تبليغاتX
ذوالفقار حسيني 121
ذوالفقار حسيني 121

جمعه به دستور کتبی مولای معظم

جمعه به دستور کتبی  مولای معظم

حضرت آقای دکتر نور علی تابنده مجذوب علیشاه( ارواحنا فداه)

برادر مکرم ایمانی جناب آقای احدیان  به عنوان مجاز نماز در زنجان معرفی گردیدند

از خداوند منان سلامتی و موفقیت برای ایشان خواستاریم و این موهبت را به همه فقرا خصوصا فقرای با محبت  زنجان تبریک عرض می کنیم

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

دکتر علوی‌نیا از معدود کارشناسان فلسفه تحلیلی بود

 

 

دکتر علوی‌نیا از معدود کارشناسان فلسفه تحلیلی بود
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در مورد ویژگیهای دکتر علوی‌نیا با تأکید بر اینکه وی به عرفان علاقمند و عرفان نظری نیز تدریس می‌کرد، گفت: دکتر علوی نیا از معدود کارشناسان فلسفه تحلیلی بود .
دکتر سعید حنایی کاشانی عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی درباره مرحوم دکتر علوی نیا در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: بنده افتخار آشنایی با ایشان را از سال 64 که دانشجوی فلسفه بودم پیدا کردم . ایشان در آن زمان مهندس خطاب می شدند و متون زبان را تدریس می کردند. دکتر علوی نیا مهندسی شیمی نفت از دانشکده فنی دانشگاه تهران داشتند و سالها در شرکت نفت انجام وظیفه می کردند ، اما علاقه ایشان به فلسفه و عرفان باعث شد تحصیلات خود را در رشته فلسفه در کشور انگلستان ادامه و دکترای فلسفه ریاضی یا فیزیک بگیرند.

وی در ادامه افزود: دکتر علوی نیا به خاطر تخصص بین رشته ای که داشتند علاوه بر دانشگاه شهید بهشتی در دانشگاههای شریف و امیرکبیر نیز فلسفه علم تدریس می کردند و بنابراین بود که در دانشگاه شهید بهشتی گروه فلسفه علم با محوریت ایشان دایر شد. همچنین دکتر علوی نیا به مباحث عرفانی نیز علاقه داشتند و عرفان نظری نیز تدریس می کردند.

حنائی کاشانی در ادامه گفت: ایشان از معدود متخصصین فلسفه تحلیلی و از اعضای قدیمی انجمن حکمت و فلسفه بود و نیز مدت زمانی هم در دایرة المعارف بزرگ اسلامی فعالیت می کردند.

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه در طول ترم گذشته با دکتر علوی نیا هم اتاق بوده است یادآور شد: از ویِژگیهای اخلاقی ایشان می توان به بزرگواری ، محبت و خوشروئی اشاره کرد. ایشان ارتباط بسیار خوبی با همکاران و دانشجویان داشتند و هرگز عصبانی نمی شدند.

به گزارش مهر، دکتر سهراب علوی­نیا استاد فلسفۀ دانشگاه شهید بهشتی سه­شنبه اول مردادماه بر اثر ایست قلبی درگذشت. از آثار دکترعلوی نیا استاد فلسفه تحلیلی می توان به «معرفت شناسی ریاضی» و ترجمه کتابهای «فلسفه اخلاق» نوشته "اتکینسون" ، «درآمدی به تحلیل فلسفی» اثر "جان هاسپرس" ، «درآمدی به رساله ویتگنشتاین» نوشته "هاورد ماونس"،  «ماهیت بشر از دیدگاه ویتگنشتاین» اثر «پیتر هکر»، اشاره کرد.

مجلس ترحیم این استاد فلسفه تحلیلی فردا شنبه 5 مرداد ماه، ساعت 14:30 تا 16 در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار خواهد شد .

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

سپاه آماده ی برخورد با تهدیدات داخلی می شود

شیرین کریمی

اظهارات اخير محمد علي جعفري فرمانده ي سپاه پاسداران مبني بر اينکه "انقلاب اسلامي از داخل تهديد ‏مي‌شود و خارجي‌ها با اتكا به عوامل از داخل، از اين راه وارد مي‌شوند" بار ديگر توجهات را به سوي اين ‏رکن مهم قدرت جمهوري اسلامي و تغيير و تحولات روي داده در آن طي يکسال گذشته جلب کرد.‏

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، فرمانده ي سپاه گفته است: "از سال 1378 تا 1380 ‏خارجي‌ها برخي از شورش‌هاي داخلي را هدايت مي‌كردند و به اين مساله هم اميد بسياري بسته بودند." سردار ‏جعفري افزوده: "بدون ترديد در آينده نيز اين مشكلات وجود خواهد داشت."‏

اين البته اولين باري نيست که فرمانده ي جديد سپاه پاسداران از "خطر تهديدات داخلي" و "وظيفه ي سپاه در ‏مقابله با اين تهديدات" سخن مي گويد.از دهم شهريور ماه سال گذشته که محمد علي جعفري(معروف به ‏عزيز)[شوهر خواهر محمد باقر ذوالقدر] با حکم رهبر جمهوري اسلامي جانشين سيد يحيي رحيم صفوي در ‏فرماندهي سپاه شد، اين نيرو تغيير و تحولات بسياري را پشت سر گذاشته است. جعفري که پيش از اين ‏امضاي نامه ي تهديد آميز فرماندهان سپاه به رييس جمهور سابق ايران محمد خاتمي را در کارنامه داشت با ‏طرحهاي جديدي که مهم ترين آنها تغيير ساختار سپاه و تبديل کامل بسيج به زير مجموعه ي سپاه بود در راس ‏ستاد فرماندهي اين نيروي نظامي قرار گرفت. ‏

اينگونه بود که سردار جعفري براي تئوريزه کردن اين تغييرات در اظهاراتي بي سابقه که هفتم مهرماه سال ‏گذشته ايراد شد ماموريت اصلي اين ارگان نظامي جمهوري اسلامي ايران را «مقابله با تهديدهاي داخلي» ‏عنوان کرد. وي در همان روز با اعلام اين موضوع که" با موافقت رهبر جمهوري اسلامي، مسئوليت ‏فرماندهي بسيج به سپاه واگذار شده است"، افزود که سپاه بايد بتواند در برابر تهديدهايي، که او آنها را ‏‏"تهديدات سياسي، اجتماعي و امنيتي از سوي دشمنان" ناميد، به موقع وارد عمل شود. ‏

هفتم مهر ماه سال 86 آخرين باري نبود که سردار جعفري از تهديدات داخلي و آمادگي سپاه براي مقابله با آنها ‏سخن گفت. وي چند روز پس از مانور نظامي اخير سپاه که ظاهرا براي مقابله با تهديدات خارجي انجام گرفته ‏بود اعلام کرد : "هرگونه تهديدات امنيتي، سياسي و فرهنگي را در نطفه خفه‏‎ ‎مي‌کنيم."‏

مجموعه اين سخنان برخي تحليلگران داخلي را به اين نتيجه رسانده که تغييرات ساختاري سپاه و تحويل ‏فرماندهي بسيج به اين نهاد نظامي بيش از پيش به اين نيرو "آرايشي حزبي و سرکوبگرانه" داده است. پس از ‏انتخابات رياست جمهوري سال 84 اين محمد رضا خاتمي، دبيرکل وقت جبهه ي مشارکت بود که در توصيف ‏دلايل پيروزي محمود احمدي نژاد از "دخالتهاي حزب پادگاني" در انتخابات سخن گفت و بعد از آن اين واژه ‏که اولين بار به وسيله ي سعيد حجاريان به کار رفته بود وارد ادبيات سياسي کشور شد. به اين ترتيب تغييرات ‏سپاه "حزب پادگاني" را براي پشتيباني از "دولت پادگاني" آماده تر کرد. بر اين اساس کارشناسان مي گويند ‏سپاه اکنون گام به گام در مسير انجام ماموريت جديد خود در مقابله با تهديدات داخلي پيش مي رود. ‏

‎آمادگي براي مقابله با شورشهاي شهري‎

اوايل آبانماه سال گذشته نماينده رهبر جمهوري اسلامي ايران در سپاه پاسداران، در مصاحبه اي از پيوستن ‏گردان هاي ضد شورش عاشورا و الزهرا به نيروي زميني سپاه خبر داد. علي سعيدي به روزنامه کيهان گفت: ‏‏"تدبير فرمانده کل قوا در اين مقطع برقراري و ارتباط تنگ تر بين نيروي زميني و نيروي مقاومت [بسيج] ‏است و اين دو لازم و ملزوم يکديگرند و مي توانند به رسالت هاي متنوع سپاه جامه عمل بپوشانند."‏

‏ گردان هاي عاشورا و الزهرا که از مهم ترين بخش هاي نيروي مقاومت بسيج به شمار مي رفتند، وظيفه ‏دارند با هر گونه شورش شهري و ناآرامي در ايران مقابله کنند. اين دو گردان که از ادغام ۲۵۰۰ گردان به ‏وجود آمده اند طي ماههاي اخير مانورها و رزمايش هاي زيادي برگزار کرده اند.‏

به گفته ي مجيد مير احمدي، جانشين سابق فرمانده ي بسيج "اکثر گردان هاي عاشورا و الزهرا به سلاح ‏مناسب و جديد مجهز شده اند و مانور اين گردان ها نيز به صورت واقعي برگزار مي شود و در جريان آن ‏تاکتيک هاي مختلف تمرين مي شود."‏

