روی هم تلنبار کرد. پس يکی با صدای بلند فرياد زنان بود: اموال مصادره ای رانياوريد. جا نداريم. بماند تا تکليفشان را روشن کنند آقا. در اين لحظه صندلی های طلائی. تابلوهای گونه گون از اصل پيکاسو تا باسمه ناشيانه از ون گوک و رافائل. در کوچه باريک نهاده شد. تا غروب روز، هشت تائی شعبان جعفری در مدرسه بود، همه با ريش توپی و قوی اندام کت بسته، برخی سپيد مو و پهلوان مسلک. صدای حاج مهدی عراقی در بلندگوی دستی پيچيد که می گفت نه شعبان جعفری و نه اردشير زاهدی نيارين... همان شبانه معلوم شد که فقط تهرانی ها نيستند بلکه از شهرستان ها هم مردم دارند اموال و دارائی های درباريان و به قول آن روزها طاغوتيان را به سمت همين مدرسه می آورند. آن مدرسه که تا دو روز قبل تنها صدای درس و معلم از آن به گوش حاج موسائی می رسيد که خانه اش درهمسايگی بود، از روز يازده بهمن شده بود مرکز و ملجا و مامن انقلاب. و می خواستند همه دار و ندار کشور را در آن جا دهند اميدواران خوش خيال. از همين جا شايد بتوان دريافت که انقلاب چقدر احساساتی بود و چقدر خوش خيال. شبش ديگر جائی و هيچ سوراخی خالی و مخلا نمانده بود، احمد آقا و آشيخ علی اکبر رفسنجانی رفته بودند پشت بام برای حرف هائی که داشتند. نمی دانستند که از کوچه ديده می شوند تا زمانی که مردم از کوچه صدايشان کردند. و اين همان پشت بام بود که فردايش اولين اعدام انقلابی در چهارگوشه آن به اجرا در آمد. در چنين فضائی و در چنين دنيائی تنها يکی بود که چون طرح های انقلابی که از در و ديوار می جوشيد، اوج می گرفت، اعدادش فزونی می يافت، و ميدان عملش گسترده می شد، با همه قدرتش می گفت حقوق اين ها چه می شد. انگار يکی بود که وقتی همه از "حقوق جمع" می گفتند و آن را در انقلاب می ديدند، انسان را در نظر داشت و سرنوشت و حقوق شريف ترين مخلوق خدا از نظرش محو نمی شد. www.mizannews.com

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

جنبش دانشجویی راه دشوار و طولانی

راه پر فراز و نشیبی كه فعالان جنبش دانشجویی از 10 سال پیش تاكنون استوار و پیگیر برای دستیابی به حقوق انسانی خویش و كمك به استقرار و توسعه آزادی، برابری و عدالت در كشور در آن گام می‌زنند و رنج‌ها و صدماتی كه متحمل شده و می‌شوند، پر بی‌حاصل نبوده و نیست. این گام زدن تنها چنان كه مشهود است به رشد خودآگاهی و رهایی از وابستگی‌ها و موانع ذهنی و نیل به استقلال وجودی و بلوغ فكری و سیاسی می‌انجامد. از هم اكنون نشانه‌های امیدبخشی از آغاز دوران جدیدی در حیات جنبش دانشجویی به چشم می‌خورد. اینجا و آنجا افرادی سختكوش با حفظ استقلال و آزادی تفكر و تحقیق و داوری، اما متعهد و پایبند مسوولیت‌ها انسانی و ملی و میهنی، هفت دهه تاریخ پر ماجرا و آكنده از آزمون و خطار را به دقت مطالعه می‌كنند تا به راز پیروزی‌ها و علل شكست‌ها و ارتكاب خطاهای بزرگ پی ببرند. البته درگوشه‌و‌كنار نشانه‌های توقف در دوران كودكی به صورت‌های مختلف از جمله تمایل شدید به وابستگی فكری، واكنش‌هایی به شدت عاطفی و پرخاشگرانه،‌نابردباری در برابر عقاید مخالف، رقابت خصمانه به جای همكاری و سبقت‌جویی دوستانه و صلح آمیز،شتاب زدگی در تشخیص و داوری در امور و قضایا و سنگر گرفتن در درون حصاری از عصبیت‌ها به چشم می‌خورد. تحت چنین شرایطی خطر گرفتار شدن در دام انواعی از «بنیادگرایی» و ظهور جنبش‌های «‌سلفی‌گری» و تفكرات«ارتدوكسی»‌ وجود دارد. بنابر این باید از قداست بخشیدن به تبار فكری، سیاسی یا تشكیلاتی،‌بت سازی و قهرمان سازی در شخصیت‌ها پرهیز شود زیرا هم موجب بروز مناقشات و مشاجرات كودكانه می‌شود و هم گفت‌وگوی انتقادی و تعامل و همكاری میان جریان‌ها فكری مختلف را ناممكن می‌سازد. بر این اساس لازم است برای فهم انگیزه و ارزش‌ها كه پس از گذشت حدود شش دهه هنوز شادابی و سرزندگی خود را حفظ كرده، به بستر ظهور و رشد جنبش دانشجویی و سیر تحول آن در این 54 سال نگاه كنیم و موقعیت تاریخی و دشوار كنونی آن را از نظر بگذرانیم. جنبش پیشرو با تاسیس دانشگاه‌ها و گسترش آموزش عالی، جنبش اجتماعی جدیدی مركب از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها به صف نیروهای آزادی‌خواه و دموكرات پیوست این جنبش جدید توانست در تجدید حیات نهضت ملی ایران نقشی پیشرو و تعیین كننده بر عهده بگیرد. دانشجویان دوش به دوش دیگر اقشار آگاه جامعه توانستند تعدادی از شخصیت‌های آزادی‌خواه و وفادار به اصول مشروطه را به مجلس بفرستند. به زودی دانشگاه به مركز اصلی گفت‌وگو و تعامل و تبادل فكری و سیاسی در عرصه عمومی تبدیل شد. دستاوردهای این گفت‌وگوها توسط دانشجویان به بیرون از محوطه دانشگاه‌ها و دیگر عرصه‌های عمومی چون كارخانه‌ها و بازار و خیابان‌ها و حتی روستاها گسترش یافت. دانشجویان آن زمان به مثابه یك نیروی پر تحرك و پیشرو در صفوف نهضت یا در تشكیلات و احزاب و سازمان‌های سیاسی در سطح گسترده‌ای با اقشار مختلف مردم تماس برقرار كردند و وارد گفت‌وگوی روشنفكرانه، رساندن پیام‌ها آنان و در عین حال سازماندهی آنان شدند. جنبش دانشجویی هویت ملی ـ فكری و سیاسی خود را ضمن بالیدن در نهضت ملی ایران به دست می‌آورد، اما به همین اكتفا نكرد. در عین حال همه نیروهای جنبش دانشجویی در ابقای مسوولیتی كه در نخستین مرحله حیات خود گرفته بودند یكپارچه و متحد باقی نماندند و از همان آغاز شكافی بزرگ آن را به دو نیم كرد، بخشی با پذیرش گرایش‌های ماركسیستی جذب حزب توده شدند و بخش دیگر به نهضت ملی پیوستند و در احزاب وابسته به آن متشكل شدند. این شكاف یك تنوع و تكثر ساده فكری سیاسی نبود كه در همه جا به ویژه در درون دانشگاه‌ها امری گریزناپذیر و مطلوب به نظر برسد، بلكه با وجودداشتن انگیزه‌های واحد برای كمك به رهایی ملت و كشور از فقر و وابستگی و نیل به استقلال و عدالت و آزادی نسبت به مصالح جنبش ملی ایران و مسیری كه باید تا كسب پیروزی نهایی بپیماید،‌در دو جهت مخالف قرار گرفتند. بخشی هم جهت با نهضت ملی به رهبری آن دكتر مصدق و بخشی در مخالفت با آن صف بندی كردند. این شكاف یكی از غم انگیزترین حوادث در تاریخ نهضت ملی ایران است، زیرا كمتر عامل دیگری به اندازه آن چپ روی‌ها و بیراهه رفتن‌ها، در تضعیف و آسیب پذیر كردن جنبش ملی در برابرتوطئه‌ها ارتجاع و امپریالیسم تاثیرگذار بود و بخشی قابل توجه از دانشجویان چنان مجذوب جنبش جهانی كمونیستی شدند كه به خود اجازه ندادند مسائل و تحولات داخلی و مصالح جنبش‌ رهایی بخش ملی را جز از پشت عینك مصالح حزب و دولت اتحاد شوروی تفسیر و فهم كنند و از آنجا كه این دو به ندرت در یك راستا قرار می‌گرفتند، آن دنباله روی عملا به زیان نهضت ملی تمام شد. به طوری كه نهضت ملی نه فقط از حمایت قوی‌ترین نیروی متشكل آن زمان یعنی نیروی دانشجویی محروم ماند كه بخش بزرگی از نیروی ملت كه باید صرف خنثی كردن توطئه‌های استعمارگران و دشمنان ملت می‌شد، صرف درگیری‌های داخلی و آشوب و اغتشاش ناشی از چپ‌روی شد. واضح است كه این شكاف و تضادها از ناحیه جامعه سیاسی و روشنفكری كشور به درون جنبش دانشجویی راه یافت و چون معمولا جنبش‌های دانشجویی در آغوش جامعه سیاسی و روشنفكری رشد می‌كند و از تولیدات آن تغذیه می‌كند و از آن تاثیر می‌پذیرد، جنبش دانشجویی هم از درگیری‌ها و چپ‌روی‌های روشنفكرانه‌ آن زمان تاثیر پذیرفت كه موجب بیگانگی بخشی از جنبش دانشجویی از واقعیت‌ها و مصالح جنبش شد. بنابر این شكاف مزبور به این دلیل مخرب است كه دو نیروی مردمی و مترقی با آرمان‌ها مشابه با سمت‌گیری‌های استراتژیك متضاد، نیروی یكدیگر را خنثی می‌ساختند و یكدیگر را از تمركز روی هدف‌های اصلی باز می‌داشتند. با این حال بخش ملی جنبش دانشجویی به بركت همسویی با اكثریت عظیم نیروهای اجتماعی ملت ایران و تكیه بر میراث و سنت مبارزاتی انقلاب مشروطه در گسترش نهضت ملی و كسب پیروزی‌های بزرگ اولیه ایفای نقش كردند. شاید دانشجویان از هر دو گروه در لحظه انتخاب مسیر مبارزات خود از اهمیت توجه و تكیه بر تجربیات پیشین جنبش ملی آگاه نبودند، اما اگر قرار بر جمع‌بندی و درس آموزی از مبارزات جنبش دانشجویی در دوران نهضت ملی دهه 30-20 باشد می‌توان نتیجه گرفت یكی از مهمترین شعله‌های روشن كننده راه از بیراهه‌ها، خود‌آگاه بودن نسبت به تجربیات تاریخی مردم در تلاش برای دفاع از آزادی و استقلال و استقرار عدالت در جامعه است. هزینه‌ای كه ملت برای این هوشیاری و ناخودآگاهی تاریخی پرداخت، بسیار سنگین و غیر قابل جبران بود. ضربه شكست (كودتای 28 مرداد) آنقدر شدید و تكان دهنده بود كه نسل بعد را به جمع‌بندی آن وقایع برانگیخت. درس‌هایی كه هر گروه از دانشجویان از تحلیل فرجام نهضت ملی اخذ كردند مبتنی بر روش چارچوب‌های نظری و پیش فرض‌های واحدی نبودند. ضمن آنكه از رویكری «عكس العملی» و بیشتر احساسی تا عقلایی هم به كلی مصون نماندند. نتایج تلخ وابسته كردن هدف‌ها و مشی مبارزاتی و سرگذشت جنبش ملی به هر مرجع و مركز بیرون از جامعه و منفصل از خرد جمعی مردم ایران موجب شد جنبش دانشجویی در دوران دوم حیات خود در دهه‌های 40 و 50، رعایت اصل استقلال و اتكا به خویشتن را دست‌كم به لحاظ سیاسی و تشكیلاتی، اساس فعالیت جدید خویش قرار دهد. به طوری كه تقریبا همه فعالان جنبش دانشجویی اعم از مذهبی و غیر مذهبی،‌ رادیكال و میانه‌رو در این دوره خود را به ادامه سنت ملی و استقلال طلبی انقلاب مشروطه و نهضت ملی ایران وفادار نشان دادند.این گام بزرگی به پیش بود و به بركت آن فضایی پدید آمد كه همكاری میان طیف‌های مختلف جنبش بر ضد استبداد و امپریالیسم امكانپذیر شد. اما نتایج و جمع بندی‌ها در همه بخش‌ها نیز پر‌بار نبود زیرا منابعی كه برای بررسی و تجزیه و تحلیل امور و هدف‌گذاری و گزینش خط مشی مبارزه در دسترس‌ آنان قرار می‌گرفت، بیشتر از آنچه محصول مطالعه و تاریخ جامعه ایران و نظریه‌پردازی بر پایه واقعیت‌های بر آمده از آن باشد،‌نظریه‌هایی بود كه متفكران اروپایی از مطالعه و بررسی تاریخ جوامعه خویش به دست آورده بودند. ضمن آنكه آگاهی از آنها می‌توانست مفید باشد، اما كپی‌برداری و پیروی كامل از آنها نوعی وابستگی فكری و استراتژیك را به كوشندگان تحمیل می‌كرد. این منابع توسط روشنفكران و متفكران جامعه سیاسی تهیه و عینا در دسترس نسل جوان گذاشته می‌شد و آنها انتخاب دیگری جز بهره‌گیری از آنها پیش رو نداشتند. هنوز ترجمه‌ آثار خارجی مشغله اصلی روشنفكرانی بود كه با زبان آنها آشنایی نداشتند. به نظر می‌رسید كه تا عبور از مرحله وابستگی و مصرف كنندگی و رسیدن به دوران بلوغ عقلی و دست زدن به فعالیت‌های ذهنی راه درازی در پیش است. دو تغییر در مبارزه دشوار جنبش دانشجویی در دومین دوره تاریخی حیات خود در دهه‌های چهل و پنجاه درگیر مبارزه‌ای دشوار و پرهزینه با دیكتاتوری و سلطه امپریالیستی شد. آنها برای كمك به در هم شكستن بن بستی كه در برابر مبارزه با حكومت كودتا پدید آمده بود به مبارزه مسلحانه پیوستند یا‌ آن را حمایت كردند. در این سال‌ها دانشگاه مناسب‌ترین منبع برای جذب نیرو و جنبش دانشجویی مطمئن‌ترین پناهگاه مسلح محسوب می‌شد. آنها با فداكاری‌ها و جانبازی‌های خود در عرصه مقاومت در برابر رژیم دیكتاتوری، در شكستن سكوت و افشای ماهیت ضد مردمی رژیم و دمیدن روح امید و اعتما به نفس در مردم یاری رساندن و در ایجاد زمینه‌های ذهنی و فكری انقلاب بهمن 57 نقش چشمگیری ایفا كردند. در این مرحله نیز همانند دوره پیشین جنبس در ارتباط ارگانیك با مبارزه ملی بود و از آن تاثیر می‌گرفت و تغذیه فكری و استراتژیك می‌شد. در دهه‌های 20 ـ 30 مبارزات ملت، هویتی ملی، ضد استعمار انگلیس و ضد استبداد شاه داشت و دو هدف را دنبال می‌كرد؛ هدف اول ملی كردن صنعت نفت و هدف دوم برگزاری انتخابات آزاد و بازگرداندن شاه به موقعیت و جایگاهی كه قانون اساسی برای وی تعیین كرده بود. اما در دومین دوره یعنی دهه 50-40 جنبش ماهیت مذهبی ضد استبدادی و ضدامپریالیستی پیدا كرد و قرار بود هر دو هدف با تغییر رژیم سلطنتی و بر قراری جمهوری تحقق یابد. جنبش دانشجویی در یك سیر تصاعدی از سال 42 به بعد سرعت خود را با این اهداف تطبیق داد و بخش اعظم دانشجویان مبارز با هویت مذهبی به جنبش پیوستند. بخش ماركسیستی جنبش دانشجویی این بار بر حفظ استقلال از حزب و دولت شوروی اصرار ورزیدند و به جای مواجهه تضادی و خصومت‌آمیز ماركسیست‌های دوره قبل با نهضت ملی، با بخش مذهبی جنبش دانشجویی همكاری و جنبش عمومی بر ضد سلطنت و امپریالیسم را حمایت جدی كردند. این دو تغییر حاصل درس‌هایی بود كه از جمع‌بندی علل شكست نهضت ملی و سهم نیروهای سیاسی در آن شكست به دست آمده بود. مبارزه مسلحانه به مثابه استراتژی انقلاب برای تغییر رژیم فراگیر نشد. هر چند انقلاب از كوشش‌های مسلحانه تغذیه كرد ولی از مسیر دیگری به پیروزی رسید. این ناكامی معلول نارسایی نظریه‌های اجتماعی و انقلابی بود كه از تجربیات جنبش‌های دیگر كشورها اخذ شده و راهنمای عمل مبارزان در داخل قرار گرفته بود. در این كار سنت و تجربه مبارزات ملی و رهایی‌بخش ملت ایران در یك قرن گذشته مورد توجه جدی قرار نگرفت و از آنها برای تدوین نظریه راهنمایی مبارزه استفاده نشد. تاثیر این غفلت بزرگ به احتمال قوی سرنوشت جنبش رهایی بخش ملت را تغییر داد و مسیری متفاوت در برابر آن گشود. نشانه‌های بحران در صف جنبش دانشجویی به محض بروز آثار شكست در استراتژی انقلاب مسلحانه، نشانه‌های بحران در صفوف جنبش دانشجویی آشكار شد در صف یكپارچه هر دو بخش مذهبی و ماركسیستی خلل و شكاف‌هایی پدید آمدند و زمینه‌های همكاری میان دو جریان ضعیف شد و بدبینی و سوءظن جای اعتماد و علاقه پیشین را گرفت. پیش از اینكه كوشش‌های پراكنده برای جبران ضایعات و بازسازی جنبش دانشجویی به نتیجه برسد، انقلاب پیروز شد و آنها كه تا پیش از این در موقعیت پیشاهنگان انقلاب قرار داشتند، دنباله‌رو رهبری انقلاب توده‌ای شدند و با حركت میلیونی مردم همراهی نشان دادند. پایان عمر پر نشیب و فراز پیروزی انقلاب و فروپاشی رژیم دیكتاتوری فرصتی تازه در اختیار رهبران فكری و تشكیلاتی و فعالان وجنبش دانشجویی قرار داد تا آزاد از فشار خفقان و سركوب در حالی كه شور و شادی و امید و آرزو سراسر كشور را فراگرفته بود، ضمن بازسازی تشكیلات متلاشی شده هژمونی انقلاب را دوباره به خود بازگردانند و زمام رهبری و مدیریت قدرت سیاسی را به عنوان حق مسلم خود (پیشتاز) در كوتاه‌ترین زمان به دست گیرند. بحران سال‌های 50 موجب بروز انشعابات متعدد در جنبش دانشجویی شده بود. هرگروه به تنهایی خود را دارنده حق مطلق عالی‌ترین آرمان‌های بشری و در نوك پیكان تكامل می‌دید و صالح‌ترین برای رهبری انقلاب اجتماعی ـ سیاسی نوین تلقی می‌كرد. با این جمع بندی و هدف‌گذاری كه شتاب‌زده و بی‌مطالعه و تامل در واقعیت‌ها و بدون حزم و دوراندیشی انجام گرفت دست به عمل زدند و مبارزه سیاسی، فكری ـ روانی و سرانجام نظامی سختی را با رقبا و دشمنان پرقدرت خود آغاز كردند. از آن كشاكش سخت كه فرجامی تلخ و خونبار در پی داشت، جان سالم به در نبردند و تنها 16 ماه بعد از پیروزی انقلاب از محیط دانشگاه‌های كشور ریشه كن شدند. بدین ترتیب آغاز دهه 70 نقطه پایانی بود بر عمر پرنشیب‌وفراز جنبش دانشجویی كه 40 سال پیش از آن قدم به عرصه نهاده بود. در این دوره انجمن‌های اسلامی در دانشگاه‌ها امور را به دست گرفتند. انجمن‌ها نمایندگی بخشی از دانشجویان را بر‌عهده گرفتند. تحولاتی كه در كمتر از یك دهه بعد از پایان جنگ در وضعیت اجتماعی ـ ‌اقتصادی كشور رخ داد، همراه با جابه‌جایی در قدرت، تركیب انجمن‌های اسلامی دانشجویان را به تدریج دگرگون كرد. همزمان یك رشته تغییرات چشمگیر در وضعیت طبقات اجتاعی رخ داد كه با افزایش جمعیت،‌توسعه مدارس و موسسات آموزش عالی و افزایش تعداد دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها همراه بود. بخش‌هایی از گروه‌های حاكم نیز ضرورت دست زدن به یك رشته اصلاحات سیاسی و اجتماعی را مطرح كردند. مجموعه این موارد كه در نیمه اول دهه 80 میان گروه‌ها و جناح‌های مختلف حاكمیت جریان یافت، دانشجویان فعال در انجمن‌های اسلامی را تحت تاثیر قرارداد به طوری كه اعضای آنها ظرف مدت كوتاهی به سمت و سوی حركت‌های اصلاح طلبانه گرایش پیدا كردند و دیر زمانی نگذشت كه به فعال‌ترین و موثرترین بازوی جنبش اصلاح طلبی تبدیل شدند. اما بروز یكسر اتفاقات مانند حادثه كوی دانشگاه، شكاف بی‌اعتمادی میان دولت و احزاب اصلاح طلب با دانشجویان را به وجود آورد تا سرانجام لحظه گسست فرا رسید. دفتر تحكیم وحدت استقلال خود را از دولت و احزاب اصلاح طلب دوم خرداد اعلام كرد. باید در خاطر داشت كه جنبش دانشجویی این دوره بر خلاف ادوار پیش از سال 60 از بالا و از درون پایگاهی در درون حاكمیت شكل گرفت و مراحل اولیه رشد خود را تحت حمایت و نظارت آن سپری كرد، از درون توده‌های دانشجویی و تحت تاثیر مستقیم جنبش‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فعال در عرصه عمومی شكل گرفتند و رشد كردند. انجمن‌‌های اسلامی و دفاتر تحكیم وحدت سرانجام به مراحله‌ای از رشد و توانایی رسیدند كه احساس كردند می‌توانند و باید بند نافی كه آنها را به خاستگاه اولیه‌شان متصل می‌كرد قطع كنند و ایستاده روی ‌پاهای خود حركت كنند. یكی، دو سال بعد از آغاز جنبش اصلاحات دوم خرداد 76، یعنی زمانی كه اصلاح طلبان با موانع سخت رو‌به‌رو شدند، معضلات نظری و راهبردی آشكار شد. موج بی‌اعتمادی تازه‌ای نسبت به صلاحیت مراجع مزبور در رهبری و هدایت فكری و سیاسی و راهبردی جنبش اصلاحات، دانشجویان انجمن‌های اسلامی و تحكیم وحدت را فرا گرفت. از پی آن بحرانی فكری و راهبردی پدید آمد كه با افزایش فشار و تشدید ضربات پی‌درپی بر پیكره انجمن‌ها و فعالان دانشجویی تشدید می‌شد و تاثیرات مخرب منفعل كننده‌ای بر نیروهای بدنه جنبش اصلاحات، بر جای می‌گذاشت. بسیاری از دانشجویان از فعالیت كناره گرفتند. شكست‌ها و عقب نشینی‌های متوالی و ضربات تازه بر جبهه اصلاحات از اواخر دوره ششم مجلس به بعد وضعیت را سخت‌تر كرد و به نوبه خود بر شدت بحران فكری و راهبردی حاكم بر جنبش دانشجویی افزود، تحت این شرایط دشوار فكری و سیاسی بود كه انجمن‌ها از درون دچار اختلاف و تضاد و كشمكش شدند. انشعابات متعددی رخ داد و جنبش دانشجویی بیش از پیش تضعیف و میدان عمل آن محدودتر و از تاثیر و نفوذ سیاسی آن در میان دانشجویان و در جامعه كاسته شد. ابتدا تصور می‌شد كه با اعلام استقلال از حاكمیت و قطع وابستگی به احزاب جبهه دوم خرداد، معضلات نظری و راهبردی جنبش دانشجویی تخفیف یافته و تدریجا از بین می‌روند و نشاط فكری و عملی آن تجدید و رشد و اعتلای دوباره آن آغاز می‌شود ولی چنین اتفاقی نیفتاد، زیرا پس از قطع اتصال و وابستگی به مراجع پیشین دو راه در پیش داشتند؛ یا خود راسا مسوولیت حل معضلات نظری و تدوین استراتژی جنبش را بر عهده می‌گرفتند یا به جست‌وجوی مراجع تازه‌ای بر می‌آمدند، شق اول منتفی بود و انتخاب شوق دوم ظاهرا با استقلال طلبی، خود كفایی و خودمختاری دلخواه آقایان در تضاد قرار می‌گرفت. در نتیجه اكثر جریان‌های فعال دانشجویی در وضعیت تعلیق فكری و راهبردی قرار گرفتند. در بهترین حالت فعالیت‌های آنان محدود به دفاع از خود در برابر فشارهای وارد بر آنان بود. در این دوره، جنبش دانشجویی به دفعات تا مرز نابودی و توقف كامل پیش رفت، اما هر بار از مهلكه بیرون جست و به پایداری در برابر آسیب‌‌ها و وفاداری بر ارزش‌ها ادامه داد. دانشجویان فعال در هر چیز و هر كس دچار تردید می‌شدند یا آنها را متزلزل و نااستوار می‌دیدند، اما در اصالت حقیقی كه سرچشمه هستی فرد و جامعه است و در آزادی و برابری و عدالت كه نیاز وجودی آنها بود هرگز تردید نكردند. ایمان و وفاداری آنها به اصول حقیقت، آزادی و عدالت اجازه نمی‌داد مسوولیتی را كه در قبال سرنوشت خود و مردم و میهن خویش بر عهده گرفته بودند‌،نقض كنند ولی به زودی متوجه این نكته شدندكه با گام زدند در تاریكی،‌ راه به جایی نخواهند برد. خویشتن را نیازمند چراغی دیدند كه راه را روشن سازد و به سر گشتگی‌ها و كج‌روی‌ها پایان دهد. در این مرحله بود كه ناگهان متوجه گسستی شدند كه به مدت20 سال میان‌ آنها و میراث مبارزاتی و تجربی نسل‌های پیشین فكر آنها جدایی افكنده بود. بنابر این به طور فشرده می‌توان گفت، جنبش دانشجویی هر زمان كه كوشش‌های راهبردی خود را نسبت به آرمان‌ها و دستاوردهای مثبت اصلی جنبش‌های ملی‌ رهایی بخش مردم حفظ كرده تداوم بخشیده‌اند و از نقاط ضعف و خطاها و كژروی‌ها و افراط و تفریط‌ها درس آموخته و به هر نسبت كه تاریخ، فكر، فرهنگ ملی، تحولات سیاسی،‌ اجتماعی و مذهبی جامعه ایران را جزء منابع اصلی تغذیه فكری خویش قرار داده است و استقلال فكر و آزادی انتخاب و نقد و داوری خود را با نفی وابستگی و دنباله‌روی كوركورانه از مراجع بیرون از خویش، بیگانه با خرد جمعی و وجدان ملی حفظ كرده است و نقشی پیشرو و در جنبش‌‌های ملی، استقلال طلبی و آزدای خواهی و عدالت‌جویی مردم ایران ایفا كرده است كارنامه‌ای درخشان و دستاوردهایی با ارزش از خود بر جای گذشته است. شكست‌ها و خطاها همه معلول نادیده گرفتن اصول و معیارهای فوق و بیگانه شدن از ویژگی‌های پایدار و بنیادین فرهنگ مردم ایران است. تردید نیست كه در حال حاضر جنبش دانشجویی دوران سنتی را می‌گذراند زیرا از درون فاقد انسجام و همبستگی و توان و وفاق فكری و راهبردی متناسب با حجم تهدیدات و فشارهایی است كه بر آن وارد می‌شود. خطر بزرگی كه در چنین موقعیتی آنها را تهدید می‌كند، ظهور واكنش‌های دفاعی ناخودآگاه ومخرب است كه معمولا به خاطر فقدان یك عقلانیت انتقادی و راهنمای عمل و بی‌اعتنایی نسبت به تجربیات تلخ و علل شكست‌های گذشته بروز می‌كند. تكرار پروژه‌ها و راهبردهایی كه نادرستی آنها در آزمون‌های مكرر ثابت شده است، حاكی از كاستی‌های جدی در نظام عقلانیت و نظریه‌های راهنمای عمل است. راه رستگاری به روی كسانی باز است كه به حقانیت،‌ ارزش‌های اصل توحیدی، حقیقت، آزادی، برابری و عدالت ایمان دارند و خرد خودآگاه را معیار تشخیص و داوری قرار می‌دهند، به اهمیت صبر و پایداری واقفند و ایستادگی و فداكاری در راه ارزش‌های اصیل و ضامن حیات را ارج می‌نهند.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