آن هم در حالي که سرهنگ پاسدار حسن رجبي، يکي ديگر از فرماندهان بسيج هم کمي پيش از سردار ‏ميراحمدي به خبرگزاري جمهوري اسلامي، ايرنا، گفته بود: "اين رزمايش ها در قالب مقابله با ناآرامي ها، ‏دفاع از کوي و برزن، امداد و نجات، کمين و ضد کمين برگزار مي شود."‏

‎افزايش بودجه ي 200 درصدي‎

با اين تمهيدات بود که در پايان ارديبهشت ماه سال جاري خبر آغاز گشتهاي امنيتي بسيج رسما ً اعلام شد. ‏معاون عمليات نيروي بسيج از آغاز فعاليت گشت هاي اين نيرو در نواحي شهري ايران از سوم خردادماه خبر ‏داد. ‏

سرتيپ پاسدار احمد ذوالقدر[ با محمد باقر ذوالقدر متفاوت است] به خبرگزاري ها گفت: "اين گشت ها، پنج ‏نفره بوده و به صورت پياده در هزار نقطه از محلات شهري کشور فعاليت خواهند کرد و هدف آنان کمک به ‏برقراري امنيت پايدار در محلات، برخورد با اراذل و اوباش و سارقان، ممانعت از آسيب رساندن به اماکن ‏عمومي، دولتي و خصوصي ، و برخورد با جرائم مشهود است."‏

کمتر از دو ماه پس از اعلام خبر آغاز گشتهاي "امنيتي" بسيج هم هفته نامه ي صبح صادق، ارگان داخلي ‏سپاه پاسداران از افزايش قابل توجه بودجه ي بسيج خبر داد. حسن طائب، فرمانده ي بسيج افزايش رقم بودجه ‏اين نيرو را 200 درصد اعلام کرد. اگر چه ميزان کل بودجه ي بسيج هيچگاه مشخص نبوده است ولي چنين ‏افزايش بودجه اي در تمامي اين سالها بي سابقه محسوب مي شود. حسن طائب، فرمانده بسيج، مي گويد:" با ‏توجه به اينکه محور قرار گرفتن پايگاه هاي بسيج جزء سياست هاي جديد فرمانده کل سپاه است، بنابر اين ‏بيشتر بودجه سال جاري به پايگاه هاي مقاومت اختصاص يافته است."‏

چنين است که برخي تحليلگران با نگراني اين پرسش را مطرح مي کنند که "کدام ضرورتي چنين افزايش ‏بودجه اي را توجيه مي کند و اين بودجه ي اضافي در آخرين سال رياست جمهوري محمود احمدي نژاد قرار ‏است صرف چه اموري بشود؟"‏

‎آماده ي سرکوب؟‏‎

در حاليکه تنها يکسال از تغييرات در کادر فرماندهي سپاه مي گذرد، دگرگوني هاي صورت گرفته در اين ‏نيرو چنان گسترده بوده که خود فرماندهان سپاه "ساختاري" بودن آن را تاييد کرده اند. ‏

نوع آرايش جديد سپاه و تغييرات صورت گرفته به عقيده ي کارشناسان مبين عزم اين نيروي نظامي براي ‏دخالت در امور سياسي است. اين دسته از کارشناسان بر اين عقيده اند که "سپاه مي خواهد از جمهوري ‏اسلامي در برابر شورش هاي احتمالي به هر قيمتي دفاع کند." اخبار تاييد نشده اي هم حاکي از آن است که ‏مراکز پژوهشي سپاه احتمال يک شورش سراسري در صورت حمله ي خارجي را به عنوان يک تهديد عليه ‏نظام جدي گرفته اند.‏

به هر حال وقتي اين تغييرات را در کنار اقداماتي نظير تصويب يک فوريت طرحي که بر اساس آن وبلاگ ‏نويسي در کنار "اشاعه ي فساد، فحشا و الحاد" قرار مي گيرد، برخي تحليلگران به اين نتيجه مي رسند ‏که"جمهوري اسلامي کمر بند را محکم بسته است."

منبع : روز آن لاین

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

اخبار چرمهین : (وقاحت ظالم و حکایت مظلوم!!)

 

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور مقارن ساعت 9 صبح روزچهارشنبه 2 مرداد ماه 1387 آقای رحمت الله جوادی  دستگیر و روانه زندان گردید.

در این گزارش آمده است ،تخریب منزل این معلم مظلوم که چندیپیش توسط نیروهای امنیتی و انتظامی و به دلایل اعتقادی و مخالفت  با دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  انجام گردید موجی از نارضایتی را در میان مردماین منطقه ایجاد نموده است .

شیوه برخورد مامورین اطلاعاتی و فشار آنها بر مراجع قضاییوارگانهای اجرایی  نشانگر هدف  آنان مبنی برتبعید آقای جوادی از چرمهین اصفهانو تعطیلی مجالس درویشی در این شهر میباشد .

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

فتوای آیت الله محمد علی تسخیری دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

  

آیت الله محمد علی تسخیری( دام عزه العالی)

پرسشها ی بسیاری از سوی مسلمانان و غیر مسلمانان درباره ی جامعه اسلامی و روابط بینمذاهب اسلامی به ما رسیده است. از حضرت عالی خواهشمندیم جهت تنویر افکار عمومی واصلاح اندیشه ها پاسخ بفرمایید.خداوند به شما جزای خیر عنایت فرماید

1-آیا کسی که یکی از مذاهب اسلامی یعنی مذهب حنفی ، مالکی ، شافعی ،حنبلی ،جعفری ، زیدی و یا اباضی- را پیروی و به دستورات آن عمل کند، مسلمان است ؟

2- مرزهای تکفیر در اسلام چیست؟آیامسلمان می تواند کسی را که از  یکی ازمذاهب اسلامی- که در سوال اول ذکر شد- پیروی می کند، یا تابع عقیده اشعری یامعتزلی است تکفیر کند؟ و آیا تکفیر کردن پیروان تصوف حقیقی جایز است؟

3-چه کسی می تواند از نظر اسلاممفتی حقیقی باشد؟شرایط و شایستگی های اساسی برای متصدی امر افتاء و هدایت مردم درفهم شریعت و پیروی از آن چیست؟

فتوای

آیت الله محمد علی تسخیری( دام عزه العالی)

دبیر کل مجمع جهانی تقریبمذاهب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

موسسه آل البیت للتفکر الاسلامی

پاسخخود را در جواب سوال های ارزشمند شما،به شرح زیر خلاصه می کنم:

1.بله،همه ی پیروان مذاهب اسلامی نام برده در پرسش شما، مسلمان به شمار می آیند و ازهمه ی حقوق مسلمانان برخوردارند و تمام وظایف مسلمانی هم بر عهده آنان واجب است وهمگی در مجموع ، افراد امت اسلامی هستند.

2.تکفیر هیچ یک از مذاهب نام برده یا پیروان عقیده اشعری همچنین سالکان راه تصوف حقیقی و نیز هر کس که به توحید ، نبوت ،معاد و واجبات روشن اسلامی مثل نماز ،روزهو حج ایمان دارد – به طور مطلق – جایز نیست.

3.علما شرایط و صفاتی ذکر کردند که فرد باید دارا باشد تا صلاحیت افتا پیدا کند. ازجمله این شرایط دانش کافی به اصول فقه ،ادبیات عرب و قدرت و استنباط احکام شرعی ازکتاب و سنت شریف است .به طور خلاصه ،فرد باید مجتهد باشد تا بتواند برای مردم فتواصادر کند.

درود خداوند بر شما و گامتان استوار

محمد علی تسخیری

دبیر کل مجتمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

وبلاگ های دراویش گنابادی بعد از گذشت زمان کمتر از ۲ ماه مجددا فیلتـــــر شدند

گروه موسوم  به  انجمن حجتیه و دست های نفوذی استعمار گر قرن انگلیس ِاز هر حربه جهت  بایکوت خبری دراویش  استفاده می کنند و بهد از اینکه دریافتند حک نمودن وبلاگ ها و سایت ها و ایجاد وبلاگ های موازی با دراویش  و عنوان توبه نمودن دراویش  این بار با فیلتر نمودن سعی دارند از انتشار اخبار دراویش گنابادی جلو گیری کنند و در چند ماه گذشته بعضی از وبلاگ ها برای چندمین بار فیلتر شدند که البته  هیچ تاثیر بر روند انتشار اخبار دراویش نداشته و سایتی جدید و وبلاگی نو پا به عرصه  انتشار اخبار دراویش می گذارد

در ادامه ی سیر متحجران یکبار دیگر وبلاگهای دراویش گنابادی از جمله :سایت شخصی دکترسید مصطفی آزمایش- صلح کل (دو بار )- خبار سلسه نعمت الهی گنابادی -وبلاگ خورشید حق  به دست تیغ فیلترینگ سپرده شد.

لازم به یاد آوری است که در حدود دو ماه پیشتر نیز وبلاگهای :


  یاران مجذوبان نور  - خاطرات قم...   - صلح کل...  - خورشید حق - فقرای بروجرد -اما عشق..واخبار صوفیه  وپایگاه هم اندیشی دراویش فیلتر شده بودند.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

سقراط شهيد راه حكمت


ادامه اين مطلب رو حتما بخونيد ...........

ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

نقش تصوف در رویارویی با سلطه صلیبی – صهیونیستی (اختصاصی مجذوبان نور)

چندیپیش همایش " نقش تصوف در رویارویی با سلطه صهیونیستی و غربی " در محلطریقه عزمیه در قاهره برگزار شد >گزارش این همایش در روزنامه الوفد چاپ قاهره وهمچنین در مجله "التصوف الاسلامی" درج شد که اهم مطالب آن به شرح ذیل میآید :

اینهمایش یک روزه از سوی طریقه عزمیه وبا مشارکت سایر طریقه های صوفیه ومردمی مصر وبا حضور برخی از شیوخ الازهر ،برگزار شد. .الشیخ علاءابوالعزائم،شیخ طریقه عزمیه،در جلسه افتتاحیه این همایش با تاکید بر احترام مسلمین نسبت به مسیحیان ،جرج بوشرا به عنوان هولاکوخان قرن بیست و یکم که به کشتار مردم عراق ،اقدام کرده است ،بهشمار آورد. در ادامه این همایش آقای الشیخ حسن الشناوی ، شیخ الشیوخ طریقه هایصوفی در مصر ،طی اظهاراتی به تلاش های شخصیت ها و طریقه های صوفی که با هجرت وارائه الگوهای عملی به انتشار دین اسلام در جهان کمک کردند ، اشاره و خاطرنشان کرداز ابتدای گسترش اسلام در جهان ،تلاش شد که با جنگهای صلیبی آن را محاصره کنند وییهودیان را اهل مکر و حیله و گمراهی در طول تاریخ خواند که  هم اکنون قضیه فلسطین را با تبلیغ و سرمایه ونیرنگ به این مرحله کشانده اند. الشناوی گفت :آنچه امروز در عراق صورت می گیرد،نه خدا و نه رسول و نه عقل سلیم می پسندد و جهاد را به عنوان واجب عینی در مقابله بااشغال فلسطین و عراق مطرح کرد.

دکتراحمد شوق الحنفی یکی از اعضای «القیاده الشعبیه العالمیه » در سخنان خود ضمن محکومیت تهاجم به سرزمین عراق ،اظهار داشت که این تجاوز از هیچگونه مبنای قانونی،دینی و اخلاقی برخوردار نیست و تنها با هدف سیطره بر منطقه و ثروت های آن و  تغییر نقشه سیاسی و حمایت از اشغال اسرائیل درفلسطین است.

الشیخ فرحات السید المنجی ،مدیر کل «مدن البعوث الاسلامیه » در الازهر ، طی سخنانی بهجایگاه بالای دین اسلام در تربیت انسان ها و اصلاح جامعه اسلامی در طول تاریخاشاره و در این راستا به دعوت الازهر در نشر معروف و نهی از منکر  و همکاری  در جهت نیکی و تقوی ،تاکید کرد .

آقای عبد الحلیم العزمی، مدیر مجله «الاسلام وطن» و یکی از اعضای برجسته طریقه عزیمه درسخنان خود به درگیری تاریخی میان اسلام و دشمنانش و ادامه یافتن توطئه علیه امت اسلامی ،پرداخت و در ادامه اظهاراتش  به مکر و حیله یهود در ضربه زدن به اسلام و چگونگی ایجاد رژیم صهیونیستی در قلب جهان اسلام با دخالت بریتانیا و حمایت اتحاد شوروی سابق و  ادامه مساعدت آمریکا تاکنون ، اشاره و تاکید کردکه حمله به عراق ادامه طرح صهیونیسنی – صلیبی برای تحمیل سلطه خود بر قلب جهان اسلام و تضعیف آن است. شیخ قندیل یکی دیکر از اعضای طریقه عزیمه ضمن تشریح عملکرد تصوف در گذشته به ساده زیستی ،اسوهبودن و هجرت در راه خدا از ویژگی های صوفیان، اشاره کرد و در شرایط کنونی    جهان اسلام بر ضرورت حفظ وحدت اسلامی بین تمام گروه ها و شعوب اسلامی ، تاکید ورزید.

دربیانیه پایانی این همایش آمده است که تصوف به مقابله با استعمار صلیبی –صهیونیستی جدید به رهبری آمریکا و اسرائیل و عدم همراهی و مساعدت آنها ، تاکید دارد و در اینراستا ،وحدت اسلامی بین تصوف ،تشیع و تسنن را ضروری می داند . همچنین بر پیشگیری توطئه های دشمنان به وسیله کشف   تزویرفرهنگ وهابی و علمانی غرب و صدور اسلام صحیح از راه های ممکن امروزی ،اشاره شده است . در بخشی دیکر از بیانیه بهتحریم کالاهای اجنبی ،مطالعه تاریخ اسلامی ،تخلق به اخلاق اسلامی ،بازنگری مفاهیم تصوف و تطبیق آنها با شرایط جدید ، تربیت مجاهدین برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی غرب و غیره ،توصیه شده است .

 
نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

منجمان چاله ي عظيمي را در جهان پيدا كردند

ترجمه : مريم پورمختار

.
 
.
.
منجمان چاله ي عظيمي را در جهان يافته اند كه نزديك به يك ميليارد سال نوري طول دارد و خالي از هر دو نوع ماده ي معمولي مانند ستارگان ، كهكشان ها و گاز ، و ماده ي اسرار اميز نا مرئي ( ماده تاريك) است. گر چه پيش از اين مطالعات بر روي چاله ها و يا فضا هاي خالي در مقياس هاي بزرگ كيهاني انجام شده بود اما  اين كشف بزرگ همه ي انها را كوچك جلوه داد.
 
لاورنس رودنيك از دانشگاه مينستا گفت:
((نه تنها تا كنون هيچكس چاله اي به اين بزرگي را پيدا نكرده بود ، بلكه ما هرگز حتي انتظار پيدا شدن نمونه اي با اين اندازه را نداشتيم.)) همچنين رودنيك همراه با ، شيا براون و ليليا آرويليامز هم از دانشگاه مينستا يافته هايشان را در يك مقاله گزارش دادند كه براي انتشار در نشريه اختر فيزيك پذيرفته شده است.
 
منجمان سال هاست به اين موضوع پي برده اند كه جهان در مقياس هاي بزرگ پر از فضا هاي خالي از ماده است.به هر حال بيشتر اين فضا هاي خالي كوچكتر از نمونه ي اخير هستند كه توسط رودنيك يافت شد. به علاوه تعداد حفره هاي كشف شده ، با افزايش اندازه ، كاهش مي يابد .
 
ويليامز گفت:
(( چيزي  كه ما دريافتيم معمولي نيست. ما مبنا را مطالعات تجربي و يا شبيه سازي هاي رايانه اي در كشف (تحول) مقياس بزرگ از جهان قرار داديم. ))
 
منجمان بخشي از كار خود ( بخش پاياني كار )  را به وسيله ي داده اي از پيمايش راديو تلسكوپ NRAO در آسمان در يافتند.پروژه اي كه آسمان را به صورت كامل با راديو تلسكوپ به تصوير مي كشد، بخشي از شالوده ي مهارت بين المللي رصد خانه ي بين المللي ، اختر شناسي راديويي است.مطالعه ي دقيق انها از داده هاي NVSS  افت قابل توجهي را در تعداد كهكشان هاي منطقه اي از آسمان در صورت فلكي نهر نشان داده است.
رودنيك گفت:
((ما تا حالا مي دانستيم كه چيزهاي متفاوتي درباره ي اين لك (موضع) در آسمان وجود دارد.)) اين منطقه به ((((WMAP Cold Spot لقب داده شده است ؛ زيرا از نقشه ي تابش امواج (ريز موج) زمينه كيهاني كه توسط ماهواره WMAP ( اين ماهواره در سال 2001 به وسيله ي ناسا پرتاب شد ) تهيه شد ، خارج بود. CAM ها ، امواج راديويي ضعيف باقي مانده ي تششعات Big-Bang هستند ، كه اين نزديكترين عكس نوباوگي از جهان مرئي هست. اختلالات در CAM ساختارهايي را كه فقط حدود 100 هزار سال بعد از Big-Bang  به وجود آمده اند را نشان مي دهد.
 
ماهواره يWMAP تفاوت هاي دمايي تا حدود ميليونم درجه  را در CAM كه را اندازه گرفته است ؛ منطقه ي سردي در نهر در سال 2004 كشف شد.
 
منجمان از اين موضوع حيرت زده شدند چرا كه  اگر موضع سرد مطابق با ريز موج زمينه كيهاني) (CAM باشد دلالت بر بعضي ساختار ها در جهان آغازين دارد، يا چه بسا  مي تواند ناشي از در همرفتگي بيشتر CAM باشد و ]  اين امواج [ مجبور شوند راهشان را از مسيرزمين طي كنند . نبود كهكشان ها در اين منطقه به وسيله ي مطا لعه ي داده ي NVSS حل شد .
 
 
 رودنيك گفت:
اگر چه نتايج غافلگير كننده ي ما احتياج به تثبيت دارد ، اما كم بودن جزئي دماي CAM در اين منطقه عظيم 6 تا 10 ميليارد سال نوري از زمين مي تواند به سبب اين چاله ي عظيم كه تقريبا خالي از همه ي مواد است بوده باشد .
 

 ]اما[چگونه فقدان ماده سبب سردتر شدن دما در رصد تششعات باقي مانده از Big-Bang  از زمين شده است ؟
 
فوتون هاي تابش زمينه ي كيهاني  زماني كه از ميان منطقه ي محصور به وسيله ي مواد رد مي شوند مقدار كمي انرژي به دست مي آورند.اين تاثير مسبب معماي انرزي تاريكي است كه باعث شتاب گرفتن انبساط جهان شده است. اين بهره در انرژي فوتون باعث پديدار شدن تابش زمينه ي كيهاني با گرماي اندك در آن محيط مي شود.وقتي فوتون ها در ميان فضاي خالي حركت مي كنند، مقداري از انرژيشان را به خاطر اين اثر از دست مي دهند و همچنين گذر تششعات CMB به اين صورت يك منطقه ي سردتر را پديد مي آورد.
 
شتاب دار بودن انبساط جهان و بدين گونه انرزي تاريك ، كمتر از 10 سال كشف شده اند. خصوصيات فيزيكي انرژي تاريك ناشناخته هستند. اگر چه كه به مراتب بيشترين سهم را در انرزي جهان دارا مي باشند ، سرشت عالم گير آن ان يكي از مشكلات بنيادي رايج در اخترفيزيك محسوب مي شود.
 
تلسكوپ NVSS تقريبا82% از اسمان مرئي را از شبكه وي ال اي نيومكزيكو به تصوير كشيده. بررسي آن شامل 217.446  مشاهدات فردي جداگانه كه 2.940 ساعت ، تلسكوپ ها را در بين سال هاي 1993 تا 1997 به كار گرفته بود. مجموعه اي شامل 2.326 تعداد عكس توليد شده از داده ها توسط وب سايت تلسكوپ   NARO قابل دسترسي مي باشند . همچنين اين پيمايش ، كاتالوگي با بيش از 1.8ميليون موضوع قابل شناسايي در عكس ها توليد كرده . نام NVSS در بيش از 1.200 مقاله ي علمي ذكر شده است.
 
ماهواره ي WMAPناسا با به كار بردن ريزموج هاي تقويت كننده به وسيله ي آزمايشگاه توسعه ي مركزيNRAOتوليد شده است ، صاحب محصول زيادي از اطلاعات جديد درباره ي سن و تاريخ جهان، ظهور ستارگان اوليه و ساختار جهان است . نتايجWMAP  با وسعت زيادي كه دارد به وسيله ي دانشمندان در پهنه ي گوناگوني از ويزه گي هاي اختر فيزيكي ذكر شده است.
 
رصد خانه ي بين المللي اختر شناسي راديويي كه يكي از امكانات زيربنايي علمي بين المللي است، تحت موافقت قرار داد دانشگاه هاي وابسته داير شده است.اين تحقيق در دانشگاه مينستا به وسيله ي رسيدگي و كمك بلاعوض از NFS وNASA  مي باشد.
.
http://www.hupaa.com/page.php?id=3623
.
ترجمه : مريم پورمختار  ( از اعضاي هوپا )



نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

تصوف علوي

از حضرت علي(ع) نقل شده که : کلمه تصوف از صوف است که تصوف عبارت است از "ت" ترک و توبه و تقي (تقوي)، "ص" عبارت از صبر و صفا و صدق، "و" عبارت از ورد، وفا، ود، و "ف" عبارت از فقر، فکر و فنا است.

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

خدا روح در آدم دميد ***************** ز جا برخاست آدم يا علي گفت

به هر شيدا رسيدم يا علي گفت     ز مجنوني شنيدم يا علي گفت
مگر اين وادي داراامجنون است؟ كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت
نسيمي غنچه اي را باز مي كرد بگوش غنچه كم كم يا علي گفت
چمن در ريزش باران رحمت دعا مي كرد و او هم يا علي گفت
يقين پروردگار آفرينش به مو جودات عالم يا علي گفت
به هر كس در جهان آفرينش حوادث شد مجسم يا علي گفت
دلا بايد هر دم يا علي گفت نه هردم بل دمادم يا علي گفت
ز بطن حوت كي آزاد مي گشت ز بس يونس كه در يم يا علي گفت
به ابراهيم شد آتش گلستان به جاي اسم اعظم يا علي گفت
خدا روح در آدم دميد ز جا برخاست آدم يا علي گفت
عصا در دست موسي اژدها شد كليم آنجا مسلم يا علي گفت
نمي شد زنده جان مرده هرگز يقين عيسي بن مريم يا علي گفت
پيامبر در شب معراج بر خاست به قصد قرب اعظم يا علي گفت
مگر خيبر ز جايش كنده مي شد!! يقين آنجا علي هم يا علي گفت
علي در كعبه بر دوش پيامبر قدم بنهاده او هم يا علي گفت
به فرقش كي اثر ميكرد شمشير شنيدم ابن ملجم يا علي گفت





ولادت مولا علي بر تمام جهانيان خصوصا حضرت صاحب الزمان و همچنين حضرت آقاي مجذوبعليشاه و تمامي فقراي سلسله جليله نعمت الهي بيدختي گنابادي مبارك باد





نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

بت پرستان رخ خورشيد تو را گر بينند بر قد و قامت زيباي تو ايمان آرند






صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند
اين دل خسته مجروح مرا جان آرند
عاشقان نقش خيال تو چو بينند به خواب
اي بسا سيل که از ديده گريان آرند
صوفيان طاق دو ابروي تو را سجده برند
عارفان آنچ نداري بر تو آن آرند

چشم شوخ تو چو آغاز کند بوالعجبي
آدم کافر و ابليس مسلمان آرند
بت پرستان رخ خورشيد تو را گر بينند
بر قد و قامت زيباي تو ايمان آرند
شمه‌اي گر ز تو در عالم علوي برسد
قدسيان رقص بر اين گنبد گردان آرند


نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

مولای یا مولای...............

مولای یا مولای،  انت المولا و  انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا
مولای یا مولای
،  انت المالک و  انا المملوک و هل یرحم المملوک الا المالک
مولای یا مولای
،  انت العزیز و  انا الذلیل و هل یرحم الذلیل الا العزیز
مولای یا مولای
،  انت الخالق و  انا المخلوق و هل یرحم المخلوق الا الخالق
مولای یا مولای
، انت العظیم و  انا الحقیر و هل یرحم الحقیر الا العظیم

 

 

 

امشب شب جمعه اول ماه رجب است و این شب خجسته را لیلة الرغائب یا شب آرزوها گویند .و حضرت رسول (ص)و اولیا الهی فرموده اند که در این شب، حضرت حق آرزوها و دعای مومنین را اجابت میکند. هرچند هر شبی ،بلکه هر دمی که مومنین یک دل و یک زبان  به درگاه ایزد ی متوسل شوند او حاجت دردمند و نیازمند و مضطر را اجابت میکند امااز جهت توجه بیشتر، امشب را شب آ رزوها و لیلة الرغائب نامیده اند

پس عزیزان ایمانی و سالکان طریقت ربانی ،با هم و یک صدا ،از دل و از جان دعا میکنیم و عزت و شوکت ، صحت و سلامتی ،طول عمر ،شادی و خرسندی و رضایت خاطر  مولای عزیزمان حضرت آقای دکتر نور علی تابنده مجذوبعلیشاه ارواحنا فداه را آرزومندیم
نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

پارادكس تصوف نزد اساتيد و شاگردان ملاصدرا(1)


در آثار ملاصدرا دو نحو تلقي و برخورد با تصوف وجود دارد كه خلاف عادت (پارادكس) مي‌نمايد. وي از طرفي در رد و انكار تصوف سخن مي‌گويد و آن را تخطئه مي‌كند، و از طرف ديگر از آن دفاع مي‌كند. اين امر تنها منحصر به ملاصدرا نيست بلكه از اوصاف دوره صفويه است كه تصوف رايج (كه آن را مي‌توان تصوف صفوي ناميد) در قياس با تصوف حقيقي (تصوي علوي)(1) رد مي‌شود، چنان كه در آثار بسياري ديگر از عالمان، عارفان و فيلسوفان آن عصر در ايران، از جمله اساتيد و شاگردان ملاصدرا نيز مشهود است. اين گونه تلقي حاصل تحولي است كه در دوره صفويه در فهم تصوف و نيز تشيع ايجاد شده و اثر آن تاكنون در تاريخ ايران به جاي مانده است. آنچه در اين مقال مي‌آيد، شرح و بررسي اين مطلب و، به ويژه، موضع ملاصدرا و بعضي استادان و شاگردان وي در اين باب است(2)، ولي پيش از آن بايد مقدماتي تاريخي را ذكر كنيم



نويسنده : شهرام پازوكي





آن بخش از تاريخ اسلام در ايران كه بيش از همه در شئون نظري و عملي ايرانيان تأثير داشته، تصوف و تشيع است. درست است كه در مقام هم‌دلي، ميان صهيب رومي، سلمان فارسي و بلال حبشي كه جان و دلشان منوّر به نور اسلام شده بود، فرقي نيست ولي بي‌شك نسبتي كه ايرانيان با معونيت اسلام (ولايت) برقرار كردند، نسبت خاصي بود كه موجب شد پيامبر اكرم سلمان را از اهل بيت معنوي خويش بخواند.