نداستن حق مسلم ماست

آنان که از آگاه شدن و بیداری مردم در هراسند، هفته گذشته (دي ماه 1386) در پی موج جدید مهرورزی تعداد زیادی از سایتهای درویشان را فیلتر کردند تا همگان بدانند ندانستن حق مسلم ملت ايران است و بقیه شعار ها براي عوام فریبی است. فیلتر شدن سایتهای فرهنگی مانند تصوف ایران و مزار سلطانی یاد آور آتش زدن کتابخانه های ایران توسط چنگیز خان مغول است. اين دو سايت مجموعه نفيسي از كتب عرفاني و گوهرهاي نفيس علم و عرفان و تصوف است كه فيلتر نمودن آنها يادواره نگراني مغول از پرشدن خانقاه ها را به ذهن متبادر ميكند. اين دو سايت مهمترين تفاسير قرآن در مذهب شيعه و آموزه هاي فلسفي و عرفاني و اخلاقي را در اختيار تشنگان حقيقت قرار داده اند. مسلما و بدون ترديد فيلتركنندگان راضي نيستند احكام قرآن نشر يابد. وقتي سایتهايی مانند قانون و درویشان و مجذوبان نور که سايتهاي حقوقی هستند و مطالب و لوایح قانونی دراويش را درج مینمایند، فیلتر میشود و مانع از اطلاع همگان از اقدامات فرا قانونی نفوذیهای حجتیه كه به نامهاي مؤتلفه و اصولگرايان در دستگاههای امنیتی میشود به اين موضوع ميرسيم كه قانون در ايران ابزار حكومت بر مردم است و مردم نبايد از آن براي احقاق حق خود استفاده كنند. آیا میدانید چرا کتابخانه ها توسط مغول به آتش کشیده شد؟ چرا قرآنها در حسینیه شریعت سوزانده شد؟ چرا اسامي ائمه معصومين عليهم السلام در حسينيه دراويش بروجرد به آتش كشيده و زير تيغ بولدوزر رفت؟ چرا توقیف فله ای مطبوعات انجام گرفت؟ چرا یک میلیون سایت اینترنتی فیلتر شده اند؟ چرا سالهاست اجازه انتشار كتب صوفيه ممنوع است؟ چرا از انتشار کتابهاي صوفيانه و عرفاني آیت الله خمینی جلوگیری میکنند؟ و چرا آيت الله خامنه اي مجاز به انتشار رساله در ايران نيست و فقط رساله ايشان بايد در خارج از كشور توزيع شود؟ برای اینکه ندانستن حق مسلم ماست. برای اینکه اگر بدانيم كه عوامل موساد از طريق حجتيه و مؤتلفه در لباس اصولگرايان مشغول ويران كردن مملكت هستند و تلاش ميكند تا دين را از درون بپوساند و كشور را ويران نمايد ديگر ارزشي براي حاكميت فعلي قائل نخواهيم بود و خواهيم دانست كه نام دين و ريا به دينداري همانند حكومت زشت كليسا در قرون وسطي فقط روپوشي است تا اسلام را از بين ببرند. يريدون أن يطفوا نور الله بأفواههم والله متم نوره ولو كره الكــــــــافرون سايتهاي زير فيلتر شده اند و علاقمندان ميتوانند از طريق فيلترشكن و يا لينكهاي زير به سايت مورد نظر خود دسترسي داشته باشند: مزار سلطاني http://www.mazaresoltani.com http://www.mazaresoltani.net تصوف ايران http://www.sufism.ir/ http://تصوف.ایران.ir/ http://xn--pgbw0b1a.xn--mgba3a4f16a.ir/ عرفان گنابادي http://www.erfan-gonabadi.com/ http://66.207.214.193/ مجذوبان نور http://www.majzob.com/ http://www.majzob.net/ http://208.64.28.245/ پايگاه هم انديشي درويشان http://www.darvishan.info/ https://www.darvishan.info/ یاران مجذوبان نور http://bayaran.blogfa.com/ http://daravish.wordpress.com/ https://darvishan.info/modules.php?name=rssReader_bayaran وبلاگ پخش فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه: http://hou121.blogspot.com/ http://houyaali.blogspot.com/ قانون و درويشان http://www.sufilaw.blogspot.com/ https://darvishan.info/modules.php?name=rssReader_sufilaw اخبار صوفيه http://www.sufinews.blogfa.com/ https://darvishan.info/modules.php?name=rssReader_sufinews

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

نامه تند احمدی‌نژاد به حدادعادل

منابع پارلمانی روز دوشنبه اطلاع‌دادند افزایش نطق‌ها و تذكرات مجلسیان در مورد اقدامات دولت كه به شكل بارزی در آستانه انتخابات افزایش یافته است، احمدی‌نژاد را به‌شدت عصبانی كرده است. به طوری كه وی در نامه‌ای تند كه ظاهرا رعایت اصول نامه‌نویسی در سطح سران قوا هم در آن نشده، خطاب به حدادعادل به آنچه «دخالت بیش از حد نمایتدگان در امور اجرایی» نامیده، اعتراض كرده است. احمدی‌نژاد در این نامه گفته است كه نمایندگان به لوایح فوریت‌دار دولت به‌ویژه لوایح مربوط به برداشت از صندوق ذخیره ارزی رای نمی‌دهند و در عوض با نظق‌ها وتذكرات خود در امور اجرایی دولت دخالت می‌كنند. هنوز از واكنش احتمالی مجلس و هیأت رئیسه به این نامه، اطلاعی در دست نیست.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