 

ولايت به معناي عرفاني‌اش، مقام باطن و معنويت اسلام است كه در تاريخ اسلام به صورت تصوف و تشيع معروف شد و بيش از همه، در ايران مجال بروز و ظهور در ايران يافت تا حدي كه مخالفين تصوف و تشيع اصالت اسلامي آن دو را با دلايل مشابه انكار كرده‌اند و عده‌اي از مستشرقان گفته‌اند كه ساخته و پرداخته ايرانيان است و متوجه نبوده‌اند كه قابليت معنوي ايرانيان در قبول تصوف و تشيع و انسي كه با آن يافتند، به اين معنا نيست كه ايرانيان آن دو را جعل كرده باشند.

 

اما با اينكه تصوف و تشيع با قبول اصل ولايت به معناي عرفاني‌اش دو عنوان دال بر حقيقتي واحد هستند، به خصوص تحت نفوذ مرجعيت ديني خلفاي اموي و عباسي و فقهايي كه منتسب به آنها بودند، از هم جدا شدند. ثمره اصلي اين جدايي آن بود كه تشيع، به تدريج، صورت ظاهري فقهي و كلامي محض بيابد و تصوف نيز منشأ ولوي علوي خويش را به تدريج فراموش كند. ولي از قرن هفتم، پس از سقوط خلافت عباسي، تصوف مجال يافت چهره شيعي خود را ظاهر كند و، به طور متقابل، فقهاي شيعه نيز علايق صوفيانه خود را نشان دهند. (3)

 

فهم نسبت ميان تصوف و تشيع در تاريخ تفكر اسلامي و حتي نهضت‌هاي ديني در ايران، به خصوص در فاصله بين قرن هفتم تا دهم هجري - كه زمان قدرت يافتن سلسله صفويه است - اهميت دارد. سير تصوف از شيخ نجم‌الدين كبري تا شاه نعمت‌الله ولي سير بروز پيوند معنوي ميان تصوف ولوي و تشيع ولوي است تا سيد حيدر آملي كه رسماً و عملاً اتحاد تصوف و تشيع را اعلام كرد. (4) از حيث فلسفي هم مي‌توان نشانه‌هاي اين پيوند را ديد؛ فلسفه يوناني در عالم اسلام شأن ديني يافت و مبدل به حكمتي نبوي شد كه در آن اصل مسلم اين بود كه بزرگان و فيلسوفان متقدم يوناني از ابتدا تا ارسطو يا خود نبي بوده‌اند يا از مشكاك نبوت يكي از انبيا اقتباس نور مي‌كرده‌اند.(5) اين حكم از نظر تاريخي به همين وجه قابل اثبات نيست ولي از منظر پديدار شناسي، وراي صحت و سقم تاريخي آن، نكته اين است كه فيلسوفان مسلمان در عمق ضمير خويش مي‌خواستند با تالس، افلاطون و ارسطويي سروكار داشته باشند كه فلسفه‌شان برخاسته از تفكري ملتزم به وحي، يعني حاصل نبوت، باشد. اين نوع فلسفه يا به تعبير هانري كربن، «حكمت نبوي»(6) نسبتي با تصوف و تشيع در ايران دارد. اگر وراث فلسفه اسلامي پس از فارابي و ابن سينا در ايران، سهروردي است، كه مسير فكري‌اش تا ملاصدرا به اوج خود مي‌رسد، به جهت نسبتي است كه فلسفه با تصوف و سپس تشيع يافته است و مي‌تواند به ملاصدرا ختم شود كه فيلسوفي اهل تصوف و تشيع است. و درست به همين جهت است كه فلسفه يوناني به تفسير ابن رشد كه كاملاً شأن ارسطويي و عقلي دارد و لذا از تصوف و تشيع به دور است، در سير فلسفه در ايران مقامي پيدا نمي‌كند و هيچ‌كدام از فيلسوفاني ايراني متأخر – از جمله ملاصدرا كه تقريباً به اكثر منابع عرفاني و فلسفي و كلامي اشراف دارد - استنادي به ابن رشد نمي‌كنند. بنابراين، اگر هم كساني در دوره صفويه تصوف را رد مي‌كردند، معمولاً حكمت و فلسفه را نيز هم رديف تصوف مي‌دانستند و آن را مردود مي‌شمردند. در همين مسير، حكماي بزرگ اين دوره به منابع روايي شيعه رجوع مي‌كنند و تفسيري كاملاً حكمي و عرفاني از آنها عرضه مي‌دارند و با اين كار، بعد عرفاني و حكمي روايات منقول از ائمه را نيز عيان مي‌سازند. در اين خصوص، مي‌توان از شرح ملاصدرا بر كتاب اصول كافي يا شرح قاضي سعيد قمي بر كتاب توحيد شيخ صدوق نام برد.

 

تاريخ تفكر اسلامي در ايران وقتي به دوره صفويه رسيد، مقدمات بروز اين هم‌بستگي ميان تصوف و تشيع و حكمت را پيش از آن طي كرده بود اما در دوره صفويه در ايران كه بيش از دو قرن به طول انجاميد، تصوف و به تبع آن تشيع، وضعيت پيچيده‌اي يافت، به نحوي كه مجدداً ميان آنها تفرقه‌اي ايجاد شد. صفويه خود در اصل، سلسله‌اي در تصوف و از شعب معروفيه و منسوب به شيخ صفي‌الدين اسحاق اردبيلي (متوفي 735) بود. از اين رو، لشكريان صفوي مؤسس اين سلسله، شاه اسماعيل صفوي را مرشد خود مي‌دانستند و همين ارادت، از لوازم اصلي استقرار حكومت صفوي شد. به همين سبب، ديگر سلاطين صفوي نيز مانند شاه اسماعيل به عناويني مثل «صفوي اعظم» يا «مرشد كامل» خوانده مي‌شدند. يكي از شواهد اجتماعي و تاريخي اتخاذ تصوف و تشيع ولوي نيز همين است كه چون صفويه صوفي مسلك به قدرت رسيدند، تشيع را – كه عمدتاً تصوف زمينه آن را به ويژه از اوايل قرن هفتم فراهم كرده بود - مذهب رسمي ايران كردند و به قدرت رسانيدند. چنان كه قبل از صفويه، پيروان ديگر نهضت‌هاي صوفيه مثل سربداران، حررفيه، نوربخشيه و مشعشعيان نيز همگي شيعي مذهب بودند. اين امر تصنعي نبود بلكه در ذات تصوف نهفته بود، منتهي به سبب قدرت حاكم ديني، يعني خلافت عباسي، مجال نمي‌يافت ماهيت شيعي خود را ظاهر كند. به هر تقدير، در اين دوره، تصوف نزد ايرانيان چنان شهرت و رواج داشت كه خوانساري مي‌گويد:

 

«طايفه عجم ميل فراوان به آن داشتند تا بدانجا كه در تمايل به آن مبالغه مي‌كردند.»(7)

 

اما با اينكه صفويه خود صوفي بودند، به دلايلي، اسباب افول و حتي رد و انكار تصوف در ايران دوره صفويه فراهم شد. اهم اين دلايل عبارتند از:

 

1 - مفاسدي كه ميان طائفه تركان قزلباش صوفي شعار به واسطه كسب قدرت پيدا شد، و صوفي بودن تبدبل به يك منصب شده بود(8)، و خودسري امراي آنان كه مي‌رفت به خطري بر ضد حكومت تبديل شود. (9)

 

2 - كثرت جماعت قلندران و دراويش لاابالي و پرسه‌زن كه غالباً از هند مي‌آمدند و چون سلسله نامه طريقتي منظمي نداشتند و با سلسله‌هاي رسمي با اصل و نسب صوفيه ارتباط نداشتند، به «درويشان بي‌شرع» نيز موسوم بودند.(10)

 

3 - انحصار طلبي صوفيه منتسب به سلطنت و لذا ذم و طرد ديگر رشته‌هاي اصلي تصوف.

 

4 - غلبه و نفوذ فقها و علماي ظاهري شيعه در امان ايرانيان تازه شيعه شده و به خصوص دستگاه حكومت(11)، كه در اين ايام به واسطه مهاجرت بسياري از آنها مانند محقق كركي از جبل عامل به مركز خلافت شدت يافته و به طبع موجب رقابت فقها با سران قزلباش در كسب قدرت و تقرب به سلطان نيز شده بود. از طرف ديگر، نياز حكومت صفوي به علما براي تهييج احساسات شيعي مردم تا بتواند از عهده حريف سياسي عثماني خود كه سني بود، برآيد؛ اين قبيل عوامل باعث بروز تفرقه ميان تصوف و تشيع و همچنين، موجب تضعيف حكومت و از اسباب عمده انقراض صفويه شد تا بدان حد كه وقتي دور پادشاهي به شاه عباس رسيد، ديگر از قدرت تصوف و قزلباشان صوفي شعار، چيز چنداني باقي نمانده بود.(12)

 

در اين ميان كه صوفي بودن مذموم شده بود و هر كس را مي‌خواستند بدنام سازند، متهم به تصوف مي‌كردند،(13) كساني كه به تصوف حقيقي (تصوف علوي) و لذا تشيع تعلق‌خاطر داشتند و از اوضاع زمانه خود مي‌ناليدند، فراوان بودند؛ اين افراد يا از ايران هجرت كردند و بسياري به هندوستان رفتند كه در آنجا از قديم همه، طرايق صوفيه را ارج مي‌نهادند يا اينكه اگر در ايران ماندند، يا به طور علني از ارادت صوفيانه خود سخن نمي‌راندند و غالباً در انزوا به سر مي‌بردند يا اگر سخني مي‌گفتند، به دو وجه ظاهراً مخالف بود كه فهم آن براي درك پارادكس تصوف در اين دوره واجب است. به اين معنا كه از طرفي انزجار و تبراي خود را از تصوف مرسوم منحط زمانه – كه مرادشان عموماً تصوف منتسب به حكومت و قلندران و درويشان پرسه‌زن (تصوف صفوي) بود – اظهار مي‌كردند، و از طرف ديگر، در مقام دفاع از تصوف علوي و رد و انكار تشرع خشك ظاهري و فقهاي منتسب به حكومت برمي‌آمدند و لذا تأليفاتشان در تصوف عمدتاً مبتني بر اين دو مبنا بود، و به قول صاحب طرائق الحقائق(14) به مقتضاي زمانه و حال مخاطبين هر زمان در اين باب چيزي گفته‌اند. اين وضعيت خلاف مرسوم را ميان اكثرقريب به اتفاق حكما و فلاسفه اين عصر كه مشربي ذوقي و صوفيانه در افق فكري شيعه داشتند، مي‌توان ديد، كه از جمله آنها – از ميان اساتيد ملاصدرا - مي‌توان به شيخ بهايي، ميرفندرسكي و ميرداماد اشاره كرد.

 

قبل از اينكه به شيخ بهايي بپردازيم، بايد اشاره كنم كه اصولاً وضعيت متكلمان و فقهاي اهل تصوف نيز، به همين منوال اهل حكمت بود. شيخ بهايي (متوفي 1030) كه استاد بسياري از حكما و فقها و بزرگان عصر – از جمله ملاصدرا است - و او و پدرش از فقهاي بزرگ اين دوره بودند، تعلق آشكار به تصوف داشت؛ از اين رو، در آثار عرفاني خويش هر علمي حتي فقه را رد مي‌كرد و موافق با مذاق صوفيه، علم حقيقي را منحصر به علم عاشقي مي‌دانست.(15) وي آثاري در تصوف دارد، مانند كشكول كه خود عنوان آن در حوزه تصرف و درويشي است. او به طور علني جامه درويشان مي‌پوشيد و به سير و سياحت و مصاحبت با اهل سلوك مي‌پرداخت(16) ولي ارادت خود را به مشايخ صوفيه آشكار نمي كرد. با اين حال، در رساله طنزآميزش، موش و گربه، مكرهاي صوفي‌نمايان عصر را نيز نشان داده است.(17) مجلسي اول از شاگردان و مريدان وي بوده و مطابق قول مجلسي دوم در رساله اجويه(18)، پدرش دستور ذكر و فكر از او گرفته است.

 

در مورد ميرفندرسكي كه به ظن غالب، از اساتيد ملاصدرا نيز بوده است، نقل است كه به سيره درويشان مي‌زيسته و اغلب با آنان روزگار مي‌گذرانيده و از اين حيث، مورد ملامت نيز قرار گرفته است.(19) آثار وي، از جمله قصيده مشهورش، مشتمل بر اشارات عرفاني است اما نظر او درباره تصوف كاملاً در همان جهت خلاف آمد عادت روزگار خويش است. وي در رساله صناعيه درباره صوفي نماياني كه تن پرورند و ترك عمل كنند، گويد:

 

«و باشند كه خود را بر صوفيان بندند و به عين الجمع گويند و خود را از مراتب عمل بيرون برند.»(20)

 

و اندكي بعد در ادامه گويد: «در اسلام، جماعتي خود را بر صوفيان بندند و به توكل گويند.»(21)

 

وي چنين كساني را نه صوفيان حقيقي بلكه «قلندران و عالم گردان و تن آسايان كه هيچ كار نكنند و به منزله موي بغل و زهار باشند» مي‌داند. (22) ميرداماد نيز با اينكه پدرش داماد محقق كركي، از فقيهان بزرگ عصر و مخالف تصوف بود، تعلقات صوفيانه‌اش به ويژه از طريق حكمت اشراق كه وي از مفسرانش بد، ديده مي‌شود.

 

از ميان شاگردان با واسطه و بي‌واسطه ملاصدرا كه گرفتار اين بيان خلاف عادت (پارادكسيكال) شده بودند، مي‌توان از فيض كاشاني، عبدالرزاق لاهيجي و قاضي سعيد قمي نام برد، كه متكلمان شيعي بزرگي نيز هستند و مي‌توانند شواهدي بر جمع تركيبي تصوف و تشيع و كلام و حكمت نيز باشند.

 

فيض كاشاني (متوفي 1091)، شاگرد و داماد ملاصدرا، مانند خود او ارادت عرفاني به شيخ بهايي داشت. وي صاحب آثار كثيري از تفسيرقرآن تا علم كلام و حديث و عرفان و تصوف است. فيض در بعضي آثار مانند المحاكمه(23) - چنان كه از عنوانش برمي‌آيد محاكمه ميان عالمان و صوفيان است - از صوفي‌ نمايان باطل زمان و آداب و رسوم ايشان و همچنين از جاهلان علما كه در آزار صوفيه حقه مي‌كوشند، انتقاد و از پيروان حقيقي تصوف و علم دفاع مي‌كند. وي در آثار ديگري مثل شرح صدر(24) از تصوف حقيقي و سير و سلوك دفاع مي‌كند و علم تصوف را گوهر دانش و موروث انبيا مي‌خواند.(25) فيض از جهت مخالفت با عقل در فهم دين(26) به اخباري بودن نيز شهرت يافت ولي حقيقت اين است كه وي حتي در علم اصول دين يا كلام، به عنوان مثال در كتاب علم‌اليقين في اصل الدين، بنابر مشرب عرفاني خود به قواعد صوفيه و فلسفه صدرايي عمل مي‌كند(27) و تفقه در دين را تحصيل بصيرتي مي‌داند كه مرجعش عقل نيست بلكه قلب سليم است.(28) از اين رو، كتاب المحجه البيضاء را نوشت كه تهذيب احياء علوم الدين غزالي بود. او نيز همانند غزالي در اين كتاب علم حقيقي دين را كه به نظرش علم تهذيب نفس و تصوف است، از علومي مثل فقه و كلام كه علم حقيقي دين نمي‌داند، تفكيك كرد. (29) فيض كاشاني نيز به سبب انتساب به تصوف مورد شماتت و مخالفت فقيهان زمان مانند شيخ يوسف بحراني(30) قرار گرفت تا آنجا كه شاگرد فقيهش، سيد نعمت الله جزايري در مقام دفاع از او برآمد. (31)

 

عبدالرزاق لاهيجي (متوفي حدود 1072)، شاگرد و داماد ديگر ملاصدرا كه به عنوان يك متكلم معمولاً به واسطه كتاب‌هايش در علم كلام شيعي مثل شوارق الالهام و سرمايه ايمان و گوهر مراد مشهور است، در مقدمه كتاب گوهر مراد راه خدا را به ظاهر و باطن تقسيم مي‌كند و مي‌گويد كه بعثت انيبا براي ارشاد راه باطن است كه به خدا توان رسيد، نه راه ظاهر كه به آن خدا را فقط توان دانست و سپس، شرح مي‌دهد كه مقصود محققان صوفيه از دعوي وحدت وجود و مرتبه فنا نيز همين است. وي مي‌گويد: «حقيقت تصوف نيست مگر سلوك راه باطن و غايت آن، حصول علم است و رسيدن به علم اليقين».(32)

 

او در خاتمه همين كتاب نيز علي‌رغم رد آداب رايج صوفيه زمانه، حقيقت تصوف را تأييد مي‌كند، طريقه محققان از علماي شريعت را كه به قول او مراد از صوفيه و عرفا ايشانند، خواه مسلماً به اين نام باشند و خواه نباشند، ذكر مي‌كند و مي‌گويد كه مطلب و مرتبه عرفان بالاترين مراتب و مطالب است. (33)

 

قاضي سعيد قمي (متوفي 1103)، شاگرد مشهور فيض كاشاني و بنابربعضي اقوال(34) شاگرد لاهيجي است كه بيش از استادش تمايلات صوفيانه داشته و حتي ملقب به «ابن عربي تشيع» شده است. وي در همان جهت احياي تصوف شيعي و نشان دادن بعد عرفاني ائمه اطهار، شروح عرفاني بر احاديث وارده از حضرات معصومين را مانند كتاب اربعين يا شرح بر توحيد شيخ صدوق آورده و غالباً از آثار ابن عربي بهره جسته است.

 

اما در عمده آرا و آثار حكمي و فلسفي بزرگ‌ترين فيلسوف دوره صفوي، ملاصدرا، سيطره جنبه‌هاي صوفيانه و استشهاد به مشايخ بزرگ صوفيه(35) و تجليل و تعظيم آنان در آينه تعاليم امامان شيعه و حكمت اشراقي كاملاً مشهود است و عناوين بسياري از كتاب‌هاي وي صوفيانه است. كتاب‌هايي از قبيل الشواهد الربوبيه في المناهج السلوكيه، الواردات القلبيه، اكسير العارفين، ايقاظ النائمين و بالاخره، عنوان مفصل‌ترين و مشهورترين كتاب او، اسفار، كه آن را به نام و مطابق اسفار اربعه سلوك عرفاني نوشته است. بسياري از مفاهيم صوفيانه مثل وحدت وجود يا علم حضوري در فلسفه وي تفسير فلسفي و مبرهن شده است.