امام حسين در نظر مولانا

ستاد دانشگاه لندن Philosophy@iranianstudies.org السلام عليک يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار. حماسه معراج خونين عاشقانه سالار شهيدان، حضرت ابي‌عبدالله امام حسين ـ عليه‌السلام ـ سلاله پاک رسول اکرم خاتم النبيين حضرت محمد مصطفي ـ صلوات‌الله عليه ـ در آثار مولانا در سياق (context) و چهارچوب (framework) توحيد و «سير محبي» به سوي توحيد ربوبي، معني و مفهوم پيدا مي‌کند. حضرت حق ـ جل جلاله ـ رب حسين است و «سلطان عشق خونين»، مربوب حضرت محبوب است. مثنوي مولانا، کتاب «توحيد» است و سير عاشقانه به سوي حضرت هوالاول والاخر و الظاهر و الباطن. (3 ـ حديد) و کتاب ديوان کبير کليات شمس تبريزي مولانا «عشق نامه» اوست؛ «يا انيس من لا انيس له»؛ «يا من لا يرغب الا اليه»؛ «يا خير المرغوبين» (دعاي جوشن کبير). مولانا در اين دو کار بزرگ خود، به حماسه امام حسين (ع) از ديد عرفاني پرداخته است. در اين وجيزه به روايت مولانا از امام حسين (ع) در چهار غزل کليات شمس و يک حکايت از مثنوي پرداخته مي‌شود. کليد واژه‌هاي فهم مقام منيع و بي‌نظير سيدالشهد حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ در مثنوي و ديوان شمس عبارتند از: عشق ـ عاشقي ـ شهيد ـ شهادت ـ فدايي ـ بلا ـ مرگ ـ پارسا ـ فنا ـ قا ـ خسرو دين ـ خسرو غيب ـ وصل ـ دوست ـ پيشتازان و طلايه‌دار سلوک ـ زندان ـ عاشورا ـ کربلا ـ يزيد / فراق ـ شمر ـ عزا ـ تقابل کاراکترها و صفات و خصايل. در آثار مولانا، عموما شهيد و حسين مترادف يکديگرند و حتي مي‌توان گفت که واژه گلگون شهيد و مقام عظماي شهادت به اصطلاح فني انصراف دارد بر شخصيت جامع و يگانه امام حسين که انسان کامل است. از نگاه مولانا، حضرت سيدالشهدا (ع) از سوز و شوق دل الهي‌اش، هر لحظه طلب استعلاي وجودي مي‌كند و حضرت محبوب، آواز قبول وصال سر مي‌دهد؛ «دل» في حد ذاته عرش پروردگار است و او نيز همچون حسين در پي سفر و معراج به مبدأ اعلي است. در غزل 230 کليات شمس، امام حسين (ع) سنگ محک و معيار است که دل که جايگاهي است رفيع و همه اعمال و احوال و مقامات وجودي آدمي به آن بستگي دارد، به حسين تشبيه مي‌شود، نه آن‌که حسين به دل تشبيه شود. از نظر عرفا در نظام هستي خلاصه موجودات «آدمي» است و خلاصه آدمي «دل» است.(نک: شيخ صفي‌الدين اردبيلي ـ صفوه الصفا ـ ص443) و تنها بيت دوم اين غزل، کافي است براي بيان نهايت سرسپردگي و شيفتگي مولانا به امام حسين (ع). در مقابل چنين مرتبه متعالي، يزيد و سمبل کامل جدايي و دوري از حضرت حق ـ جل جلاله ـ است. شهيدان قافله کربلا، سمبل اعلاي شهيدان تاريخند که مقامات سلوک خونين عاشقانه خود را در دشت پر بلاي امتحان خونين الهي در کربلا، سرافرازانه گذراندند. آنان به ظاهر مرده‌اند، اما در واقع به زندگي اعلاي طيبه در عالم غيب ـ که برتر است از عالم ظاهر ـ استعلا يافته‌اند. مولانا در اينجا شهيدان کربلا را نمونه متعالي آيه شريفه قرآن در باب شهدا برمي‌شمارد؛ و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون (169ـ آل عمران). کاروان شريف اسراي کربلا از نظر دشمن که محجوب و بعيد است از سلطان وجود اسيرند، اما بر خلاف اين کوردلان آنان «شاه مقام قرب دوست»ند؛‌ مقامي که بين آنان و حضرت محبوب، هيچ مانعي نيست. از نظر عرفا، بهشت دو نوع است: عام و خاص. بهشت عام، بهشت اکل و شرب و مناکحه است که از براي بندگان عام است، اما بهشت خاص، مقام لقا و وصال و مشاهده حضرت حق تعالي است که بهشت بند گان خاص است. (شيخ صفي‌الدين اردبيلي ـ صفوه الصفا ـ ص 437 ـ 438). مولانا، امام حسين و شهيدان کربلا را مقيمان بهشت وصال حضرت دوست که بهشت بندگان خاص است، معرفي مي‌کند که قفس دنيا را شکسته‌ و پرواز ابدي کرده‌اند به کوي دوست. توانگر شکوفه وصال سيدالشهدا، شهره آفاق شده و او خورشيد فروزان و به ثمر نشسته محفل واصلان محبوب است. امام حسين (ع) به اين مقام والا رسيده است، چون ريشه درخت وجود مبارکش، توانگر شده است از ذات اقدس الهي. ز سوز شوق دل همي زند عللا که بوک در رسدش از جناب وصل صلا دلست همچو حسين و فراق همچو يزيد شهيد گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا شهيد گشته بظاهر حيات گشته به غيب اسير در نظر خصم و خسروي بخلا ميان جنت و فردوس وصل دوست مقيم رهيده از تک زندان جوع و رخص و غلا اگر نه بيخ درختش درون غيب مليست چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا خموش باش و ز سوي ضمير ناطق باش که نفس ناطق کلي بگويدت افلا کليات شمس تبريزي: غزل 230 در غزل 2102 کليات شمس مولوي، اشاره کوتاه اما پر مغز مي‌نمايد به اصل منيع «فنا در توحيد فعل» و مي‌گويد رمز نبودن فرق ماندن و رفتن براي حسين آن است که او چون به مقام فناي توحيد فعل رسيده است، اراده و فعلش مستهلک در توحيد است. او تسليم اراده و تدبير الهي است. (نک: صفوي ـ سيد سلمان ـ تهران ـ 1386). حسين و شهدا با دوري جستن از آرزوها و اميال نفساني با ساحت عشق آشنا شدند. او فدايي معشوق است و خون خود را در اين معاشقه بر آستانه محبوب مي‌ريزد، چرا که براي او مسئله بودن يا نبودن نيست، بلکه مسئله فناي عاشقانه است. (نک: شکسپير ـ هملت). حسين و عاشقان حسيني صفت در پي بلا و سختي‌ها و مشکلات وجودي‌اند در برابر عوام و واماندگان که فراري از تدبير الهي‌اند. مولانا در اين غزل نيز با روش مطالعه مقارنه‌اي، کوشش مي‌کند فهم بهتري از حسين و عاشقان حسيني و «واماندگان» راه حماسي کربلا نشان دهد. چيست با عشق آشنا بودن بجز از کام دل جدا بودن خون شدن خون خود فرو خوردن با سگان بر در وفا بودن او فدائيست هيچ فرقي نيست پيش او مرگ و نقل يا بودن رو مسلمان سپر سلامت باش جهد ميکن به پارسا بودن کين شهيدان ز مرگ نشکيبند عاشقانند بر فنا بودن از بلا و قضا گريزي تو ترس ايشان ز بي بلا بودن شيشه مي گير و روز عاشورا تو نتاني به کربلا بودن کليات: غزل 2102 اما طولاني‌ترين و مشهورترين غزل مولانا در باب عظمت و علو مقام حسين و شهيدان کربلا، غزل 2707 کليات شمس است. مطلع غزل شهيدان الهي و بلاجويان معاشقه کربلايي است و پايان آن به زيبايي ارجاع است به انسان کامل و خورشيد موعود که شاهد است و ناظر و اصل نزول انوار الهي است در عالم ممکنات. در اين غزل، شهيدان و عاشقان مترادفند. شهيدان به ياري تجرد وجودي و معرفت که مقدمه عاشقي است و «بال‌هاي عاشقي» از مرغان هوايي نيز بهتر پرواز در ساحت حضرت دوست مي‌کنند. «يحبهم و يحبونه» (54 ـ مائده). آنها شاهان عالم غيبند و به كمك عشق باب‌هاي عوالم پنهان را گشوده‌اند. يکي از رمزهاي توفيق آنها در پرواز عاشقانه رهايي از انواع خود است. آنها ار آن جهت که فاني و باقي در :عقل عقل» شده‌اند در ناکجاآبادند. (نک ـ صفوي ـ سيد ـ لندن ـ 2007). از بيت پنجم غزل رابطه شهيدان واصل را با سالکان بيان مي‌کند. رهايي شهيدان اثر وجودي در رهايي ديگر سالکان نهاده است. آنها با شکستن در زندان تو در توي طبيعت و نفس خود، باب مخزن اسرار الهي را گشوده‌اند. اول نفي است و سپس اثبات.«لا اله الا الله». «لا اله الا هو»(255 بقره) «لا اله اله انت». شهيدان که واصل به محبوب شده‌اند و حسين که سيد و سالار آنهاست، نواي فقيران و درويشان کوي دوستند. شهيدان حسيني مقيم درياي وجود بيکران حضرت واجب الوجوداند که اين عالم تجليات اسما و صفات اوست. هوالله الخالق الباري المصور له الاسماءالحسني يسبح له ما في السوات والارض و هو العزيز الحکيم. (24 ـ حشر) « الله لا اله الا هو». «لا اله الا انت» که در روز الست آشنايش بودند.«الست بربکم؟ قالوا بلي». (173 ـ اعراف) در بيت هشتم مولانا اشاره به يکي از اصول عرفان نظري مي‌کند که مي‌گويد انواع دنياهاي عالم ناسوت هيچ اندر هيچ است و توخالي و گذرا و ميراست. سپس مبتني بر آن آدميان را به عرفان عملي دعوت مي‌کند. آن‌گاه گويي پيام امام حسين (ع) را مي‌دهد که اي مدعيان اگر از قبيله ماييد و کربلاييد، اهل صفا باش و دل را منور به نور خدا بگردان. کجاييد اي شهيدان خدايي بلا جويان دشت کربلايي کجاييد اي سبک روحان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوايي کجاييد اي شهان آسماني بدانسته فلک را در گشايي کجاييد اي ز جان و جا رهيده کسي مر عقل را گويد کجايي کجاييد اي در زندان شکسته بداده وامداران را رهايي کجاييد اي در مخزن گشاده کجاييد اي نواي بي نوايي در آن بحريد کين عالم کف اوست زماني بيش داريد آشنايي کف درياست صورت‌هاي عالم ز کف بگذر اگر اهل صفايي دلم کف کرد کين نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مايي برآ اي شمس تبريزي ز مشرق که اصل اصل هر ضيايي مولوي در داستان شيعيان حلب در دفتر ششم مثنوي ابيات 777 ـ 805 به بيان عظمت معنوي و بلندي تبار و صفات برجسته امام حسين و آسيب‌شناسي برخي از عزاداران حسيني مي‌پردازد و بيان مي‌کند که غصه قصه حسين براي هر که به راستي پيرو خداوند و رسول خدا باشد، بس عظيم است، زيرا هر که حضرت محمد را دوست دارد، بايد امام حسين را نيز دوست داشته باشدو هر که حسين مني و انا من حسيني؛ قدر عشق گوش عشق گوشوار. همچنان که آدمي گوش را دوست دارد، گوشواره را نيز دوست دارد؛ ‌گوش کنايه از حضرت محمد(ص) و گوشواره کنايه از امام حسين (ع) است. عزاداري و تعظيم شعاير روح پاک سيد الشهدا از نظر مؤمن از صد طوفان نوح نيز مشهورترست. مولوي در دو بيت 791 و 792 با تأکيد بر لفظ مؤمن وکيفيت نسبت آن با حسين تولاي حسين (ع) و تبري جستن از دشمنان امام حسين (ع) را از نشانه‌هاي ايمان و مؤمني معرفي مي‌کند؛ گويي، مولانا به اين پاره زيارت عاشورا نظر داشته است: يا ابا عبدالله لقد عظمت الرزيه و جلت و عظمت المصيبه بک علينا و جميع اهل الاسلام. يا ابا عبدالله به درستي بزرگ است سوگت و سترگ است و عظيم است مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام. از حسين به نام روح سلطاني و شاهنشاه ياد مي شود که با توجه به بقيه اشعار مولانا و سياق گفتمان سوم دفتر ششم که داستان مذکور، بخشي از آن است، مقصود سلطان عشق است. (نک: صفوي ـ سيد سلمان ـ 1386) و همچنين حسين «خسرو دين» خوانده مي‌شود. هيچ‌يک از صحابه و خلفا را مولوي به اين لقب نخوانده است. امام حسين (ع) نمونه اعلاي عاشق صادق واصل است. او خسرو دين است و شاهنشاه عاشقان است که از قفس دنيا رها شده و استعلا يافته است به عالم غيب. سپس مولانا مي‌گويد: اي عزاداران بر خود بگرييد که فرسنگ‌ها از ارزش‌هاي حسيني دوريد. شما بر حسين مگرييد، در حالي که بايد بر قلب و ايمان خرابت نوحه کني که وابسته به مزخرفات اين دنياي دني‌ شده‌ايد. سپس پاسخ مدعيان دروغ دينداري را مي‌دهد و مي‌گويد: دينداري نشانه دارد؛ از جمله نشانه‌هاي آن «توکل»ـ «جانبازي» ـ «بي نيازي» ـ «فرخي معنوي» و «بخشندگي» است که در شما يافت نمي‌شود. اگر حسيني هستيد و از شراب عشق الهي نوشيده‌ايد، چرا آثار در اعمال و رفتارتان ديده نمي‌شود؟ روزِ عاشورا نمي‌داني كه هست ماتمِ جاني كه از قرني بِه است پيشِ مؤمن كَي بُود اين غصّه خوار قدرِ عشقِ گوش عشقِ گوشوار پيشِ مؤمن ماتمِ آن پاك روح شهره‌تر باشد ز صد طوفانِ نوح ب790 ـ 793 ـ دفتر ششم مثنوي پس عزا بر خود كنيد اي خفتگان ز آنكه بَد مرگي است اين خوابِ گران روحِ سلطاني ز زنداني بجَسْت جامه چه درانيم و چو خاييم دست چونكه ايشان خسروِ دين بوده اند وقتِ شادي شد چو بشْكستند بند سوي شادُرْوانِ دولت تاختند كُنده و زنجير را انداختند روزِ مُلك است و گَش و شاهنشهي گر تو يك ذرّه از ايشان آگهي ورنه اي آگه بَرو بر خود گِري ز آنكه در انكارِ نَقل و مَحشري بر دل و دينِ خرابت نوحه كن كه نمي‌بيند جز اين خاكِ كهن ور همي بيند چرا نبْود دلير پُشْتدار و جان سپار و چشم سير در رُخت كو از مَيِ دين فرّخي گر بديدي بحر كو كفِّ سخي آنكه جُو ديد آب را نكْند دريغ خاصّه آن كاو ديد آن دريا و ميغ مثنوي ـ دفتر ششم ـ ب 795 ـ 805 مولانا در غزل 436 کليات شمس فروزانفر برابر با غزل 181 کليات شمس استاد دکتر توفيق سبحاني، برخي ديگر از نشانه‌هاي عاشقان راستين را بيان مي‌کند که عبارتند از: جوشش ابدي ـ اشک شوق و فراق و وصال ـ مراقبه ـ استشمام بوي جام الهي ـ وفا و ياري ـ طالب لطف الهي ـ زهد و تقوي و استقامت؛ اللهم الرزقنا. گفتا که کيست بر در؟ گفتم: کمين غلامت گفتا: چه کار داري؟ گفتم: مها سلامت گفتا که: چند راني؟ گفتم: که تا بخواني گفتا که: چند جوشي؟ گفتم که: تا قيامت دعوي عشق کردم سوگندها بخوردم کز عشق ياوه کردم من ملکت و شهامت گفتا: براي دعوي قاضي گواه خواهد گفتم: گواه اشکم زردي رخ علامت گفتا: گواه جرحست تر دامنست چشمت گفتم: به فر عدلت عدلند و بي غرامت گفتا: که بود همره؟ گفتم خيالت اي شه گفتا: که خواندت اينجا؟ گفتم که: بوي جامت گفتا: چه عزم داري؟ گفتم وفا و ياري گفتا زمن چه خواهي؟ گفتم که لطف عامت گفتا: کجاست خوشتر؟ گفتم: که قصر قيصر گفتا: چه ديدي آنجا؟ گفتم: که صد کرامت گفتا: چرا خاليست؟ گفتم: ز بيم رهزن گفتا: که کيست رهزن؟ گفتم: که اين ملامت گفتا: کجاست ايمن؟ گفتم که زهد و تقوي گفتا: که زهد چه بود؟ گفتم: رو سلامت گفتا: کجاست ايمن؟ گفتم: به کوي عشقت گفتا: که چوني آنجا؟ گفتم: در استقامت خامش که گر بگويم من نکته‌هاي او را از خويشتن برآيي ني در بود نه بامت جمع‌بندي: از ديدگاه مولانا شهيدان عاشقند. امام حسين (ع) سيد و سالار و شاه شهيدان است. شهيدان پا بر نفس اماره گذاشته‌اند و از خودخواهي و اميال دنيوي جدا و در حضرت حق فاني شده و در حضرت محبوب به مقام بقا رسيده‌اند. کليد واژه‌هاي صدر مقاله، بيانگر جغرافياي فکري ـ هندسه معرفتي و کهکشان وجودي امام حسين نزد مولانا جلال الدين بلخي خراساني است؛ فاعتبروا يا اولي الابصار. به باطن همچو عقل کل به ظاهر همچو تنگ گل دمي الهام امر قل دمي تشريف اعطينا کليات ـ 54 ابتر بود عدويش و آن منصبش بماند در ديده کي بماند گر در فتد در و خس کليات1211 اللهم ارزقني شفاعه الحسين يوم الورود و ثبت لي قدم صدق عندک مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام. ---------------------------------- منابع: 1. قرآن مجيد 2. زيارت عاشورا 3. مولانا ـ جلال الدين ـ کليات شمس تبريزي ـ ويراسته فروزانفر ـ بديع‌الزمان ـ تهران ـ 1384. 4. مولانا ـ جلال الدين ـ ديوان کبير کليات شمس تبريزي ـ نسخه قونيه ـ سبحاني ـ توفيق ـ تهران ـ 1386. 5 . مولانا ـ جلال الدين ـ مثنوي ـ نيکلسون. 6. صفوي ـ سيدسلمان ـ تشيع معنوي مولوي ـ تهران ـ 1385. 7. صفوي سيدسلمان ـ ساختار کلي دفتر ششم مثنوي مولوي ـ کنفرانس بين‌المللي مولوي ـ تهران ـ 1386. 8. صفوي ـ سيدسلمان ـ ساختار کلي دفتر سوم مثنوي مولوي ـ کنفرانس بين‌اللملي استانبول ـ 1386. 9. ابن بزاز اردبيلي ـ صفوه الصفا ـ در احوال شيخ صفي‌الدين اردبيلي ـ تصحيح ـ طباطبائي مجد ـ غلامرضا ـ تهران ـ 1376. Chittick, William, Rumi’s View of the Imam Husayn, in “Rumi Spiritual Shi’ism”, ed. Safavi, Seyed G, London Academy of Iranian Studies, 2008. Safavi, Seyed G, Rumi Spiritual Shi’ism, in the “Transcendent Philosophy Journal”, London, 2006. Safavi, Seyed G, Rumi Teachings, London Academy of Iranian Studies, 2008. Safavi, Seyed G, Sufism, London Academy of Iranian Studies, 2008. Safavi, Seyed G, Theoretical and Practical Reason According to Rumi and Mulla Sadra, in the “Transcendent Philosophy Journal”, London, 2007. منبع : تابناك

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

تاکید آیت‌الله مکارم شیرازی بر رعایت اعتدال

کد مطلب : 1577 سه شنبه 13 آذر 1386 , ساعت 10:14 , 2007-12-04-10-14 اخبار روز: متاسفانه دیده یا شنیده می‌شود که برخی كه عنوان بسیجی را دارند، با مردم و جوانان و حتی امام جماعت درگیر شده‌اند که این نوع حرکات افراط گرایانه سبب دور شدن از اهداف مقدس بسیج و نهایتا به ضرر نظام خواهد شد. آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار جمعی از روحانیون تیپ 83 امام صادق (ع) گفت: رعایت اعتدال در مسائل مختلف یک اصل اساسی است که نباید فراموش شود. این مرجع تقلید در ادامه اظهار داشت: متاسفانه دیده یا شنیده می‌شود که برخی كه عنوان بسیجی را دارند، با مردم و جوانان و حتی امام جماعت درگیر شده‌اند که این نوع حرکات افراط گرایانه سبب دور شدن از اهداف مقدس بسیج و نهایتا به ضرر نظام خواهد شد. به گزارش ایسنا وی ادامه داد: بسیجیان اگر با ادبیات درست و صحیح با مردم برخورد کنند جامعه به دیده احترام و پشتیبان به آنها خواهد نگریست. مكارم شیرازی حفظ انگیزه دینی در سپاهیان اسلام را مهم‌ترین وظیفه طلاب بسیجی عنوان کرد و افزود: رزمندگان اسلام برپایه انگیزه باطنی و ایمانشان در صحنه‌های نبرد حضور می‌یابند و همین عامل پیروزی سپاه مسلمین است. این مرجع تقلید به پیروزی ایران در هشت سال جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: دشمنان در سال‌های جنگ با حمایت همه جانبه از صدام به دنبال فروپاشی نظام اسلامی ایران بودند اما رزمندگان با ایمان و اعتقاد راسخ به هدفشان بر دشمنان پیروز شدند. این مرجع تقلید با تقدیر از تاثیر عملکرد روحانیون بسیجی خطاب به آنها گفت: هدایت صحیح بسیج روحانیون نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و نظارت مستمر است. برای تاثیرگذاری در جامعه ابتدا باید خود این قشر سرشار از معنویت و اخلاق باشند. وی ادامه داد: روحانیون برای حضور موفق در بسیج باید از نظر تحصیلات حوزوی نیز قوی باشند و شرکت در این فعالیت ها نباید باعث ایجاد وقفه در تحصیلات آنها باشد. این مرجع تقلید تاکید کرد: روحانیت قشری است که حامل پیام معنوی است و باید در مسائل اخلاقی نیز ممتاز و الگوی قشرهای دیگر جامعه باشد. مكارم شیرازی بر به کارگیری افراد نخبه و ممتاز در تیپ مستقل 83 امام صادق(ع) تاکید کرد و گفت: اگر استعدادهای درخشان را جذب نكنید در اذهان این توهم ایجاد می‌شود که افرادی كه در زمینه تحصیل چندان پیشرفته نیستند، جذب شده‌اند.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

آيا مشكل فيلتر سايت هاي سلسله گنابادي به اشتباه بوده است؟

-مسئول دفتر امور زنان سپاه گفت: در کشور چگونگی فیلتر کردن سایتها دچار مشکل است و به عنوان یکی از نواقص فیلترینگ مطرح است. به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از خبرگزاری سلام، دکترمهرشاد شبابی مسئول دفتر امور زنان سپاه با اشاره به اینکه اطلاع پیدا کردن از جدیدترین یافته های علمی و تخصصی از نیازهای حقیقی زنا ن محسوب می شود گفت: با توجه به رشد فارغ التحصیلان و گسترش نیاز دامنه اطلاعاتی در بین آنها ، ایجاد مشارکت زنان جهت بهره گیری از اطلاعات موجود و ارتقاء آنها یکی از اهداف دفتر امور مشارکت زنان در سپاه محسوب می شود. وی عدم استفاده ازتوانمتدی های زنان جهت بکارگیری در زمینه تولید محتوا در شبکه های اینترنتی را از جمله مشکلات آنها دانست وگفت:کشور ایران از زنان اندیشمندی برخوردار است که توانایی تولید مطالب علمی گسترده ای دارند که بدیل مشکلاتی همچون دسترسی نداشتن به ارتباطات قوی، مالی و مسائل مربوط به بروکراسی های اداری نتوانسته اند افکار علمی و ذهنی خود را در اختیار جامعه قرار دهند. وی در ادامه تصریح کرد:در بسیاری از مناطق محروم کشور به دلیل کمبود مکان های فیزیکی برای تحصیل زنان ونا امن بودن مسیرها محروم شدن آنها از تحصیل را بدنبال دارد و این در حالی است که با استفاده از شبکه های اینترنتی ، می توان شرایط تحصیل را برای آنها فراهم کرد و آموزشها را به راحتی به آنها انتقال داد و این امر نیازمند پیگیری و برنامه ریزیهای منظم است. شبابی با تاکید بر اینکه محیط مجازی اینترنت فرصتی مناسب برای ارائه دستاوردهای علمی و پژوهشی زنان محسوب می شودادامه داد:محیط مجازی اینترنت فضای مناسبی است که زنان درکشور بتوانند توانایی های علمی خود را در غالب مقالات در اختیار دیگران قرار دهندتا از اطلاعات آنها به طور مناسب استفاده کرد. وی راه اندازی سایت های مخصوص خانواد وجوانان ،بزرگترین سایت کودکان(نونهالان)و سایت خانوادگی شمیم را ازاقدامات دفتر امر مشارکت زنان سپاه دانست. مسئول دفتر امور زنان سپاه در ادامه در پاسخ به سئوالی مبنی برفیلترینگ سایتها در کشور گفت:هیچ فردی منکر ضرورت فیلترینگ سایتها در کشور نیست ولی در کشور چگونگی فیلتر کردن سایتها دچار مشکل است و به عنوان یکی از نواقص فیلترینگ مطرح است. وی خاطر نشان کرد:بسیاری از سایتهایی که فیلتر شده اند هیچ گونه مشکل اخلاقی ندارند و به اشتباه فیلتر شده اند که باید مسئولین مربوطه در این زمینه برنامه ریزی های اصولی رادر دستور کار خود قرار دهند .

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

كاسبي با فيلترينگ

از: خبرگزاری سلام اين قضيه فيلترينگ هم اندک اندک دارد ابعاد گسترده اي در کشور ما پيدا مي کند که برخي از آنها تا به حال از ديد عموم به دور مانده است. طي چند سال اخير هر وقت بحث فيلترينگ مطرح شده اکثرا به اين نکته اشاره شده که فيلترينگ در کشور ما بي حساب وکتاب است و ضابطه وقاعده مشخصي ندارد. آنهايي که اين ادعا را مطرح مي کنند، البته مستندات محکمي هم دارند. فيلترينگ در ايران به ابتدايي ترين شکل ممکن يعني بر مبناي کلمات صورت مي گيرد و به همين علت طبق خبري که چندي قبل اعلام شد سايت آقاي پورنجاتي به خاطر آنکه واژه پورن در آن مستتر است مشمول فيلترينگ مي شود. * فيلترينگ بي ربط! جالب آنکه دست اندرکاران اين امر خطير تازگي ها آنقدر سختگير شده اند که ديگر به فيلتر کردن کلمه زنان و مشتقات آن وهر آنچه که به اين کلمه خطرناک! مربوط مي شود اکتفا نمي کنند و به بلوکه کردن کلماتي مانند عسل و جيگر هم روي آورده اند. همچنين خداي نکرده در اينترنت کلمه تالاسمي را جستجو نکنيد چون اين لغت هم جزء فيلتر شده هاست. علت هم مخفي بودن واژه " لاس" در آن است! نگارنده اگر چه توانسته علت فيلتر شدن برخي لغات و اصطلاحات و اشتباهات صورت گرفته در اين زمينه را درک کند، ولي از فهم علت فيلتر شدن برخي سايتهاي خبري انگليسي زبان واقعا عاجز است و هر طور که حروف اين لغات را با هم ترکيب مي کند نمي تواند واژه نامناسب مستتر در آن را پيدا کند. به عنوان مثال مي توان به سايتهاي خبري vnunet.com و mobilemag.com اشاره کرد که اولي در حوزه IT و دومي در زمينه تلفن همراه فعال هستند. اگر کسي توانست در اين زمينه کمکي بکند ما را بي نصيب نگذارد. اما از اين حرفها که بگذريم فیلترینگ بی‌ضابطه به غیر از ایجاد نارضایتی در داخل کشور بهانه‌ای هم به دست کشورهای خارجی به خصوص اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها و برخی مجامع بین‌المللی داده تا جمهوری اسلامی را به نقض آزادی‌های شخصی و جریان آزاد اطلاعات متهم کنند. به طور قطع اگر فیلترینگ در ایران «حساب و کتاب»داشت این همه فشار سیاسی و روانی هم در این زمینه به کشور وارد نمی‌شد. به خصوص که فیلترینگ اینترنت مخصوص ایران نیست و در تمام دنیا اعمال می‌شود، اما شیوه اعمال آن هوشمندانه‌تر و دقیق‌تر بوده و تنها حوزه‌هایی مانند مسائل اخلاقی، جرائم رایانه ای، مسائل امنیت ملی و تروریسم را شامل می‌شود. * کاسبي با فيلترينگ! از بحث اصلی دور ماندیم. آنچه که انگیزه خلق این نوشتار شد درآمد آفرینی فیلترینگ برای برخی افراد است. نگارنده چندی قبل از طریق یکی از دوستانش با سایتی آشنا شد که پس از گرفتن نام، نام خانوادگی و email فرد، برای وی یک حساب کاربری آزمایشی ایجاد می‌کند که با استفاده از آن می‌توان چند روزی از شر فیلترینگ راحت شد و بدون دردسر در فضای مجازی سیاحت کرد، اما اگر بخواهید برای همیشه از این حساب استفاده کنید باید ماهانه مبلغ ناچیزی هم هزینه کنید. البته این تنها یکی از نمونه‌های سایت‌هایی است که در آنها از روش‌های جدیدی برای مبارزه با فیلترینگ استفاده می‌شود. ظاهرا این سایت هیچ شباهتی به سایت‌های proxy ندارد و محتویات آن کاملا در ارتباط با مسائل دیگری است و البته خدمات این سایت که ایرانی هم نیست، بسیار متنوع و البته مفید است و با توجه به کارآیی آن بنده هم قصد ندارم نامش را افشا کنم. این سایت تنها یکی از هزاران سایتی است که خدمات ضد فیلترینگ ارائه می‌دهند. من تاکنون از طرق مختلف با ده‌ها سایت که سرویس‌های مختلف ضد فیلترینگ ارائه می‌دهند، آشنا شده‌ام که از شیوه‌های متنوعی برای دور زدن فیلترینگ استفاده می‌کنند و یک نکته جالب در مورد اکثر آنها غیرانگلیسی زبان بودن آنهاست. ظاهرا کاربران زیرک ایرانی که دریافته‌اند اگر از خدمات سایت‌های انگلیسی زبان استفاده کنند بزودی شانس استفاده از آنها را به دنبال فیلتر شدنشان از دست خواهند داد، درصدد یافتن سایت‌های ضدفیلتر غیرانگلیسی زبان هستند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت فیلترینگ حداقل یک نتیجه مثبت برای ما به همراه داشته و آن هم آشنایی جوانان این مرز و بوم با زبان‌هایی غیر از زبان انگلیسی است! * اين راهش نيست! صرف نظر از این طنز تلخ، فیلترینگ بی‌حساب و کتاب و غیرمنطقی روشي معقول براي مبارزه با آلودگی‌های محدود موجود در شبکه اینترنت نيست. اینترنت به هر حال دستاورد مغرب زمین است و طبیعی است که بر مبنای خواست و نیازها و نیز ایدئولوژی و فرهنگ ما طراحی نشده است. تنگ‌تر کردن حلقه فیلترینگ تنها باعث می‌شود جوانان مخفیانه‌تر و با پنهان کاری درصدد یافتن راه‌هایی برای خلاصی از آن باشند یا عده‌ای پیدا شوند که از این طریق به دنبال کسب درآمد باشند (که البته نمی‌توان از آنها خرده گرفت، چون از دانش خود استفاده مشروع می‌کنند). لذا اگر خواستار حل این مشکل هستیم باید فرهنگ استفاده از این ابزار ارتباطی مدرن را در کشور ایجاد کنیم. شايد اشاره به بحث ويدئو و ورود انبوه آن به کشور در اوائل دهه 70 در اينجا مناسب باشد. در ابتدا مسئولين برخوردي سلبي و به شدت منفي با ويدئو به عمل آوردند، به گونه اي که نگهداري و تماشاي فيلم از اين طريق در آن زمان جرم تلقي مي شد. اما به تدريج روش هاي مناسب تري براي حل اين مشکل انديشيده شد و در نهايت تامین محتوای مناسب برای ویدئو از طریق ایجاد موسسه رسانه‌های فرهنگی باعث شد بحث نحوه استفاده از اين وسيله به مجرای صحیحی هدایت شود و نگراني هاي موجود کاهش يابد. البته شايد مقايسه اینترنت با ویدئو کار چندان درستي نباشد، ولی منظور آن است که می‌توان راه‌های درست و ظرفیت‌های بالقوه و ناشناخته اين مديوم را هم به ایرانیان شناساند و همینطور برای جلب نظر مخاطب، محتوای مناسب را به زبان فارسی در فضاي مجازي ایجاد کرد. به طور قطع بخشي از اين کار وظيفه دستگاهها وسازمانهاي عريض و طويلي است که سالانه بودجه هاي کلان دولتي را به خود اختصاص داده و مصرف مي کنند، اما مشخص نيست فعاليتهاي آنان تا چه حد مفيد و موثر است.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