 

وي در تصوف احتمالاً ارادت به شيخ بهايي داشت(36) و در همان زمان به صوفي بودن و مروج افكار صوفيه نيز مشهور بود(37) و خود را «خادم فقرا» مي‌ناميد(38)، ولي با همه اين تعلقات صوفيانه در بعضي آثارش مثل مقدمه اسفار(39)، قبل از شرح اسفار اربعه سلوك به نقد آنان مي‌پردازد. در رساله كسر اصنام الجاهليه مخاطب وي چنان كه تصريح مي‌كند، «كساني هستند كه به لباس تصوف درآمده‌اند» (التزّيي بزيّ الصوفيه)، (40) لذا، در اين رساله نخست تصوف رسمي زمان و صوفي نمايان (صوفيان صفوي) و سپس علماي ظاهربين را تقبيح و انكار مي‌كند ولي همين رساله نيز به قول صاحب طرائق الحقائق (41) به جاي اينكه در كفر جماعت صوفيه باشد، بيشتر در مدح جماعت صوفيه حقه است.

 

وي خاطر نشان مي‌سازد كه مرادش تنبّه اهل زمانه خويش است، به همين جهت، در خاتمه رساله اصنام الجاهليه(42) «برادران سالك خويش در طريق نجات» را مخاطب قرار مي‌دهد و مي‌گويد كه غرضش از نوشتن آن رساله توبيخ يك يا دو فرد معين از دنياپرستان و اهل باطل كه خود را به ارباب كمال مانند كرده‌اند، نيست بلكه تنبيه و آگاه كردن اهل ذوق سليم و قلب درست بر فساد زمان است و انحراف اكثر مردم از جاده سلوك در طريق علم و عرفان، تا مريد داناي بصير به دنبال كسي رود كه راه حق و طريق صدق را مي‌پيمايد. غرض سلبي وي همين بود ولي غرض ايجابي‌اش - چنان كه خود گويد - اين است كه جويندگان و رهروان راه را از ظاهربيني در دين برحذر دارد و به تحصيل و اكتساب معارف الهي تشويق و ترغيب كند. از اين رو، به دنبال همين مقدمه و در انتهاي كتاب - به سبك مرسوم آثار صوفيانه - به بيان شرايط ارادت صوفيانه و آنچه بر مريد واجب است، مي‌پردازد. وي شرايط ارادت را رفع چهار حجاب مي‌داند كه سه راه سالك و حق سبحان است. آنگاه مي‌گويد اگر كسي اين چهار شرط را به جاي آورد، مانند كسي است كه وضو ساخته و آماده نماز براي معراج است. در اين حالت است كه محتاج به راهنما و استادي مي‌شود كه او را هدايت كند. ملاصدرا در اينجا دستورات سلوكي از قبيل ذكر و فكر را شرح مي‌دهد.

 

با اين حال، ملاصدرا در رساله ديگرش، موسوم به سه اصل، كه ظاهراً تنها اثر كامل برجاي مانده از او به زبان فارسي است، ضمن سرزنش فقهاي ظاهري و متكلمين عصر كه ذم تصوف و نفي درويشان را شعار خود كرده‌اند،(43) در مقام دفاع از تصوف حقيقي و حكماي به حق و صوفيه كه مورد عداوت علماي دنيا شده‌اند،(44) برآمده است. ظاهراً جهت اينكه رساله سه اصل را به زبان فارسي نوشت نيز همين بود كه مخاطبانش عموم مردم بودند و مي‌خواست آنان را متنبّه به حقيقت تصوف كند، در مقابل، كسر اصنام الجاهليه را بايد به عربي مي‌نوشت، زيرا مخاطبانش علما بودند كه زبان علمي‌شان عربي بود. خلاصه آنكه در كسر اصنام الجاهليه نخست صوفيان صفوي و، سپس، فقهاي حكومتي را طعن و قدح مي‌كند و در رساله سه اصل مقصود اول وي توبيخ و تنقيد فقهاي حكومتي و ثانياً صوفيه صفوي است. اما فقهاي صفوي را عمدتاً به جهت ميلشان براي كسب قدرت و قرب به سلاطين و صوفيان صفوي را به جهت آداب و اعمال ناپسنديده‌شان تقبيح مي‌كند.

 

مطابي كه ملاصدرا در نقد صوفي‌نمايان و متشبهين به تصوف آورده است، تازه نيست و تقريباً همه آنها را خود بزرگان صوفيه در طول تاريخ بيش از ديگران عنوان كرده و لذا خرقه‌هاي باطل را مستوجب آتش خوانده‌اند. آنچه در زمانه و آثار ملاصدرا بديع و مهم است آن است كه چون تصوف ماهيت شيعي‌اش را عيان كرده و با حكمت جمع شده بود و تصوف و فقه در دوره وي نزد نادانايان هر دو طايفه عمدتاً تبديل به وسيله‌اي در دست حكومت شده بود، عوارض جانبي خاصي پديد آمده بود كه بعدها در تاريخ تفكر اسلامي در ايران تأثير جدّي نهاد. از اين رو، بررسي اين دو رسالة ملاصدرا كه در واقع مكمل يكديگرند، در فهم معنا و مقام تصوف در تفكر ملاصدرا و وضعيت خلاف عادت (پارادكسيكال) تصوف و همچنين تشيع در زمانه وي بسيار مهم است، لذا به ذكر نكات اصلي اين دو رساله مي‌پردازيم:

 

در اين دو رساله، ملاصدرا ضمن طعن و طرد تصوف باطل و فقه ظاهر حكومتي در تمناي تصوف و علم حقيقي و از آن طريق، در جهت احياي علم دين است.(45) اگرچه تنها غزالي است كه مطلوب اصلي خويش را احياي علم دين خوانده است ولي اين مقصود را هر يك از عارفان بزرگ از جمله ملاصدرا در تاريخ اسلام بر ذمه خويش مي‌دانسته‌اند. ملاصدرا به غزالي تأسي مي‌كند و به خصوص از كتاب احياء علوم الدين وي در هر دو رساله خويش استفاده فراوان مي‌كند، (46) چنان كه ديديم، فيض كاشاني نيز چنين رويه‌اي را ادامه مي‌دهد

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |

چگونه شکر این نعمت گذارم که دست مردم آزاری ندارم

نامه مدیریت سایت مجذوبان نور به شورای فرهنگیان دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی

با عرض سلام

احتراما ضمن طلب توفیق بندگی حق  و تقدیر و تشکر از شما عزیزان ،به اطلاع می رساند

بزرگان سلسله فرموده اند که درویشی با سیاست بیگانه است. زیرا که سیاست تهی از صدق ،صداقت ، تقوی و عدالت و به معنای متداول آن ،که گفته اند پدر و مادر ندارد ، نطفه آن بر حرام بسته شده و پایه و اساس آن در تضاد با  موازین الهی و شریعت مصطفوی و طریقت مرتضویست. دخالت در چنین سیاستی در شان اولیا الهی و پیروان آنها نمی باشد و از این روست که سیاست علی(ع)و آل او با سیاست  معاویه و پیروان او در تضاد و تقابل است.و به همین دلیل سیاست اولیا الهی ،سیاست دفاع و دفع ظلم و سیاست شیاطین و اهل دنیا، سیاست تهاجم علیه انسان ها و مظلومان است.

نیک می بینید که اساس سیاست متداول بر اساس یارگیری و فریب افکار مردم و هدایت آن ها در جهت اهداف صاحبان قدرت است که حضرت آقای صالح علیشاه به کنایه در کتاب مستطاب پند صالح مرقوم فرموده اند که"آلت دست و بهانه ی اجرای مقاصد دیگران"نباید قرار گرفت. صاحبان سیاست تزویر، ظاهربین و اساس تفکرشان بر قیاس است.

چون که تخم آز و کین می کاشتند         انبیا را جنس خود پنداشتند

می بینید که در وقایع اخیرمعاندین تصوف در تبلیغات خود  اصرار موزیانه دارند تا واکنش فردی و جمعی دراویش را که کاملا جنبه معنوی و الهی دارد  و اعجاز ولایت در باطن و روح دراویش است و باعث وحدت و هم بستگی آنها شده است با واژه تشکیلات و یا فراخوانی توجیه و تفسیر کنند و تصوف را یک تشکل سیاسی نشان دهند.تا بتوانند به این بهانه با دراویش به مقابله برخیزند و هر موضوع و واکنشی از سوی دراویش را ،سیاسی و امنیتی جلوه دهند تا سرکوب و خشونت ، به راحتی انجام گیرد.

از این رو عاجزانه استدعا داریم شرایطی ایجاد  نشود که بهانه به دست معاندین داده شود زیرا هر چند دراویش آزاد هستند که بصورت مستقل و خارج از سلسله در سیاست مداخله و یا دارای  حزب و گروه باشند اما بزرگان سلسله با تشکلهای سیاسی بنام سلسله و درویشی مخالفند.