فيلترينگ

فیلترینگ سایت ها در ایران تحت نظارت کمیته ای سه نفره و براساس مصوبه ای از سال 1381 آغاز شد و با هدف صیانت از فرهنگ ملی و رسانه ای نسبت به فیلتر شدن سایت های اینترنتی تصمیم گیری می کنند. به گزارش بخش خبر شبکه فناوری اطلاعات ایران، مسعود فاتح معاون رسانه ای وزارت ارتباطات می گوید: این وزارتخانه نیز فقط مجری دستورات این کمیته است که با اعتماد برخی از کارشناسان، اعمال نظرهای سلیقه ای در این محفل نفوذ کرده است . در این رابطه روزنامه ی اعتماد ملی با رمضانعلی صادق زاده نائب رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس هفتم و عضو فراکسیون اغلیت که خود پیگیر یکی از آخرین لوایح دولت خاتمی یعنی لایحه ی جرایم رایانه است گفت و گویی انجام داده است که در این جا نقل می گردد: فیلترینگ سایت ها در برهه ای از زمان خاص شدت می گیرد. دستور فیلترینگ سایت ها از کجا صادر می شود ؟ ببینید سایت ها از دو منبع فیلتر می شوند: یکی اینکه طبق مقررات با حکم قضایی مسدود می شوند، و دیگری بر طبق مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی . این مصوبه ای که شما می گویید همان کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ است؟ بله. این کمیته از چه زمانی تشکیل شد؟ در زمان مجلس ششم بود. فکر می کنم دوره ی اول ریاست جمهوری خاتمی. اعضای این کمیته چه کسانی هستند؟ نمایندگانی متشکل از صدا و سیما و وزارت ارشاد و اطلاعات در این کمیته حضور دارند که این افراد سایت ها را بررسی می کنند و اگر در مورد فیلتر شدن سایتی تصمیم بگیرند به وزارت ارتباطات ابلاغ می کنند. آیا وزارت ارتباطات هم نماینده ای در این کمیته دارد؟ تا جایی که من اطلاع دارم خیر. مجلس چه طور؟ البته در زمان ریاست جمهوری خاتمی، ما پیشنهاد کتبی به ایشان ارائه کردیم مبنی بر اینکه یک نماینده مجلس در شورای عالی اطلاع رسانی که این کمیته زیر مجموعه ی آن است باشد. ولی متاسفانه زمان ریاست جمهوری ایشان به پایان رسید و این پیشنهاد ما مسکوت ماند. آیا به آقای احمدی نژاد هم چنین پیشنهادی دارید؟ خیر. پس این کمیته در نهایت برای فیلترینگ سایت ها تصمیم گیری می کند؟ بله از طریق این مکانیزم عمل می شود ولی امیدوارم که تصمیم گیری در مورد مسدود کردن سایت ها سلیقه ای نباشد و براساس یک نظام مستدل و قابل دفاع عمل شود. ریاست این کمیته را چه کسی برعهده دارد؟ نمی دانم، البته این کمیته زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی است که ریاست آن با رئیس جمهور است. شما اظهار امیدواری کردید کع تصمیم گیری ها سلیقه ای نباشد ولی شاهدیم که طی هفته های اخیر برخی از سایت های خبری- سیاسی که الیته از هویتی مشخصی برخوردار بودند چون بی بی سی و انتخاب نیز فیلتر شدند. البته سایت های سیاسی با حکم قضایی مسدود می شوند اما این کمیته نباید تمام تمرکز خود را روی بلوکه کردن سایت های سیاسی قرار دهد. پس شاید بتوان به نوعی به تفاوت دیدگاهی که در این کمیته در زمان خاتمی و احمدی نژاد حاکم است اشاره کرد. خب در زمان خاتمی هم این مسائل بود و حتی ISPهایی بودند که دفاتر آنها پلمپ شده بود. منتها طی ماه های اخیر شاهد گسترش فیلترینگ بودیم. البته ممکن است به صورت سلیقه ای و با توجه به سلیقه ی سیاسی که در نهاد بالای کشور وجود دارد این دوران تفاوتی با دوران گذشته داشته باشد ولی باید با اصلاح ساختاری به تصحیح این رفتارها پرداخت. یعنی با اصلاح ساختارها می توان جلوی اعمال سلیقه ها را در فیلترینگ گرفت؟ می توان اعمال سلیقه عل را با ارائه ی ساختار مناسب کمتر کرد ولی نمی توان به صفر رساند. این اصطلاح ساختاری که شما از آن سخن می گویید نمی تواند با تشکیل شورای فن آوری اطلاعات از سوی دولت صورت پذیرد؟ ببینید شورای فن آوری اطلاعات با توجه به ساختار سیاسی ای که دارد همان کاری را که شورای عالی اطلاع رسانی انجام می داد با حضور تعدادی از وزیران و دبیری رئیس جمهور به انجام می رساند و به نظر من این یعنی موازی سازی در کار نظارت بر فن آوری اطلاعات دیگر نیازی به شورای عالی اطلاع رسانی و آن کمیته نیست. مجلس برای اصلاح نحوه ی فیلترینگ سایت ها چه برنامه ای را در دستور کار خود دارد؟ ما در مجلس لایحه ی جرایم رایانه ای را که از دولت قدیم تقدیم به مجلس شده بود به تصویب رسانده ایم اما با توجه به این که اکنون تمام وقت مجلس صرف بررسی بودجه می شود این لایحه ، سال آینده در صحن مطرح خواهد شد. در این طرح چه نکاتی وجود دارد ؟ می توانم بگویم که با تصویب این طرح اعمال سلیقه ها کاهش می یابد و سیستم هماهنگ و یکپارچه ای بر این عرصه حاکم می شود.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

ميلياردها دلار براي مهار اعتراض ها

دولت توليد کشور رابراي جلوگيري از بحران متوقف کرد - یکشنبه 23 دی 1386 [2008.01.13] ‏‏حميد احدي ‏ دولت محمود احمدي نژاد در برخورد با اولين وضعيت فوق العاده دوران خود، با قطع گاز تمامي کارخانه ها و مراکز ‏صنعتي کشور، به ورشکستگي نزديک کردن صدها کارخانه خصوصي و در نتيجه بيکاري ميليون ها کارگر، براي ‏مهار نارضايتي هاي ميليون ها نفر از مردم بحران زده ايران، بزرگ ترين زيان را به اقتصاد کشور وارد کرد. ‏ به گفته کارشناسان با وجود وارد آمدن چنين صدمه بزرگي به اقتصاد کشور، ابعاد بي کفايتي مديران بي تجربه دولتي ‏چنان بوده است که کارشناسان سياسي از آن به عنوان موهبتي براي مخالفان دولت، در انتخابات ياد مي کنند. در همين ‏حال روزنامه ها و رسانه ها از انتشار اخبار مربوط به مرگ و کشتار و اعتراض ها، برحذر داشته شده اند. ‏ ابعاد بي کفايتي مديران بي تجربه دولت در ماجراي برف و سرما، در حالي که اصلاح طلبان و گروه هاي رقيب، به ‏خاطر انتخابات مجلس سکوت کرده و يا مجبور به سکوت شده اند، چنان موجي از نارضايتي برانگيخته و حتي در چند ‏شهر مردم را به خيابان ها کشانده که به نوشته روزنامه هاي تهران دولت مشغول بررسي طرح اعلام وضعيت فوق ‏العاده و اضطراري است تا ضمن تعطيل همه مدارس و دانشگاه ها و ادارات دولتي و کارخانه ها، امکان سرکوب ‏اعتراض ها و واکنش هاي غيرقابل کنترل مردم وجود داشته باشد.‏ به گفته منابع آگاه محمود احمدي نژاد که سفر تبليغاتي وي به مازندران عملا شکست خورد اينک با فشار نمايندگان ‏هوادار دولت در مجلس روبرو شده که مطمئن هستند ادامه هواداري شان از دولت احمدي نژاد مانع از انتخاب مجدد آن ‏ها خواهد شد.‏ در اين ميان صدا و سيما که به کمک دولت آمده و با تبليغ مدام "بي سابقه ترين سرما"، مي کوشدبا اصرار بر نشان ‏دادن تعادل هوا در دوران دولت خاتمي، به مردم پيام دهد که قطع گاز و برق و کمبود نان و مايحتاج زندگي از بي ‏کفايتي دولت نيست، با فشار افکارعمومي و از جمله تلفن هاي مردمي روبرو شده که سخت ترين ناسزاها را بار دولت ‏مي کنند. وضعيتي که امامان جمعه سراسر کشور در روز جمعه با آن روبرو بودند؛ مردم اندکي که در صف هاي نماز ‏جمعه اين هفته ظاهر شده بودند در چند نقطه از جمله مشهد و سمنان همزمان با خطبه هاي تبليغاتي امام جمعه هاي دست ‏راستي، بنا به اعتراض گذاشتند.‏ ‎‎سفر نامحسوس‎‎ بنا به گزارش روزنامه اعتماد ملي همزمان با حضور محمود احمدي نژاد در ساري، مردم قائم شهر به خيابان ها ريختند ‏و با شعارهاي تندي عليه دولت، به قطع گاز و نبود سوخت در سرماي شديد اعتراض کردند.‏ به اين ترتيب پايان مهلت ثبت نام انتخاباتي و سفر برادعي به تهران و ديدار وي با رهبر جمهوري اسلامي در مقابل ‏حوادث مربوط به برف و سرما گم شد. حتي در مازندران اوضاع به حدي بحراني بود كه رييس‌جمهوري سفر تبليغاتي ‏خود را چند ساعته کرد به نحوي که دستگاه تبليغاتي وي به آن "غيرمحسوس" نام داد و به سرعت بازگشت.‏ کيهان در گزارش سفر رييس جمهور به مازندران نوشت وي دستوراتي صادر کرد که فورا به اجرا در آمد و عصرخبر ‏رسيد که با اجرائي شدن اين دستورات،بحران قطعي در برخي از شهرهاي اين‎ ‎استان كاهش يافته است‎.‎ ‏ از جمله مواردي که به نوشته کيهان آقاي احمدي نژاد در مورد ان دستور داد، دادن انشعابي از خط لوله گاز عسلويه به ‏استان خراسان، به مازندران بود تا اين بخش از کشور ديگر محتاج گاز وارداتي نباشد. پروژه اي که بر اساس دستور ‏احمدي نژاد بايد تا قبل از دور دوم سفر هيئت وزيران به استان‏‎ ‎هاي شمالي كشور به پايان برسد. کاري که از ديد ‏متخصصان به يک شوخي شبيه است؛ آن هم در حالي که طرح عسلويه به خودي خود، با غيبت پيمانکاران خارجي ‏دچار مشکل و عقب افتادگي است.‏ ‎‎علت چيست‎‎ در توضيح علت اين وضعيت، اما روزنامه جمهوري اسلامي خبرهائي را که راجع به بي سابقه بودن سرماي اين ‏روزها نسبت به پنجاه سال گذشته منتشر مي شود، اغراق آميز خوانده و نوشته در بسياري از سال هاي گذشته درجه ‏حرارت پايئن تر از امروز بوده و اگر قرار باشد با سرماي سي درجه مرکز کشور و استان ها را تعطيل کنيم معلوم ‏نيست که در صورت تکرار چه بايد کرد.‏ ‏ به نوشته روزنامه جمهوري اسلامي در عين حال علت قطع گاز را ادعاهاي مطرح شده از جمله قطع گاز ترکمنستان ‏ندانسته و تاکيد کرده است که دولت بايد حقيقت را به مردم بگويد نه آنکه مدام بر لزوم صرفه جوئي تکيه کند.‏ اعتماد نوشته در هفته سرد و پربرفي که گذشت، ابتدايي ترين نکته يي که به نظر مي رسد، بي‎ ‎برنامگي و عدم پيش بيني ‏دولت در رابطه با امور مبتلابه عمومي است که نمي‎ ‎دانسته در برابر سرماي شديد و افت فشار گاز چه بايد کرد‎. ‎کودکان در بابل و آمل خانه هايشان سرد و به عبارت بهتر يخ است و غذاي گرم‎ ‎ندارند. اين فقط يک نمونه کوچک از ‏اتفاقاتي است که در اين هفته در کشورمان‎ ‎گذشت. ‏ جميله کديور در مقاله اي در اعتماد با اشاره به سخن رئيس جمهور که زمين زير پاي مومنان نمي لرزد، و تحليل سنت ‏گرايان که توفان سونامي در سواحل هند و‎ ‎اندونزي را به رواج گناه مربوبط مي دانستند نوشته :خوشبختانه درباره ‏سرما و يخبندان کسي تفسير‎ ‎ايدئولوژيک ندارد، اما طبيعي است که وقتي دولتي تقريباً همه‎ ‎افراد باتجربه و باسابقه ‏مديريتي را حذف و عزل مي کند، در اين گونه مواقع‎ ‎غافلگير مي شود و راه به جايي نمي برد. ‏ اکبر ترکان معاون وزارت نفت که از معدود مديران کارکشته است که مانده در مقاله اي نوشته: موج سرما و به دنبال آن ‏قطع گاز در برخي مناطق كشور، مردم و مسوولان كشور را به تكاپو و تلاش براي رفع اين مشكل واداشته اما مشكل ‏قطع گاز و تبعات آن، از جاي ديگري ناشي مي‌شود. توزيع و مصرف گاز در كشور ما به هيچ وجه، سازوكار اصولي ‏ندارد. ميانگين رشد مصرف گاز در كشورما بيش از هفت برابر مصارف در ساير كشورهاي عمدهء دنياست و اگر اين ‏روند اصلاح نشود مشكلاتي به مراتب وخيم‌تر را پيش رو خواهيم داشت بنابراين بايد مصرف را كنترل و درست ‏مصرف كردن را ترويج كنيم‎.‎امسال با كمبود گاز مصرفي مواجه هستيم در حالي كه ما 50 ميليون مترمكعب گاز توليد ‏مي‌كنيم و هر ساله رشد توليد را شاهد هستيم اما رشد مصرف بيش از توليد افزايش يافته و بدون هيچ برنامه‌ريزي و ‏محدوديتي مصرف رشد فزاينده دارد و شبكهء گازرساني نيز توسعه پيدا مي‌كند.‏ صادق جنان صفت در دنياي اقتصاد نوشت: وجود ميليون‌ها متر‎ ‎مكعب گاز طبيعي در جاي جاي ايران زمين تا وقتي ‏براي استفاده از آن‎ ‎سرمايه‌گذاري نشود، نشانه چيزي نخواهد بود.بنابراين بايد زمينه‌ها و‎ ‎بسترهايي كه موجب ‏سرمايه‌گذاري ناكافي براي بهره‌برداري از ذخاير گاز‎ ‎طبيعي شده است، به صورت دقيق بررسي شده و مشكلات ‏برطرف شوند.دست كم يك دهه‎ ‎از شروع سرمايه‌گذاري ايران در منطقه عسلويه مي‌گذرد و تنها 5پالايشگاه‎ ‎تاسيس شده ‏است.‏ به نوشته اين اقتصاددان شروع و بهره‌برداري از چندين پالايشگاه‎ ‎در اين منطقه به صورت همزمان ممكن بود و تنها به ‏سرمايه‌گذاري كافي نياز‎ ‎داشت که درگيري سياسي- جناحي موجب شد ورود‏‎ ‎سرمايه‌گذاران خارجي به بخش گاز ايران ‏از شتاب بيفتد و توجه نشد كه اين‎ ‎رفتار چه دردسرهايي درست مي‌كند. تثبيت قيمت گاز بر اساس يك توهم و تصميم‎ ‎احساسي در سال 1383 و تداوم آن در سال‌هاي 1384 و 1385 هرگز از ذهن‏‎ ‎كارشناسان خارج نخواهد شد. اين ‏تصميم در صورتي كه احساسي اتخاد نمي‌شد و‎ ‎قيمت گاز بر اساس منطق اقتصادي حركت مي‌كرد، علاوه بر اينكه ‏بخشي از‎ ‎نيازهاي سرمايه‌اي طرح‌هاي توسعه گاز تامين مي‌شد، رفتار مصرفي نيز تنظيم‎ ‎و بر اساس صرفه‌جويي ‏واقعي انجام مي‌شد تا نيازي به 30برابر كردن قيمت‎ ‎نداشته‌ باشيم.‏ اما روزنامه هاي هوادار دولت براي آرام کردن مردم از جمله خبر دادند که دولت بهاي گاز گروه‌هاي پرمصرف را ‏‏30برابر افزايش مي دهد. در حاليکه وقتي روز چهارشنبه يك مقام مطلع وزارت نفت در برنامه اي در سيماي جمهوري ‏اسلامي گفت مصرف بي‌رويه و غيرمعقولانه گاز در كشور به حدي است كه‎ ‎در چنين شرايطي، مشكل كمبود گاز را ‏ايجاد كرده است، مردم ناسزاهاي زيادي نثار صدا و سيما و ميهمانش کردند.‏ ‎‎نجابت اصلاح طلبان‎‎ آفتاب يزد نوشت: اين حادثه، نجابت اصلا ح طلبان و آشنايي آنها با‎ ‎معضلات كشور داري را به خوبي در معرض ‏قضاوت مردم و رسانه‌ها قرار داد‎. ‎مراجعه به رسانه‌هاي نزديك به اصلا ح طلبان نشان مي‌دهد كه آنها به هيچ‎ ‎وجه ‏حـاضـر نشـدنـد بـا بـزرگ نمـايي اشكالا ت مديريتي ـ كه برخي از آنها‎ ‎به‌اندازه كافي بزرگ هست ـ بر زخم مردم زجر ‏كشيده در استان‌هاي گوناگون‎ ‎نمك بپاشند. در حالي كه بدون ترديد، وقوع چنين حوادثي در دوره حكـومت اصلا‎ ‎ح ‏طلبان، با برخورد كاملا ً متفاوت اصولگرايان و رسانه‌هاي آنها مواجه‎ ‎مي‌شد. اين رسانه ها، در دوره 8 ساله اصلا ‏حات، كوچكترين گراني، كمبود و‎ ‎مشكـل معيشتـي مـردم را بيش از حد بزرگ نمايي مي‌كردند.‏ اين بحث در شرايطي مطرح شد که روز قبل از آن وزير کشور در برابر خبرنگاراني که از برف و سرما مي پرسيدند، ‏گفته بود مديريت دولت از آمريکا و اروپا ارزنده تر است. بعد هم اشاره کرد که در دولت سابق سرمائي اتفاق نيفتاد ولي ‏ديديد که يک روز تعطيل کردند. اين گفته در بخش هاي بعدي خبري سانسور شد.‏ به اين ترتيب است که "خسرو" در وب لاگ "خبرنگار جوان" نوشت: کابوس دولت اصلاحات ظاهرا مانع از آن است ‏که احمدي نژاد و هوادارانش بخوابند. الان هم اين کابوس با نزديک شدن انتخابات موجب شده که همه به دامن شوراي ‏نگهبان آويخته اند. چنان که علي مطهري هم اعلام داشته چون احساس مي کنم اصلاح طلبان با تمام قوا دارند مي آيند، ‏احساس خطر و وظيفه کردم و آمدم