معاندین تصوف حتی سعی می کنند که سایت مجذوبان نوررا با تبلیغات مسموم به سلسله ودرویشی بچسبانند و اشتباهات مارا متوجه مولای معظم حضرت آقای دکتر نور علی تابنده  مجذوبعلیشاه بنمایند و به همین علت بارها متذکر شده ایم که این سایت مستقل بوده و سخنگوی درویشی و بزرگان سلسله نمیباشد

به هر صورت برای جلوگیری از ایجاد توهم دردشمنان تصوف ، نام سلسله را بر خود نگذارید و  انگیزه و اهداف خود را بصورت شفاف بازگو نمایید. 

                                                 با کمال تشکر مدیریت سایت مجذوبان نور

پاسخ شورای فرهنگیان دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به مدیریت سایت مجذوبان نور

با عرض سلام خالصانه خدمت مدیریت محترم سایت مجذوبان نور

ایمیل شما واصل شد .احتراما   در مورد  انگیزه و هدف و تشکیلات شورای فرهنگیان دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به استحضار اخوان ایمانی میرسانیم

به جمع شدن چند معلم بازنشسته که در نیمه هر ماه برای رفع گرسنگی خانواده خود به قرض متوسل می شوند ،تشکیلات نمی گویند . ما نه تشکیلات سیاسی داریم و نه دارای مرامنامه و اساسنامه تشکیلاتی، چند معلم بازنشسته وساده ایم  که نه با کسی دشمنی داریم و نه زوروقدرتی برای  لشکر کشی و جنگ !!!

چگونه شکر این نعمت گذارم            که دست مردم آزاری ندارم

دنبال انتقام از دشمنان خود هم نیستیم  ،خداوندی قدرتمند داریم که بر مظلومیت ما ناظر و شاهد است ،هم بصیر است و می بیند،هم عالم است و میداند ،هم قادر است و میتواند .

  مخالفین تصوف  همکار و برادر ایمانیمان آقای رحمت الله جوادی را به خاک سیاه نشانده اند و بدنبال آنیم که کاری برای او انجام دهیم .

هدف ما :

1- چون دید یم وکلای دراویش به علت آنکه خود درویش بودند  به همراه موکلین محکوم شده و دفاعیات قانونی  آنها اثری بر رای  قضات دادگاه که  درویشی  راگناه و جرم میدانستند  نگذاشت!!!!  . برآن شدیم  که وکیلی غیراز دراویش را برای آقای جوادی به خدمت بگیریم تا از او دفاع کند تا اعتقاد و درویشی وکیل  مانع رای عادلانه قضات نشود!!    .زیرا بر طبق اسناد و مدارک موجود تخریب خانه آقای جوادی صد در صد ظالمانه و در هر محکمه ای که قاضی آن اعتقادی به خدا و یا تمایلی به قانون داشته باشد قابل دفاع می باشد.

2- به دنبال آن هستیم با تهیه منزل، زن و فرزند همکار خود را از دربدری نجات دهیم

3-  مظلومیت او را نشان دهیم و از ظلمهای مضاعف پیشگیری کنیم

آیا اهداف ما دخالت در سیاست است؟؟؟

آیا مدیریت محترم سایت مجذوبان نور آقای رحمت الله جوادی را از نزدیک می شناسند

آیا می دانید در وجود ایشان چیزی به نام تنفر وجود ندارد و قوه تشخیص میان دوست و دشمن در او نیست و حال او به گونه ایست که برای خود حقی قایل نیست 

آیا می دانید آن زمان که خانه او را تخریب نمودند او به دنبال تهیه صبحانه برای تخریب کنندگان بوده و چون آن ها را خسته و گرسنه می بیند بر روی خرابه ها سفره می اندازد و به آنها غذا می دهد.

آیا می دانید با قسم و آیه جلو دراویش را می گیرد تا کسی به تخریب کنندگان حمله ننماید ،تا آنها در سلامت به کار خود ادامه دهند.

آیا می دانید مردم کوچه و بازار حتی بیشتر از دراویش آقای جوادی را  دوست می دارند.

 آیا میدانید آقای جوادی در چرمهین جلسه دعای کمیل و جوشن کبیر و صغیر دارد و متدینین و به اصطلاح حزب اللهی ها نیز او را قبول دارند و در جلسات او شرکت میکنند

آیا میدانید جوادی از مبارزین و شکنجه شدگان نظام گذشته و تنها انقلابی منطقه بوده که اگر حب دنیا داشت امروز صاحب جاه و مقام بود در صورتی که نصیب او از انقلاب تنها بیماریست

آیا میدانید جوادی را بعد ازتخریب منزلش به اداره اطلاعات برده اند و از او تعهد گرفته اند که دیگر پا به خانه مخروبه اش نگذاردو آن را به آقایان واگذار کند.

آیا می دانید مامورین امنیتی به او گفته اند تو و محل زندگی تو ،برای دراویش و مردم" مقدس شده" و به هر قیمت نمی گذاریم در این مکان مجددا خانه بسازی و زندگی کنی

آیا می دانید جوادی 15 میلیون تومان هنوز بدهکار خانه تخریب شده اش می باشد

آیا می دانید هر روز او را به اطلاعات می برند  و او بدون هیچ مقاومتی ،  از ترس آنکه  قطره خونی از بینی کسی بیاید همه ظلم ها و فلاکت ها را به جان خریدار شده است

و و و

آیا دلایل فوق انگیزه ای وجدانی و ایمانی برای کمک به او ایجاد نمیکند ؟؟؟

در پایان با کمال تشکر از تذکرات مفید و برادرانه مدیریت محترم سایت مجذوبان نور،  نام سلسله درپسوند  شورای فرهنگیان را حذف میکنیم و امیدواریم بتوانیم در جهت  رضایت خاطرمولای معظم و شادی برادران خود قدم برداریم

                                                                                      شورای فرهنگیان

نوشته شده در ساعت توسط علي 121 |
درباره وبلاگ

عزيزان و دوستان توجه داشته باشند

كوس نبرد ما مزن انديشه كن كز خيل ما

گر يك دعا تازد برون بر صد جهان لشكر زند
و

از كران تا به كران لشكر ظلم است

ولي از ازل تا به ابد فرصت درويشان است

در كشورهاي غربي اعلان جنگ عليه اسلام ميشود در عربستان و يمن دستور مبني بر قتل عام شيعيان ميشود و در گوشه اي از دنيا كه ايران نام دارد مولوي بايزيد و ..... كافر خوانده ميوشد
فتواهايي همچون بر تخريب حرم امام حسين در عراق و فتوا براي تخريب حسينيه ها در ايران صادر ميشود

آخرین نوشته ها
جمعه به دستور کتبی مولای معظم
دکتر علوی‌نیا از معدود کارشناسان فلسفه تحلیلی بود
سپاه آماده ی برخورد با تهدیدات داخلی می شود
اخبار چرمهین : (وقاحت ظالم و حکایت مظلوم!!)
فتوای آیت الله محمد علی تسخیری دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
وبلاگ های دراویش گنابادی بعد از گذشت زمان کمتر از ۲ ماه مجددا فیلتـــــر شدند
سقراط شهيد راه حكمت
نقش تصوف در رویارویی با سلطه صلیبی – صهیونیستی (اختصاصی مجذوبان نور)
منجمان چاله ي عظيمي را در جهان پيدا كردند
تصوف علوي
خدا روح در آدم دميد ***************** ز جا برخاست آدم يا علي گفت
بت پرستان رخ خورشيد تو را گر بينند بر قد و قامت زيباي تو ايمان آرند
مولای یا مولای...............
پارادكس تصوف نزد اساتيد و شاگردان ملاصدرا(1)
چگونه شکر این نعمت گذارم که دست مردم آزاری ندارم
sooon...............
اطلاعیه شورای فرهنگیان دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در خصوص تخریب منزل آقای رحمت الله جوادی
ولادت امام محمد باقر بر تمام شيعيان خاص آن حضرت مبارك باد
6 نفر از دراويش باز داشت شده آزاد شدند
همه مذاهب از حقوق شهروندي برخوردار هستند
آخرین اخبار چرمهین (احضارمعلم مظلوم وافشاگری ظالمین)
ابن عربي
شرع مقدس و تعدد زمین
فلک در شریعت اسلام
کعبه اقبال این حلقه است و بس کعبه اومید را ویران مکن
کشف اولین انیمیشن جهان در شهر سوخته
تخریب خانه تاوان خداپرستی
هيس ! امام جماعت، حضرت امام زمان است
دست كج وزارت اطلاعات از آستين شهرداري بيرون آمد
یخربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المومنین فاعتبروا یا اولی الابصار
امکانات


zolfaghar121

علي 121

zolfaghar121

http://zolfaghar121.blogfa.com

ذوالفقار حسيني 121

ذوالفقار حسيني 121

ذوالفقار حسيني 121

عزيزان و دوستان توجه داشته باشند

كوس نبرد ما مزن انديشه كن كز خيل ما

گر يك دعا تازد برون بر صد جهان لشكر زند
و

از كران تا به كران لشكر ظلم است

ولي از ازل تا به ابد فرصت درويشان است

در كشورهاي غربي اعلان جنگ عليه اسلام ميشود در عربستان و يمن دستور مبني بر قتل عام شيعيان ميشود و در گوشه اي از دنيا كه ايران نام دارد مولوي بايزيد و ..... كافر خوانده ميوشد
فتواهايي همچون بر تخريب حرم امام حسين در عراق و فتوا براي تخريب حسينيه ها در ايران صادر ميشود

ذوالفقار حسيني 121

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com