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

بداخلاقي نکنند، وضع کشور تغييرمي کند

گفتگوی روز با معاون سياسي جبهه مشارکت درباره انتخابات - یکشنبه 23 دی 1386 [2008.01.13] ‏ اميد معماريان o.memarian@roozonline.com آذر منصوري، معاون سياسي دبير کل حزب مشارکت اسلامي درگفت وگوبا روز درخصوص روند ثبت نام براي ‏انتخابات مجلس هشتم، برنامه هاي اصلاح طلبان براي حضور درمجلس و نگراني از‏‎ ‎‏"بداخلاقي" هاي انتخاباتي ‏در جريان بررسي صلاحيت ها وهمچنين انتخابات توسط شوراي نگهبان وهيات هاي اجرايي سخن گفته است. ‏منصوري معتقد است نحوه ثبت نام گسترده محافظه کاران بيانگر شکاف وعدم انسجام درميان آنهاست. اين گفت ‏وگو در پي مي آيد.‏ ‎‎با توجه به اينکه اخبارضد ونقيضي از استقبال ويا عدم استقبال افراد واجد صلاحيت، مطرح شده است، ‏وضعيت ثبت نام نيروهاي اصلاح طلب و محافظه کار را طي روزهاي گذشته چگونه ارزيابي مي ‏کنيد؟‎‎ در مجموع تا آنجايي که من اطلاع دارم تعداد ثبت نام کنندگان از طيف محافظه کاران به لحاظ کمي بيشتر ازطيف ‏اصلاح طلبان ونيروهاي مستقل است که با توجه به ارزيابي ها از شرايط موجود، دواحتمال را مي توان در ‏مواجهه با مساله ثبت نام متصور شد. يکي اينکه با توجه به ائتلاف وانسجامي که دربين اصلاح طلبان وجود دارد، ‏احزاب اصلاح طلب تکليفشان با تعداد کانديداها وافرادي که قرارشده به عنوان کانديدا ثبت نام کنند، مشخص است ‏وخود به خود به دليل اجماعي که صورت گرفته، تعداد کانديداها از حد ومرز مشخصي تجاوز نمي کند. البته در ‏طيف محافظه کار، ثبت نام زياد را مي توان ناشي از وجود اختلاف وعدم انسجامي که تا به حال دربين آنها شاهد ‏بوده ايم، دانست، چرا که بين گروه هاي محافظه کار تاکنون انسجامي شکل نگرفته و چند دستگي زيادي بين آنها ‏وجود دارد. احتمال ديگر ـ البته منظورم بيشتر درطيف اصلاح طلب است ـ اين است که ثبت نام تعدادکمتر در ‏ميان اصلاح طلبان، بخشي به دليل نگراني هايي است که درخصوص عدم تاييد صلاحيت ها درميان نيروهاي ‏شاخص اصلاح طلب وجود دارد وهمين دغدغه مانع شده که دوستان ثبت نام کنند؛ به ويژه باتوجه به نحوه مواجهه ‏شوراي نگهبان درانتخابات مجلس هفتم. به هر حال اميدوارم درفرصت باقي مانده، دوستان ثبت نام کنند. ‏ ‎‎اما طي روزهاي گذشته روزنامه هاي محافظه کار از ثبت نام فله اي اصلاح طلبان درانتخابات مجلس ‏هشتم خبرداده اند که با تحليلي که شما ارائه کرديد، کاملا متفاوت است.‏‎ ‎ بله، ما براساس برنامه ريزي که ازابتدا داشتيم وتوسط ستاد ائتلاف اصلاح طلبان مطرح واعلام شده قرارمان بر ‏اين بود که يک سري افراد مشخص که واجد شرايط هستند ـ چه از جانب حزبشان و چه از طرف ستاد اصلاح ‏طلبان ـ ثبت نام کنند واين اتفاق هم تاحدودي افتاد. اما در مورد ثبت نام فله اي، با توجه به تعداد ثبت نام کنندگاني ‏که درطي اين چند روزنامشان ثبت شده، بيشتر اين مسئله از طرف محافظه کاران بوده تا اصلاح طلبان. اصلاح ‏طلبان با يک برنامه کاملا مشخص واز پيش تعيين شده وارد انتخابات شده اند که بخشي ازآن موقع انتخابات مطرح ‏مي شود وبخش ديگرش هم انشاء الله بعد از بررسي واعلام صلاحيت ها. ‏ ‎‎چه تفاوت هايي بين مجلس هفتم وهشتم مشاهده مي کنيد؟ مجلسي که مي تواند درصورت رفتار متفاوت ‏شوراي نگهبان تنوع بيشتري را از لحاظ نمايندگي افکار و احزاب مختلف شاهد باشد؟‏‎ ‎ بايد به شرايطي برگرديم که قبل از مجلس هفتم وجود داشت.از يک طرف محافظه کاران براي رسيدن به قدرت ـ ‏دردست گرفتن قدرت مجريه ومقننه ـ همه تلاش خود را براي سياه نمايي در مورد کارنامه دولت اصلاحات ‏ومجلس ششم به عمل آوردند، و از طرف ديگر شاهد بوديم که با ايجاد بحران هاي پي در پي براي دولت ‏اصلاحات و نوع انعکاس فعاليت هاي مجلس ششم و دولت، به هرحال توانستند يک فضاي ياس و توام با بي ‏تفاوتي را درکشور ايجاد کنند. ‏ آنهابا بزرگ نمايي ضعف دولت ومجلس ششم، سعي کردند جامعه را به حرکت اصلاح طلب ها بدبين کنند. ‏همزمان هنگام بررسي صلاحيت کانديداهاي انتخابات مجلس هفتم، با اعمال نظارت استصوابي، تقريبا اکثريت ‏قابل توجه اصلاح طلبان از فيلتر نظارت استصوابي رد نشدند وتکليف 190 کرسي از پيش براي مجلس روشن ‏شد. ازطرف ديگر همه سعي شان را کردند تا با ايجاد شکاف بين اصلاح طلبان، بخصوص در پايان مجلس ششم، ‏اولا ازايجاد هرگونه انسجامي بين آنها جلوگيري به عمل آورند و ثانيا اين شکاف را تداوم ببخشند. همان طور که ‏تاريخ گواه است، اين شکاف درانتخابات دور نهم انتخابات رياست جمهوري هم ادامه داشت. به هرحال اين شکاف ‏مانع از پيگيري هاي جدي تر اصلاح طلبان براي احقاق حقوقشان براي بررسي صلاحيت ها شد. اين فضايي بود ‏که درانتخابات مجلس هفتم برکشور جاري بود. به اين ترتيب مجلس هفتم به دست محافظه کاران افتاد؛ درادامه هم ‏قوه مجريه، يعني رياست دولت نهم هم به دست جناح محافظه کار افتاد و ما شاهد حاکميت يکدست قوه مقننه ‏ومجريه درکشورشديم. ‏ ‎‎به نظر شما نتيجه چنين حاکميت يکدستي، حداقل دردو سال ونيم گذشته چه بوده است؟‎ ‎ نتيجه اين اجماع و روي کارآمدن مجلس هفتم ودولت نهم اين بوده که هم به لحاظ سياست خارجي وشرايط بين ‏المللي در يک موقعيت بسيار ويژه وحساس قرارگرفته ايم وهم به لحاظ داخلي، شاهد بحران هاي روبه افزايشي ‏درحوزه هاي اقتصاد، فرهنگ ومسائل اجتماعي بوده ايم که مصداق هاي متعددش را درجامعه مي توانيد بيينيد. ‏ ‎‎چرا حاکميت يکدست ناگهان با چنين مسائلي مواجه شد؟‏‎ ‎ اين دردرجه اول ناشي از عدم کفايت ومديريت صحيح دستگاه هاي اجرايي درکشوراست. ديگر آنکه مجلس، ‏مجلسي نبوده که بتواند با اقتدار کامل و بر اساس آنچه درقانون تعيين شده و حضرت امام هم تاکيد داشتند که ‏مجلس درراس امور است - به تکليف خود عمل کند وبه صورت جدي دراين حوزه ها ـ چه سياست خارجي وچه ‏سياست داخلي- اعمال نظارت وکشور را ازبحران هاي پيش رو خارج کند. ‏ ‎‎تاثير چنين عملکردي در حضور اصلاح طلبان چه بوده است وتا چه ميزان مي تواند در انتخابات بعدي ‏به تغيير شرايط بيانجامد؟‎ ‎ اين مساله فضا از يک سو فضارابراي اصلاح طلبان، به لحاظ افزايش اقبال عمومي درجامعه، آماده کرده است. ‏ازطرف ديگر، نوع رفتاري که دولت نهم داشته وعدم توجيه برخي رفتارها که هم درسياست داخلي وهم درسياست ‏خارجي ازدولت ديده شده، شکافي خيلي جدي بين محافظه کاران به وجود آورده و فضا را کاملا به نفع اصلاح ‏طلبان درشرايط فعلي رقم زده است. اما ما همان طور که بارها اعلام کرده ايم چنانچه شرايط سياسي کشور ‏وحضور جدي احزاب به سمتي برود که شاهد دوقطبي شدن انتخابات باشيم، از آن کاملا استقبال مي کنيم. يعني ‏اصلاح طلبان نمي خواهند از شکافي که بين محافظه کاران وجود دارد، به نفع خود بهره برداري کنند. اما به هر ‏حال اين شکاف ناشي از نوع رفتار وسياست گذاري هاي دولت نهم است و به نظر من همين مسئله، هم ميزان ‏اقبال جامعه نسبت به اصلاح طلبان را افزايش داده و هم به لحاظ شرايط ويژه اي که کشور درآن قراردارد اجازه ‏نمي دهد دراين دوره از انتخابات شاهد تکراري رفتاري باشيم که از سوي شوراي نگهبان در ارتباط با کانديداهاي ‏اصلاح طلب درمجلس هفتم روي داد. در واقع ما اميدواريم به گونه ديگري عمل شود وشاهد تجربه تلخ مجلس ‏هفتم نباشيم؛ چرا که به نظر ما کشور در شرايطي بحراني وويژه قرار دارد وبا تشکيل يک مجلس مقتدر واثر ‏گذار مي توان خيلي ازبحران هاي پيش رو را از جلوي کشور برداشت و وضعيت متعادلي درکشور ايجادکرد. ‏ ‎‎به نظر شما مناسب ترين انتظاري که مي توان از شوراي نگهبان وهيات هاي اجرايي، با توجه به ‏عملکردشان درگذشته داشت، چيست؟‎ ‎ مناسبت ترين برخوردي که شوراي نگهبان وهيات هاي اجرايي دراين دوره از انتخابات مي توانند داشته باشند، ‏وانتظار جدي اي که براي نجات کشورمطرح است، همان بحثي است که توسط مقام رهبري هم مطرح شده که ‏ازبداخلاقي انتخاباتي پرهيزشود. با اين حال بيشترين بداخلاقي که فکر مي کنيم ممکن است دراين انتخابات ‏صورت بگيرد، رعايت نکردن قانون است، چه دربررسي صلاحيت ها، چه فعاليت هاي هيات اجرايي، چه قبل ‏ازاينکه پرونده ها به شوراي نگهبان برود وهيات اجرايي اسامي را اعلام کند، چه در موقع اجرا که به هرحال ‏بحث سلامت انتخابات مطرح است. اما اگر براساس قانون عمل شود وبر اين اساس صلاحيت ها مورد بررسي ‏قرارگيرد، فکر مي کنيم دراين دوره شاهد کمترين بداخلاقي انتخاباتي باشيم. از طرف ديگر براساس قانوني که به ‏تصويب مجمع تشخيص مصلحت نظام هم رسيده، شوراي نگهبان بايد خود را موظف و مقيد به جوابگويي در ‏برابر اعتراضاتي که احيانا درمورد برخي ازکانديداها ممکن است وجود داشته باشد، بداند. از نگاه ما، اين رعايت ‏اخلاق است. به هرحال بايد فضايي درکشور وجود داشته باشد که چه گروه هاي منتقد و چه گروه هاي موافق در ‏فضايي کاملا عادلانه، سالم، آزاد وقانوني خود را درمعرض نگاه مردم قراربدهند. ‏ ‎‎چه دليلي باعث شده که مجلس طي چهارسال گذشته، با آن اقتداري که در شان آن است به مقابله با ‏مسائل کشور نپردازد؟‎ ‎ نحوه مواجهه اي که با ثبت نام شدگان مجلس هفتم روي داد ـ به گونه اي که تکليف 190 کرسي ازپيش تعيين شده ‏بود ـ باعث شد ما شاهد انتخاباتي قانوني، آزاد، سالم و عادلانه نباشيم. همين مسئله باعث شد صاحبان اين 190 ‏کرسي، يعني اکثريت مجلس هفتم نهايت همکاري را با جناح محافظه کاردرکشورداشته باشند. وقتي در يک رقابت ‏انتخاباتي و در سيستمي ناعادلانه، برخي افراد حذف مي شوند، به صورت طبيعي کساني به مجلس راه پيدا مي ‏کنند که قطعا نمي توانند به صورت آزادانه ازحقوق مردم دفاع کنند، به صورت آزادانه درحوزه قانون گذاري ‏اثرگذارباشند، وبه صورت آزادانه برنوع سياست ها وروش هايي که دولت وبخش هاي ديگر حاکميت درپيش ‏گرفته اند نظارت وآنها را به پاسخگويي وادار کنند. به همين علت ما شاهد مجلسي بوديم که مهمترين مساله اش ‏تغيير ساعت بانک ها وتغيير ساعت شبانه روز بود وشايد بخش ديگري ازمباحثي که مطرح بود اين بودکه ‏درمورد بنزين چگونه عمل کنند که متاسفانه در اين زمينه هم ما شاهد عملکردهاي متناقضي دراين دوره بوديم. به ‏همين دليل است که من فکر مي کنم اگر چنانچه تجربه مجلس هفتم مجددا اتفاق بيافتد وکساني خود را واجد اين ‏صلاحيت بدانند که قبل از مردم نسبت به احراز صلاحيت کانديداها اقدام بکنند واين حق طبيعي را ازمردم بگيرند، ‏مجلسي که شکل مي گيرد، بيشتر حالت فرمايشي خواهد داشت. ‏ ‎‎محور برنامه اصلاح طلبان حول چه موضوعاتي است؟‏‎ ‎ برنامه ها ازسوي هيات ائتلاف اصلاح طلبان، که در آن مهندس بي طرف مسئوليت کميته برنامه رابه عهده داشته ‏اند، اعلام شده است. شعار اصلي دراين دوره انتخابات "همراه شوعزيز" است و درادامه آن شعارها وبرنامه هاي ‏ديگر به اطلاع افکارعمومي خواهد رسيد. منتها جدي ترين بحث ما دراين دوره از انتخابات، احياي مجلس است ‏به نحوي که بتوانيم شاهد حضور مجلسي مقتدر در برخورد با تحولات داخلي وخارجي کشور، و همچنين درحوزه ‏فرهنگ واقتصاد ومسائل اجتماعي باشيم. ‏ ‎‎فکر مي کنيد اگر تعدادبيشتري از نمايندگان اصلاح طلب راهي مجلس شوند تغييري در رابطه بين ‏مجلس ودولت به وجود خواهد آمد؟‎ ‎ قطعا. با توجه به اينکه هر کدام ازبخش هاي حاکميت اختياراتي دارند، براساس آن اختيارات برنامه هايشان را ‏تنظيم وتعريف مي کنند. اصلاح طلبان به سياست هاي دولت، چه دربخش هاي داخلي مانند اقتصاد وچه دربخش ‏هاي خارجي، انتقاداتي جدي دارند و قطعا مجلسي که با اکثريت اصلاح طلبان شکل بگيرد در پي آن است که با ‏اثر گذاري خود، درنوع برنامه ها وسياست هاي دولت تغييراتي جدي ايجاد کند تا شاهد بحران هاي کمتري ‏درکشور باشيم. اگر اين اتفاق بيافتد قطعا شاهد تغيير برنامه ريزي ها وسياست هاي دولت نهم در مدت باقي مانده ‏فعاليتش خواهيم بود. ‏

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

تنها راه حل؛‎ ‎آشتي حکومت با دانشگاه

تنها راه حل؛‎ ‎آشتي حکومت با دانشگاه گزارشي از ناآرامي هاي دانشگاه بوعلي همدان - یکشنبه 23 دی 1386 [2008.01.13] ‏ ‏سورنا کياني نام همدان با يکي از جنجالي ترين پرونده هاي سياسي تاريخ معاصر ايران گره خورده است: حکم اعدام هاشم آغاجري، ‏حکمي که مقدمه اي شد براي نا آراميها و اعتراضات گسترده اي در سطح دانشگاه هاي سراسر کشور.همدان شهري است ‏که پايگاه سياسي سردار ذوالقدر از سرداران با نفوذ سپاه محسوب مي شود، شهري با گروههاي قدرتمند فشار موسوم به ‏انصار حزب الله. با اين حال همدان را تنها نبايد با خاطره ي آن حکم و گروههاي فشارش در ياد آورد، چرا که اين شهر ‏پايگاه يکي از فعال ترين دانشگاههاي ايران، به لحاظ سياسي نيز هست: دانشگاه بوعلي همدان‏ ‏ دانشگاه بوعلي همدان طي سالهاي پس از دوم خرداد، همپاي دانشگاههاي تهران و دانشگاههايي نظير تبريز، اهواز و ‏اصفهان، يکي از کانونهاي مهم اعتراضات دانشجويي بوده است. اوج اين اعتراضات در خردادماه و تيرماه سال 82 و ‏همزمان با نا آراميهاي تهران بود؛ در آن سال گروههاي فشار و نيروهاي لباس شخصي حملات وسيع و خشونت باري را به ‏خوابگاههاي دانشجويي همدان تدارک ديدند. به دنبال اين حملات چندين فعال دانشجويي دانشگاه بوعلي بازداشت شدند و ‏مدتي را در زندان سپري کردند. دانشگاه بوعلي تعداد زيادي دانشجوي سه ستاره نيز دارد که از آن جمله اند: عليرضا ‏خوشبخت، يحيي صفي آريان، مرتضي حسين زاده، سيامك كريمي، زهرا توحيدي و زهرا جاني پور.در چنين شرايطي است ‏که دانشگاه بوعلي همدان بار ديگر به کانون گسترده ترين اعتراضات دانشجويي تبديل شده است.‏ ‎‎آغاز ماجرا‎‎ دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا در حالي ماه آذر را آغاز كردند كه پس از مرگ مشكوك دكتر زهرا بني يعقوب در ‏بازداشتگاه امر به معروف سپاه همدان، جو دانشگاه به شدت ملتهب بود. در واپسين روزهاي آبان ماه به برد هاي انجمن ‏اسلامي دانشجويان اين دانشگاه در دانشكده كشاورزي حمله شد، مشکلات متعدد صنفي و بي توجهي مديريت دانشگاه نيز ‏به اين جو ملتهب دامن مي زد. دانشجويان چند تجمع در اعتراض به مرگ مشکوک زهرا بني يعقوب برگزار کردند. اما ‏اولين واكنش گسترده ي دانشجويان به وضعيت دانشگاه، چهارم آذرماه طي تجمعي در دانشكده كشاورزي صورت گرفت، ‏دانشجويان اين دانشكده در پي جمع آوري كامل صندلي هاي موجود در راهروها و محيط دانشكده در تجمعي گسترده ضمن ‏اعتراض به عملکرد مديريت جديد دانشکده، مطالبات صنفي و سياسي خود را مطرح کردند.‏ دانشجويان در اين تجمع نسبت به رفتار برخي از پرسنل حراست و انتظامات دانشگاه، كيفيت غذا و كمبود امكانات رفاهي و ‏آموزشي و نقض آزاديهاي آکادميک اعتراض كردند‎.‎‏ دانشجويان حاضر در اين تجمع خواستار پاسخگويي رياست دانشگاه ‏در مورد "نبود حداقل استانداردهاي لازم براي شکل گيري يک محيط مناسب آکادميك" شدند؛ در پايان اين تجمع علي اصغر ‏ساكي معاون پشتيباني دانشگاه بوعلي سينا با حضور در جمع دانشجويان از پيگيري مطالبات آنان خبر داد‎.‎ اما مدتي بعد دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان همدان، طي حكم كميته انضباطي به اتهام توهين به شعائر مذهبي و ملي ‏به توبيخ كتبي محكوم شد‎.‎ چند روز پس از ابلاغ حكم امين نظري، 3 عضو ديگر اين تشكل نيز که پس از صدور بيانيه اي پرسش گرانه مبني بر اينكه ‏‏[چرا زهرا مرد؟] و برگزاري مراسمي به مناسبت هفتمين روز مرگ زهرا بني يعقوب، ، به كميته انضباطي دانشگاه ‏احضار شده بودند با احكام توبيخ كتبي از سوي كميته انضباطي رو به رو شدند: سياوش حاتم، سيد رضا جعفريان و نجمه ‏معصومي که بنا بر حکم کميته انضباطي به اتهام توهين به شعائر مذهبي و ملي به توبيخ کتبي محكوم شدند‎. در پي اين احكام، نشريه دانشجويي "روزها" به اتهام انتشار اخبار مربوط به ۳دانشجوي در بند پلي تکنيک، ابهام در تيتر ‏ها [مقالات مرتبط به مرگ مشكوك زهرا بني يعقوب و ورود نيروهاي شناخته شده منتسب به نهاد هاي شبه نظامي به كادر ‏رسمي دانشگاه] و تشويش اذهان عمومي توقيف شد‎. ‎ ‎ در چنين شرايطي بود که اعتراضات دانشجويان بوعلي با برگزاري تجمع گسترده اي در يازدهم آذرماه وارد مرحله ي ‏جديدي شد، تجمع اين بار در دانشکده ي فني برگزار شد.‏ در روز 12آذر نيز دانشگاه بوعلي سينا شاهد برگزاري گفتگوي آزادي با موضوع "جنبش دانشجويي موانع و برون رفت" ‏در دانشکده مهندسي بود‏‎.‎ به گفته ي مهدي جمالوند يکي از فعالين دانشجويي دانشگاه بو علي "در اين گفتگوي آزاد که با حضور فعال دانشجويان و ‏اعضاي شوراي مرکزي انجمن همراه بود، شرکت کنندگان به بررسي وضعيت جنبش دانشجويي، موانع پيش رو و عملکرد ‏انجمن اسلامي منتخب دانشجويان همدان [ دانشگاه بوعلي سينا] پرداختند. در واقع دانشجويان نسبت به تلاشهاي مسئولان ‏دانشگاه براي ايجاد انجمن «جعلي و موازي» معترض بودند."‏ روز 14 آذر نيز تجمعي در حمايت از انجمن منتخب و به مناسبت روز دانشجو برگزار شد.انجمن اسلامي منتخب همچنين ‏به مناسبت روز دانشجو مراسمي در دفتر مشترک سازمان ادوار[شعبه ي همدان] و حزب جامعه ي مدني همدان برگزار ‏کرد.در اين مراسم کوروش زعيم از اعضاي جبهه ي ملي و حنيف يزداني از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت به ‏ايراد سخناني پرداختند.‏ فعالين دانشجويي دانشگاه همدان همچنين شرکت گسترده اي در تجمع18 آذر دفتر تحکيم وحدت به مناسبت روز دانشجو ‏داشتند؛تجمعي که در دانشگاه تهران و با حضور 2500 دانشجو برگزار شد. امين نظري دبير انجمن منتخب بوعلي، مجري ‏برنامه ي دفتر تحکيم بود.‏ پس از آن بود که بار ديگر موج احضار دانشجويان بوعلي به کميته ي انضباطي آغاز شد. امين نظري در گفتگو با خبرنگار ‏روز در اين مورد مي گويد: "اتهامات دانشجويان، اخلال در نظم دانشگاه و دادن شعار عليه نظام جمهوري اسلامي عنوان ‏شده است. اما اتهام خود من اين است که مجري برنامه تجمع دفتر تحکيم وحدت در روز ۱۸ آذر در دانشگاه تهران بودم و ‏رييس دانشگاه تهران از من شکايت کرده است. اتهام من شرکت در اين مراسم، شرکت در تجمعات خودجوش دانشجويي ‏براي آزادي فرشاد دوستي پور، دانشجوي دستگير شده کرد دانشگاه بوعلي همدان و اقدام براي براندازي نظام جمهوري ‏اسلامي عنوان شده است."‏ سياوش حاتم، ديگر فعال دانشجويي دانشگاه بوعلي هم به روز مي گويد: "احكام كميته‌ي انضباطي، براي امين نظري، محمد ‏صيادي، مهدي جمالوند و من مبني بر يك ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات صادر شد. هم‌چنين احكام كميته‌ي ‏انضباطي براي ساسان منبري، سيروس محمدي، وهاب كريمي‌نژاد، فاطمه معصومي، رضا جعفريان و نجمه معصومي ‏مبني بر توبيخ كتبي با درج در پرونده صادر شده است."‏ حاتم مي افزايد: "اين دانشجويان در تاريخ 12 دي به كميته‌ي انضباطي احضار شدند و بعد از ارايه‌ي دفاعيات شفاهي و ‏كتبي، حكم آنها روز 16 دي صادر شد. اين در حالي است كه زمان مطالعات آزاد براي امتحانات از هفته‌ي پيش شروع شده ‏است و در واقع آنها در اين ايام به كميته‌ي انضباطي احضار شده‌اند."‏ در حالي که امين نظري احضار دانشجويان به کميته ي انضباطي در فصل امتحانات را غير قانوني مي داند، قائمي، معاون ‏دانشجويي دانشگاه بوعلي در اين مورد به خبرنگار خبرگزاري ايسنا گفته است: "اين احكام كميته‌ي انضباطي در هفته‌ي ‏آخر كلاس‌هاي دانشگاه صادر شده است و در واقع زمان مطالعه آزاد براي امتحانات از اين هفته در دانشگاه شروع مي‌شود ‏و اين احكام در واقع هفته‌ي آخر كلاس‌ها صادر شده است‎. ‎‏ انشالله صدور اين احكام بر روي اين دانشجويان اثر نمي‌گذارد؛ ‏چرا كه آنها فرصت تجديدنظر دارند و سعي مي‌كنيم جلسه‌ي تجديدنظر را بعد از امتحانات برگزار كنيم‎. ‎‏"‏‎ ‎ معاون دانشجويي دانشگاه بوعلي سيناي همدان درباره صدور حكم بعد از امتحانات، گفت: "ممكن بود برگزاري اين جلسه ‏بعد از امتحانات، موضوع را لوث كند؛ چرا كه وقتي زمان طولاني مي‌شود قضيه نيز لوث مي‌شود، ولي با توجه به وجود ‏حق تجديدنظر براي آنها، ممكن است دانشگاه در رابطه با حكم آنها وارد رأفت شده و تخفيف دهد‎. ‎بنابراين وجود اين مساله ‏باعث مي‌شود كه مشكل خاصي پيش نيايد. البته براي برخي از آنها كه حكم صادر شده و داراي تجربه‌ي صدور احكام هستند ‏تبعات منفي نداشته و در امتحانات آنها تاثير منفي نمي‌گذارد."‏ اين در حاليست که امين نظري اين اظهارات را "غير قانوني و وقيحانه" توصيف مي کند.‏ دانشجويان دانشگاه بوعلي بعد از صدور اين احکام نيز بيکار ننشسته اند و عليرغم سرماي شديد هوا و تعطيلي دانشگاه ‏چهارشنبه 19 دي با برگزاري تجمع و تريبون آزاد در محيط خوابگاه نسبت به صدور اين احکام اعتراض کرده اند. ‏ به گفته ي امين نظري دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان، اين تجمع آخرين کنش اعتراضي دانشجويان بوعلي نخواهد ‏بود. نظري به خبرنگار روز مي گويد: "اين احکام و اين فشارها هيچ تاثيري در اراده ي فعالين دانشجويي دانشگاه بو علي ‏در پي گيري مطالبات قانوني و دموکراتيک نخواهد داشت."‏ امين نظري معتقد است: "تنها راه حل آشتي حاکميت با دانشگاه رعايت حقوق بشر و اعاده ي آزاديهاي آکادميک است."‏ دانشجويان دانشگاه بوعلي در حالي اين روزهاي سخت را از سر مي گذرانند که هنوز هيچ خبري مبني بر آزادي دانشجويان ‏چپ زنداني، به گوش نمي رسد و نگرانيها نسبت به سرنوشت آنها هر روز افزايش مي يابد، سه دانشجوي پلي تکنيکي نيز ‏به رغم صدور راي برائت، هنوز آزاد نشده اند. در عين حال احضارهاي وسيع به کميته هاي انضباطي در دانشگاههاي ‏کشور از اصفهان گرفته تا ياسوج و از علامه گرفته تا تهران، همچنان ادامه دارد. به طوري که تعداد دانشجويان احضاري ‏به کميته ي انضباطي از 16 آذر بدين سو به بيش از 60 نفر رسيده است. همه چيز حاکي از ادامه ي فشار بر دانشگاه است

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

زرتشت در اساطير و اعتقادات صوفيان

زرتشت در اساطير و اعتقادات صوفيان اخبار روز: www.iran-chabar.de نقل مطلب به هیچ عنوان به معنی تائید آن توسط مدیران وبلاگ نیست .فقط جهت اطلاع رسانی درج گردیده است. سرانجام می رسيم به دونام مهم زرتشت که صوفيان اسلامی آنان را به خود تخصيص داده اند يعنی ابراهيم ادهم و بايزيد بسطامي: ۶- ابراهيم ادهم (يعنی ابراهيم بور) که به طور خلاصه بايد گفت داستان زندگی اش کاملاٌ نشانگر زندگی همان شاهزاده بودا(زرتشت شرق فلات ايران) است. علاوه بر اينکه زادگاه وی يعنی بلخ نيز همان شهر محل حکمرانی طولانی زرتشت می باشد.دراين رابطه نام بايزيد را در معنی همراه يزَت (ايزد) می توان با لقب خليل ابراهيم (زرتشت) که به معنی دوست صميمی خداست، برابر نهاد. ۷- بايزيد بسطامی ملقب به سلطان العارفين نيز که صوفيان آن را مرشد بزرگ خويش دانسته اند وخود را سالک راه به شمار آورده اند در اصل خود همان زرتشت است؛ گرچه شيعيان ايرانی وی را نيز نظير بهلول شاگرد جعفر صادق معرفی نموده اند.نگارنده وقتی به راز اين نام پی برد که در شمار بيست امشاسپند مذکور در کتاب پهلوی بندهش چشمش به نام ردُ بَرزيد (يعنی سرور بلند قامت) برخورد نمود. با اندکی تجسس برايم مسلم گرديد که نام بايزيد يا بيازيد و بيازيت ترکان از تحريف جزء دوم اين نام يعنی بَرزيد برخاسته است: چنانکه اشاره کرديم برديه زرتشت معروف به تنومندی و بلندی سه مرد توصيف می شده و از اين جهت هم هست که هرودوت نام وی را سمرديس آورده است. لقب بسطام وی نيز در رابطه با القاب زرتشت است چه آن علی القاعده ريشه در کلمهً اوستايی ويستهم يعنی دارای نيروی گسترده دارد که مطابق معنی لفظی يک ازالقاب توراتی وی يعنی يافث و همجنين نام جينی وی يعنی مهاويرا است.خود نام دو قصبه ای را که در ايران به نام بسطام (ويست خم) ناميده شده اند می توان به معنی جايگاه دارای آتشکدهً گسترده معنی نمود. به نظر می رسد نام قم (کمندان) نيز از اين ريشه بوده و به معنی جايگاه دارای آتشکده باشد .گرچه برای بايزيد بسطاميی مفروضی در بسطام قبری پيداکرده اند و سلطان محمد خدابنده هم برای آن در جوارش گنبدی برآورده است ولی اين قبر را بايد از نوع مزار خليفه/ امام علی (در واقع آلوو در اينجا يعنی آتشکدهً ونابک) در مزار شريف شمرد. از گفته های مهمی که به بايزيد منسوب است اين دو معروف است: "چنان نمای که هستی نه چنان باش که می نمايي" . " خوشا شهری که بدش بايزيد باشد." معروف است در نخستين ملاقات مولانا و شمس تبريزی سوالی که شمس مطرح کرد اين بود که بايزيد بزرگتر است يا محمد؟ مولانا می گويد محمد شمس الدين می پرسد پس چرا محمد می گويد: " ما عرفناک حق معرفتک" و با يزيد گفت:" سبحانی ما اعظم شأنی ؟"مولوی بلخی در مثنوی معنوی اسطوره ای را در همين باب از بايزيد بسطامی به نظم کشيده است که نشان می دهد وی در عهد سلاجقه دارای مقام اساطيری ماوراء الطبيعی به شمار می رفته است: قصهً سبحان ما اعظم شأنی گفتن ابويزيد قدس الله سره و اعتراض مريدان و جواب اين مر ايشان را نه به طريق گفت زبان بلکه از راه عيان: با مريدان آن فقير محتشم بايزيد آمد که نک يزدان منم گفت مستانه عيان آن ذو فنون لا اله الّا انا ها فاعبدون چون گذشت آن حال گفتندش صباح تو چنين گفتی و اين نبود صلاح گفت اين بار ارکنم من مشغله کاردها بر من زنيد آن دم هله حق منزه از تن و من با تنم چون چنين گويم ببايد کشتنم چون وصيت کرد آن آزاد مرد هر مريدی کاردی آماده کرد مست گشت او باز آن سغراق زفت آن وصيتهاش از خاطر برفت نُقل آمد عقل او آواره شد صبح آمد شمع او بيچاره شد عقل چون شحنه است چون سلطان رسيد شحنهً بيچاره در کنجی خزيد عقل سايهً حق بود حق آفتاب سايه را با آفتاب او چه تاب چون پری غالب شود بر آدمي گم شوداز مرد وصف مردمي هرچ گويد آن پری گفته بود زين سری زآن آن سری گفته بود چون پری اين را قانون بود کردگار آن پری خود چون بود اوی او رفته پری خود او شده ترک بی الهام تازی گو شده چون به خود آيد نداند يک لغت چون پری را هست اين ذات و صفت پس خداوند پری و آدمي از پری کی باشدش آخر کمی شير گير ار خون نره شير خورد تو بگويی او نکرد آن باده کرد ور سخن پردازد از زر کهن تو بگويی باده گفتست آن سخن باده را ميبود اين شر و شور نور حق را نيست آن فرهنگ و زور که ترا از تو به کل خالی کند تو شوی پست او سخن عالی کند گرچه قرآن از لب پيغمبر است هرک گويد حق نگفت او کافر است چون همای بی خودی پرواز کرد آن سخن را بايزيد آغاز کرد عقل را سيل تحير در ربود زآن قوی تر گفت کاوّل گفته بود نيست اندر جّبه ام الاّ خدا چند جويی بر زمين و برسما آن مريدان جمله ديوانه شدند کاردها بر جسم پاکش می زدند هر يکی چون ملحدان گرده کوه کارد می زد پير خود را بی ستوه هرک اندر شيخ تيغی می خليد بازگونه از تن خود می دريد يک اثر نه برتن آن ذوفنون وآن مريدان خسته و غرقاب خون هرک او سوی گلويش زخم برد حلق خود ببريده ديد آن زار مرد و آنک اورا زخم اندر سينه زد سينه اش بشکافت و شد مردهً ابد وآنکه آگه بود از آن صاحب قران دل ندادش که زند زخم گران نيم دانش دست او را بسته کرد جان ببرد الا که خود را خسته کرد روز گشت و آن مريدان کاسته نوحها از خانه شان برخاسته پيش او آمد هزاران مرد و زن کای دو عالم درج در يک پيرهن اين تن تو گر تن آدم بودی چون تن مردم ز خنجر گم شدی با خودی با بی خودی دو چار زد با خود اندر ديدهً خود خوار زد ای زده بر بيخودان تو ذوالفقار برتن خود می زنی آن هوش دار زآنک بی خود فانيست و ايمنست تا ابد در ايمنی او ساکن است

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

آيت‌الله شاهرودي: ضريب سلامت دستگاه قضايي ايران بسيار بالاست

تهران، ايرنا ‪۸۶/۱۰/۰۶‬ داخلي. اجتماعي. قضايي. حفاظت. ريس قوه قضاييه روز پنجشنبه، در نخستين همايش سراسري مركر حفاظت اطلاعات كل قوه قضاييه گفت: ضريب سلامت دستگاه قضايي ايران بسيار بالاست. به گزارش خبرنگار ايرنا، آيت الله "سيدمحمود هاشمي شاهرودي" افزود: برغم شايعه پراكني‌هاي موجود، دستگاه قضايي ايران يكي از بهترين دستگاه‌هاي كشور است. وي به دستگاه‌هاي حفاظتي و نظارتي ساير نهادها و سازمان‌ها نيز پيشنهاد كرد "با هماهنگي و در كمال حفظ استقلال با يكديگر همكاري كنند، چون اين همكاري‌ها موجب تقويت حوزه‌هاي نظارتي خواهد شد". رييس قوه قضاييه گفت كه مركز حفاظت واطلاعات اين قوه با همكاري بخش‌هاي ستادي مشابه يامكمل خدمات ارزنده‌اي را بي‌سروصدا و جنجال و باكمترين هزينه ارايه مي‌دهند. وي، وظايف مركز حفاظت و اطلاعات را مهم توصيف كرد و خواستار تقويت و تعديل آن شد و گفت ساختارهاي لازم براي تحقق اهداف حفاظت‌ و اطلاعات با استفاده از بهترين و پيشرفته‌ترين روش‌ها و تجربيات بايد شكل گيرد. هاشمي شاهرودي گفت : تشكيل مركز حفاظت و اطلاعات قوه قضاييه در راستاي نهادينه‌تر شدن استقلال دستگاه قضايي است و بايد در اين بخش از آسيب ها، نفوذها و فشارها جلوگيري شود. وي ، نظام قضايي كشور را بي‌نظير توصيف كرد و افزود:در قانون اساسي و قوانين عمومي، نظام قضايي بر پايه‌هاي مستحكم برنامه‌ريزي شده و استقلال دستگاه قضايي از برجستگي‌هاي مهم اين قوه در كشور است. رييس قوه‌قضاييه بااشاره به‌استقلال قاضي و دستگاه قضايي در قانون اساسي، و نظارت مستقيم رهبري بر اين دستگاه ، افزود: اين ديدگاه در نظام حكومتي كشور به عنوان يك فرهنگ حقوقي و فقهي پذيرفته شده است. وي بابيان اينكه مسايل جزيي واختلافات نبايد مانع از ديدن كارهاي عظيم انجام‌شده در دستگاه قضايي شود، ابراز اميدواري كرد "در بعد بودجه دستگاه قضايي كه كمتر استقلال نظام قضايي كشور درآن لحاظ شده ، توجه بيشتري شود". هاشمي شاهرودي در پايان گفت: امروز بايد با اطلاع رساني دقيق و درست، اقدامات انجام‌شده در حوزه دستگاه قضايي كشور به جهانيان شناسانده شود و تنها به گفتمان توجه نكرد و به دنبال الگويي موفق و موثر بود. نخستين همايش سراسري حفاظت واطلاعات كل قوه قضاييه با حضور معاونان قوه قضاييه و روساي سازمان‌هاي تابعه ، مسوولين قضايي و اداري، مديران كل حراست وزارتخانه‌ها و مديران حفاظت و اطلاعات دادگستري‌ها برگزار شد. ** حمايت از قضات در برابر گزارش افراد مغرض دكتر "اصغر جهانگير" رييس مركز حفاظت و اطلاعات قوه قضاييه نيز در اين همايش، گفت : حمايت از قضات و كاركنان در مواجه با گزارش‌هاي افراد مغرض ازسياست‌هاي مشخص ساليان اخير مركز بوده كه باپشتيباني رييس قوه قضاييه به تصويب طرح صيانت از قضات و كاركنان انجاميده است. وي افزود: شناسايي قضات و كارمندان كارآمد، متعهد ، مستعد و آينده‌دار ومعرفي آن‌ها براي مناصب كليدي ، تعامل و هماهنگي با مراكز نظارتي خارج از قوه قضاييه و پرهيز از اقدامات موازي از ديگر اقدامات مركز بوده است. وي ادامه داد: همايش حاضر فرصت مناسبي است تا به داوري در مورد نقش حفاظت و اطلاعات و بررسي راه‌هاي ارتقاء و بهبود روش‌ها و برنامه‌هاي آن پرداخته شود. جهانگير درادامه، تقويت امنيت قضايي براساس عدالت جهت جلب‌اعتماد عمومي، حفظ حريم و حرمت دستگاه قضايي و قاضي و مقابله اصولي و هدف‌مند با عوامل تهديدكننده آن، حمايت از حقوق مردم در مقابل تخلفات نهادها و سازمان‌هاي دولتي و عمومي حتي اگر موضوع متوجه بخش‌هايي از دستگاه قضايي‌باشد، شناسايي علل و عوامل ايجادي و تشديدكننده جريان و مقابله علمي و اصولي با آن، بكارگيري كاركنان اداري و قضايي كارآمد و متعهد و مسووليت پذير و ايثارگر با عنايت به حساسيت و ويژگي دستگاه قضايي را از اهم اهداف آينده مركز حفاظت و اطلاعات كل قوه قضاييه ذكر كرد. ---> ايرنا.شاهرودي.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

شهاب الدین صدر: مجلس ششم توپخانه‌اي عليه نظام بود

شهاب‌الدين صدر طي سخناني در مراسمي كه روز سه‌شنبه به مناسبت ولادت امام هادي (ع) برگزار شد، تورم، گراني، مشكلات معيشتي و اشتغال را از جمله مشكلات كشور برشمرد و در عين حال تصريح كرد: الان يك رييس‌جمهور حزب‌اللهي بر سر كار است؛ ممكن است هزار و يك مشكل هم در كشور وجود داشته باشد ولي اگر قرار شد حرفي زده و ايرادي گرفته شود، بايد منصفانه باشد. وي با تاكيد بر بررسي كارشناسانه اين مشكلات، افزود: بايد وضع امروز را نسبت به دولت‌هاي قبلي مقايسه كنيم و ببينيم آيا آن‌ها تورم نداشتند. زمان مجلس چهارم و دولت آقاي هاشمي رفسنجاني تورم بالاي 50 درصد را در كشور شاهد بوديم. مدير اجرايي جبهه‌ متحد اصولگرايان با طرح اين پرسش كه مگر يادمان رفته است زماني را كه فكر مي‌كرديم اساس اسلام و دين در حال زير و رو شدن است؟ خاطرنشان كرد: امروز ما از اين وضعي كه در مورد مسائل فرهنگي، لاابالي‌گري و بي‌بند و باري وجود دارد، ناراضي هستيم. اما بايد ريشه‌يابي كنيم و ببينيم چه وقت پرده‌ها دريده و خطوط قرمز در جامعه شكسته شد؟. وي با بيان اين‌كه نبايد حافظه‌ سياسي ما حافظه‌ كوتاه‌مدتي باشد ابرار عقيده كرد: مجلس ششم توپخانه‌اي عليه قانون اساسي، ولايت فقيه، احكام دين و عليه نظام بود. صدر با اشاره به سابقه حضور ‌خود در هيات منصفه‌ مطبوعات اظهار كرد: يكسري افراد كه ظاهرشان هم درست بود از پول بيت‌المال روزنامه تاسيس كردند كه عده‌اي بي‌دين آن را اداره كرده و تمام اعتقادات مردم را زير سوال مي‌بردند. وي با بيان اين‌ اعتقاد كه مجلس ششم تحصن كرده بود كه جلوي حاكميت بايستد به حادثه كوي دانشگاه اشاره و ابراز عقيده كرد: در روز 18 تير صلوات نمي‌فرستادند و دعاي كميل هم نمي‌خواندند بلكه به سر تا پاي دين و مذهب و مملكت فحش مي‌دادند. در آن زمان دولتي بر سر كار بود كه وزراي آن دولت به جريان 18 تير مي‌پيوستند، عليه نظام. راديو بي‌بي‌سي، كاخ سفيد و نخست‌وزير انگليس هم پيغام و بيانيه مي‌دادند. مدير اجرايي جبهه متحد اصولگرايان با بيان اين‌كه اگر مراقبت نكنيم همان جريان‌ها به شكل‌هاي مختلف بروز مي‌كند تصريح كرد: بايد از انقلابي كه امام خميني(ره) بنا نهادند، مراقبت نماييم تا درختي تنومندي شود؛ چراكه اگر راه سعادت و نجاتي باشد، زير سايه‌ همين درخت است. وي با تاكيد بر گم نكردن راه درست شاخص اين راه را در هر دوره‌اي ولي فقيه عادل دانست و افزود: هر كس در راه ولي فقيه عادل قرار گرفت، ما همه قبولش داريم و در خدمت او هستيم و هر كس هم بخواهد با اين مسير بجنگد و مقابله كند حتما نابود خواهد شد. صدر با اشاره به اين‌كه مباني ما مسلمان‌ها مباني اصولگرايي است ، ايمان و هويت ديني، عدالت‌خواهي، شكوفايي اقتصادي، پيشرفت علمي و همچنين اصلاحات را از جمله‌ اين اصول برشمرد و عنوان كرد: اصلاح‌طلبي در دل اصولگرايي است؛ چراكه اين شعار امام حسين(ع) است. وي امام خميني (ره) را اولين اصلاح‌گر قرن و احياگر اسلام توصيف كرد و گفت: امام(ره) با انقلاب خود وضع جامعه را متحول و آن اوضاع را اصلاح كردند. ما هم به عنوان مسلمان راهي غير از اين نداريم و بايد به همين راه برويم. اين همان خط اسلام و تشيع و همان خطي است كه پيشتر امام خميني(ره) و امروز نيز مقام معظم رهبري ترسيم كرده‌اند. مدير اجرايي جبهه متحد اصولگرايان، تنها راه‌حل مشكلات كشور و جامعه را تكيه بر احكام و دستورات اسلام و پناه بردن به اعتقادات ديني دانست و اظهار كرد: اين راه اسلام و اهل بيت است وگرنه ما از خودمان حرفي نمي‌زنيم؛ چراكه تضميني نخواهد داشت. ولي اگر گفتيم كه اين همان حقيقتي است كه پيامبر اكرم(ص) و اميرالمومنين(ع) به دنبال آن بودند يعني اين‌كه اين راه تضمين داشته و راه‌هاي ديگر تضميني ندارد. وي با بيان اين‌كه در سال‌هايي گذشته چالش‌هاي زيادي مانند خروج از قانون اساسي و عبور از جمهوري اسلامي از سوي برخي مطرح شد تصريح كرد: اين با مسير امام و رهبري مغاير است؛ چراكه امام(ره) فرموده‌اند كه «جمهوري اسلامي؛ نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كمتر» و امروز هم مقام معظم رهبري همين را مي‌گويند. صدر جمهوري اسلامي ايران را از نظر ديني منحصر به فرد توصيف و عنوان كرد: هيچ‌كدام از كشورهاي اسلامي ديگر واقعا بر مباني اسلام پايبند نيستند. حكومت اسلامي آن‌ها مثل حكومت قبل از انقلاب ماست. اگر اين حكومت‌ها اسلامي بودند اكنون وضع جامعه‌شان اينچنين نبود. اگر ما هم مسير را گم كنيم به همان راه خواهيم افتاد.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

فقهای شورای نگهبان بنزین تا قم رفتن ندارند

سخنگوی شورای نگهبان به دنبال انتقاد تنی چند از خبرنگاران و دانشجویان دانشکده خبر در مورد کمبود بنزین و اختصاص نیافتن بنزین مصوب در تبصره 13 به روزنامه نگاران با اشاره به اینکه نظارت بر امور کشور جزو وظایف شورای نگهبان نیست ، گفت : فقهای شورای نگهبان نیز برای رفتن به قم با کمبود شدید بنزین مواجه هستند. عباسعلی کدخدایی که در دانشکده خبر تدریس می کند همچنین در مورد رایانه ای شدن انتخابات گفت: هنوز برنامه انتخاباتی به صورت روشن از طرف وزارت کشور ارائه نشده است. سخنگوی شورای نگهبان با اشاره به اینکه هیچ جایگاهی بالاتر از جایگاه علمی نیست، افزود:به احتمال زیاد انتخابات آتی آخرین حضور من در شورای نگهبان خواهد بود . کدخدایی در مورد اشتغال در شورای نگهبان به عنوان یک شغل دولتی وعدم مغایرت با قانون اساسی نیز گفت: این اصل نیاز به بررسی بیشتر دارد.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |
درباره وبلاگ

عزيزان و دوستان توجه داشته باشند

كوس نبرد ما مزن انديشه كن كز خيل ما

گر يك دعا تازد برون بر صد جهان لشكر زند
و

از كران تا به كران لشكر ظلم است

ولي از ازل تا به ابد فرصت درويشان است

در كشورهاي غربي اعلان جنگ عليه اسلام ميشود در عربستان و يمن دستور مبني بر قتل عام شيعيان ميشود و در گوشه اي از دنيا كه ايران نام دارد مولوي بايزيد و ..... كافر خوانده ميوشد
فتواهايي همچون بر تخريب حرم امام حسين در عراق و فتوا براي تخريب حسينيه ها در ايران صادر ميشود

آخرین نوشته ها
جمعه به دستور کتبی مولای معظم
دکتر علوی‌نیا از معدود کارشناسان فلسفه تحلیلی بود
سپاه آماده ی برخورد با تهدیدات داخلی می شود
اخبار چرمهین : (وقاحت ظالم و حکایت مظلوم!!)
فتوای آیت الله محمد علی تسخیری دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
وبلاگ های دراویش گنابادی بعد از گذشت زمان کمتر از ۲ ماه مجددا فیلتـــــر شدند
سقراط شهيد راه حكمت
نقش تصوف در رویارویی با سلطه صلیبی – صهیونیستی (اختصاصی مجذوبان نور)
منجمان چاله ي عظيمي را در جهان پيدا كردند
تصوف علوي
خدا روح در آدم دميد ***************** ز جا برخاست آدم يا علي گفت
بت پرستان رخ خورشيد تو را گر بينند بر قد و قامت زيباي تو ايمان آرند
مولای یا مولای...............
پارادكس تصوف نزد اساتيد و شاگردان ملاصدرا(1)
چگونه شکر این نعمت گذارم که دست مردم آزاری ندارم
sooon...............
اطلاعیه شورای فرهنگیان دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در خصوص تخریب منزل آقای رحمت الله جوادی
ولادت امام محمد باقر بر تمام شيعيان خاص آن حضرت مبارك باد
6 نفر از دراويش باز داشت شده آزاد شدند
همه مذاهب از حقوق شهروندي برخوردار هستند
آخرین اخبار چرمهین (احضارمعلم مظلوم وافشاگری ظالمین)
ابن عربي
شرع مقدس و تعدد زمین
فلک در شریعت اسلام
کعبه اقبال این حلقه است و بس کعبه اومید را ویران مکن
کشف اولین انیمیشن جهان در شهر سوخته
تخریب خانه تاوان خداپرستی
هيس ! امام جماعت، حضرت امام زمان است
دست كج وزارت اطلاعات از آستين شهرداري بيرون آمد
یخربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المومنین فاعتبروا یا اولی الابصار
امکانات


zolfaghar121

علي 121

zolfaghar121

http://zolfaghar121.blogfa.com

ذوالفقار حسيني 121

ذوالفقار حسيني 121

ذوالفقار حسيني 121

عزيزان و دوستان توجه داشته باشند

كوس نبرد ما مزن انديشه كن كز خيل ما

گر يك دعا تازد برون بر صد جهان لشكر زند
و

از كران تا به كران لشكر ظلم است

ولي از ازل تا به ابد فرصت درويشان است

در كشورهاي غربي اعلان جنگ عليه اسلام ميشود در عربستان و يمن دستور مبني بر قتل عام شيعيان ميشود و در گوشه اي از دنيا كه ايران نام دارد مولوي بايزيد و ..... كافر خوانده ميوشد
فتواهايي همچون بر تخريب حرم امام حسين در عراق و فتوا براي تخريب حسينيه ها در ايران صادر ميشود

ذوالفقار حسيني 121

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com